پلهای مدیسون کانتی
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

زنی میان آشپزخانه در حرکت است.زنی خانه دار که تنهاست و دیده نمیشود.رویاهایش مرده و جوانیش  در گذر است.عشق را گم کرده است.زنانگیش را نادیده انگاشته اند.او را مادر و همسر میپندارند و نه یک زن.کسی به علایقش توجهی ندارد.از او تنها حضور فیزیکیش را میخواهند.کسی با روح او کاری ندارد.

مردی تنها و همیشه در سفر است.عکس میگیرد و با طبیعت زندگی میکند.یاد گرفته است که آدمها را دوست بدارد ولی دل نبندد.پا به جاده میان سالی گذاشته است. عشق ندیده است اما راهبه هم نیست.زنان را دوست دارد اما نه یک زن مشخصی را. زندگیش در جاده ها میگذرد.در رفتنها و دل کندنها.هیچ کس را ندارد...

یک خانه که تنها 4 روز از زندگیش در عشق غرق میشود.خانه ای که تا قبل از این 4 روز تنها نمایی از یک آشپزخانه و اطاق خواب است.خانه ای که مقبره رویاهای زن است.

یک جاده که عکاس را به زن میرساند.4 روز و 3 شب طی میشود و عشق لابلای میز و نیمکتهای آشپزخانه زاده میگردد.خانه تکانی میخورد.زن و مرد عاشق هم میشوند. زن عشق را در دلش مخفی میکند تا به خانواده خود آسیبی نرساند.مرد تنها میرود و تا آخر عمر عاشق باقی میماند.

اینجاست که فیلم "The Bridges of Madison County (پلهای مدیسون کانتی) اوج احساس را طی میکند.در سکانس نهایی که مرد عکاس زیر باران به زن آرزوهایش خیره میماند و زن که سوار بر ماشین شوهر مردد بین ماندن و رفتن در نهایت ماندن را انتخاب میکند در حالیکه دستش تا ابد بر دستگیره در ماشین باقی میماند و روحش در همان 4 روز عاشقانه منجمد میشود.و عکاس که پشت چراغ قرمز زیر باران میایستد به امیدی که زن سرانجام رفتن را برگزیند و زن ماندن را انتخاب میکند...و عشق آنها سالها به شکل عشقی 4 روزه پایدار میماند...

این فیلم با کارگردانی "کلینت ایستوود" و با بازی خود او به نقش مرد عکاس و "مریل استریپ" به نقش زن خانه دار یکی از فیلمهای جاودانه سینماست.فیلمی سرشار از عشق و احساس و خلوص و تنهایی.فیلمی که در سکانس نهایی با چاقو احساستان را ریش ریش میکند و دلتان را بدفرم به درد میاورد...

فیلم پلهای مدیسون به نظر من در ستایش عشق است و زن.و نشان میدهد که تمام عمر میرزد به تنها چندروز عاشق بودن.تمام عمر میرزد به اینکه تنها چندروز با کسی بودن که تنها نیمه گمشده آدمی است.و جدایی اگرچه دردناک است اما همین جدایی این عشق را اینگونه ابدی میکند.

برای آدمهای زیادی این اتفاق پیش میاید.اتفاق یافتن نیمه گمشده خود اما خیلی دیر... دیرتر از آنکه دیگر بتوان کاری کرد.پس شاید بهتر باشد مثل زن پلهای مدیسون کانتی - ماندن را به رفتن ترجیح داد و تا آخر عمر تنها با خاطره یک عشق زندگی کرد...

فیلم بسیار زیبا و تاثیرگزار است و بازیهای درخشانی دارد.دیدنش را همه جوره توصیه میکنم.