این مردم نازنین
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٧  کلمات کلیدی: متفرقه

تازه مدرسه را تمام کرده بودیم که هر روز از ما میپرسیدند:دانشگاه نمیری؟نمیخوای ادامه تحصیل بدی؟نمیخوای لیسانسی چیزی بگیری؟

تازه دانشگاه را تمام کرده بودیم که هر روز از ما میپرسیدند:سر کار نمیری؟این طوری حوصلت سر نمیره؟نیمخوای مستقل شی؟نمیخوای پول در بیاری؟

شاغل که شدیم هر روز از ما میپرسیدند:ازدواج نمیکنی؟خواستگار نداری؟میخوای ترشیده شی؟چرا به روزای پیریت فکر نمیکنی؟چرا یه مرد خوب پیدا نمیکنی؟

ازدواج کردیم هرروز از ما میپرسیدند:بچه دار نمیشی؟کی بچه دار میشی؟بچه خوبه ها؟ لطف زندگیه ها؟سر پیری دستتو میگیره ها....

بچه دار شدیم هر روز از ما میپرسیدند:نمیخوای یکی دیگه بیاری؟به خدا یکی کمه ها؟ بچه تنهاست خواهر برادر میخواد؟به فکر نیستی؟سنت داره بالا میره ها...

دومی رو به دنیا آوردیم هر روز از ما میپرسیدند:بیکار بودی ٢ تا بچه آوردی؟حواست باشه سومی نیاد.تو این اوضاع و احوال همین دو تا بسه.اصلا چه کاریه بچه زیاد.فقط دست و پای آدمو میگیره....

این قصه ادامه دارد و هر روز از ما میپرسند:این مردم نازنین ایرانی!!!! 

*نام پست -عنوان یکی از کتابهای رضا کیانیان است.