قار سوم:اتفاق میفتد
ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٥  کلمات کلیدی: متفرقه

اگر کلاغی روبروی تو بنشیند و به تو نگاه کند و دو بار "قار" بزند خبری در راه است.

اگر ٣ بار "قار" بزند خبر برای توست و اتفاق میفتد.

و زمانی که گروه کلاغها در آسمان "قار" میزندد اتفاق بد در راه است باید ذکر بگویی و به خدا پناه ببری...

اینها را "رضا کیانیان" میگوید وقتی پا به نمایشگاه انفرادیش در گالری ماه مهر میگذارید. نمایشگاهی از عکسهای کلاغهایی سیاه در پهنه آسمانی سفید.این طور که خودش میگوید این کلاغها را در آسمان قشم شکار لنز دوربینش کرده است.جایی که فی نفسه کلاغی ندارد.اما از خوش شانسی او ٢۵ کلاغ در زمان حضورش در جزیره قشم با کشتی از هند به آنجا مهاجرت کرده بودند و بدین ترتیب بود که او توانست این جلوه های دیداری را بر بوم عکاسی به من و شما هدیه کند.

اما در کنار تابلوهای رضا کیانیان نمیشود از چیدمان( instalation )جذاب آن چیزی نگفت.کاری از "فاتک موسوی" با خلاقیت بالا و موسیقی تاثیرگزار "مانی بیات".

وارد گالری که میشوید درجا یخ میزنید!زیر پایتان خروارها نمک سفید قرار گرفته که وقتی روی آنها راه میروید جای پای شما روی آنها میماند.هوای درون گالری به شدت یخ زده است.تابلوها آسمان سفیدی را نشان میدهند که تنها کلاغهای سیاه لکه های رنگ آن هستند.موسیقی عجیبی در سرتان میپیچد.صدای قارقار کلاغها در پس زمینه ای از زمستان یخ زده.خود را درون فضایی سرد و رازآلود میابید.انگار دارید روی برفها راه میروید و بالای سر شما آسمان یخ زده سفید زمستانی گسترده شده است.لابلای برفهای زیر پای شما پرهای سیاه کلاغها ریخته شده .فضا به قدری طبیعی و زنده است که ناخودآگاه حس میکنید در حال گام زدن در یک عصر جمعه دلگیر زمستانی هستید. دستها را دور خود میپیچید و دلتان میخواهد آنها را ها کنید...باور کنید دروغ نمیگویم بروید و ببنید این چیدمان زیبای فاتک موسوی را....

و در آخر اگر شانس بیاورید (مثل امروز) خود رضا کیانیان را هم خواهید دید که در سرمای زمستانی پا به پای شما گام برمیدارد...

نمایشگاه «قارسوم» از 22 آبان‌ماه تا 15 آذرماه درگالری «ماه مهر» به نشانی خیابان جردن، خیابان نیلوفر برپا خواهد بود. همچون نمایشگاه قبلی کیانیان، کتاب عکس‌های «قار سوم» همزمان با برپایی این نمایشگاه ارائه می‌شود.

حسین پناهی بود که می‌گفت: گاه حجم یک کلاغ کنتراست یک تابلو را حفظ می‌کند.

از روی تختم نگاه میکنم

به پرنده

روی یک

کابل تلفن

یکی پرواز میکند

و میرود

آنگاه یکی دیگر...

و تنها یکی باقی میماند