شازده کوچولو
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤  کلمات کلیدی: دل نوشته ، معرفی کتاب

شاهزاده کوچک گفت:اهلی کردن یعنی چه؟

روباه پاسخ داد:اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده ای است.یعنی علاقه ایجاد کردن...

شاهزاده کوچک گفت:علاقه ایجاد کردن؟

روباه پاسخ داد:...اگر تو مرا اهلی کنی هردو به هم نیازمند خواهیم شد.تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تودر دنیا یگانه خواهم بود...اگر تو مرا اهلی کنی زندگی من همچون خورشید روشن خواهد شد.من با صدای پایی آشنا خواهم شد که با صدای پاهای دیگر فرق خواهد داشت.....

*و اینگونه شد که شاهزاده کوچک در سیاره هفتم روباه را دید با او آشنا شد اورا اهلی کرد و بعد رفت...

قصه شازده کوچولو اثر "انتوان دوسنت اگزوپری" را حتما همه شما بارها خوانده اید.تنها این را برای یادآوری نوشتم که یک بار دیگر هروقت دلتان گرفت به سراغش بروید.کاری که من میکنم و هربار برای من شازده کوچولو حرفهای تازه ای دارد.قصه پسرک کوچک موطلایی که روزی از سرلجباری با گل سرخش سوار مرغان مهاجر شد و ترک سیاره کوچکش را کرد.و بعد وقتی دور دنیا را چرخید و چرخید و با مفاهیم عمیق عشق و دوستی و آدمیت آشنا شد فهمید که گل سرخش هم اورا اهلی کرده است و باید سرانجام به سوی او برگردد.شاهزاده کوچک نمیتوانست با جسم سنگینش دوباره به بالا برود پس جسمش را ترک گفت تا با سبکی روحش به سمت سیاره کوچک و گل سرخش پیش برود...

قصه شاهزاده کوچک شاید برای بچه ها نوشته شده باشد اما حقیقتا برای ما بزرگترهاست.برای ما که از دنیای کودکی دورافتاده ایم و تنها شده ایم و حالا به شدت نیاز داریم کسی مارا اهلی کند...

دوسنت اگزوپری نویسنده این قصه یک خلبان بود و روزی سرانجام در ناکجاآباد این دنیا هواپیمایش سقوط کرد و برای همیشه پیش شاهزاده موطلاییش رفت.هیچ کس بعد از آن حتی نتوانست جسد اورا هم بیاید.انگار این بار شاهزاده کوچک او را اهلی کرد...

نمیدانم

تو مرا اهلی کرده ای

یا من تورا

تنها این را خوب میدانم

که عاشقی عین اهلی شدن است...

 *سمیرا