رضوی(3)
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۸  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به خراسان رضوی

٢٨/٧/٨٩-کلات نادری

یک مینی بوس کوچولو صبح اول وقت اومد دنبالمون تا راه بیفتیم برویم به دیار نادر و با کوه نور و روشنی آفتاب قصرش آشناتر شویم.برای رسیدن به کلات باید از شمال شرق مشهد شروع کرد و از کوههای هزارمسجد گذشت.جاییکه دست معمار طبیعت مناره های سنگیش را به پا کرده تا جاده انگار راه رسیدن به بالاهای بالا شود.و ما سرخوش و خندان راه ٣ ساعته کلات نادری را در پیچ و خم جاده پیمودیم و با آسمان وکوه و زمین و رود و رودخانه همسفر شدیم.

کلات به معنی آبادی یا قلعه ای سترگ و بزرگ است جاییکه نمیتوان به راحتی از آن گذشت. نادر شاه قدرتمند ایران زاده همین سرزمین است و به خاطر همین نفوذناپذیری آن را پایگاه نظامی خود قرار داد.نادر دستور داده بود کلات را بسازند و آبادش کنند.پس از هر لشگرکشی و پیروزی تن خسته خود را به کلات میاورد تا در پناه این کوههای باشکوه آسوده بگیرد.

امروز هم هنوز کلات سرزمین دست نیافتنی محسوب میشود.تنها راه ارتباطی آن عبور از این تونل سنگی و عجیب است که حتی با وجودیکه در سالهای تازه تر ساخته شده اما شبیه یک غار سنگی باستانی به نظر میاید.

به شهر کلات که برسید دیگر یافتن "قصرخورشید" کار سختی نیست.این کاخ که به دستور نادر ساخته شد در مرکز شهر کلات و در قلب آن قرار دارد.نادر شاه در یکی از لشگرکشیهایش به هندوستان تعدادی از معماران هندی را با خود به کلات آورد و با الهام از اسطوره ها وبناهای هندی در این شهر کاخی برای او بسازند تا هم محلی مطمئن برای نگهداری گنجهایش باشد و هم در آینده آرامگاه پیکرش... اما عمر نادر کفاف نداد تا پایان ساخت و ساز قصر خود را ببیند.نادر کشته شد و سپاه سر به شورش برداشت.خاندان سلطنتی او حتی زنان باردار خانواده به دست شورشیان کشته شدند و معماران بنا هم از اوضاع بهم ریخته استفاده کرده و گریختند.اینگونه شد که قصر خورشید نیمه تمام باقی ماند.نه مقبره نادر شد و نه پاسدار گنجهای افسانه ایش... 

در بدو ورود چشممان را حوض سنگی کاخ میگیرد.که در مسیری آب را به داخل بنا میکشانده.نادر دستور داده بود که از چشمه سارهای قره سو در ۵ کیلومتری کلات آب را به سمت شهر بکشانند.مهندسان زمان هم با حفر گودالهای ۵ متری و لوله های سفالین مسیری برای عبور آب تا داخل کلات و خصوصا قصر نادر کشیدند.اینگونه شد که هم آب شرب منطقه تامین گشت و هم درختان چنار و ستبر کاخ سیراب شدند.

عمارت خورشید کاخی ٣ طبقه است که نمای آن با سنگهای قهوه ای خوشرنگی پوشیده شده .روی این سنگها کنده کاریهایی از میوه ها و حیوانات گرمسیری خصوصا منطقه هندوستان قرار گرفته است.این حجاریها به قدری زیبا و ظریفند که هنوز پس از سالها طراوت نابی به چشمهای بیننده منتقل میکنند.در بعضی نقاط نقشها نیمه کاره هستند که به یادمان میندازد معماری را که تیشه را به شوق آزادی زمین انداخت و گریخت.

طبقه زیرزمین کاخ نمور و ترسناک است که گفته های دهان به دهان مردم میگوید روزگاری اینجا زندان شاهان قدیم بوده است.زندانی مخوف که با پله کانهای سنگی بلند از زمین جدا میشود و آدم را میبلعد.تنها خدا میداند که لابلای این سنگهای خاکستری چه ناله هایی هنوز هم نجوا میشود.اما در زمان نادر قرار بوده این زیرزمین مقبره او و محل نگهداری گنجهایی چون الماسهای "کوه نور و دریای نور" باشد که متاسفانه اینگونه نشد.

بخش عمده این زیرزمین به موزه مردم شناسی کلات تبدیل شده است.مجسمه های زن و مرد و کودک با لباسهای اقوام گوناگون خراسانی در حال نمایش آداب و رسوم مختلف در معرض دید قرار گرفته اند.جایی مجلس عروسی قومی عشایر است و جایی دیگر زنان دوزنده خراسانی.جایی مردان زحمت کش کشاورز در حال درویند و جایی دیگر مادری مهربان درحال تکان دادن گهواره کودک...

طبقه بعدی بنا که همکف محسوب میشود تالار اندرونی و اطاقهای کاخ است. با سقفی به غایت بلند و باشکوه و دیوارهایی نقاشی شده با رنگهای طبیعی و زنده ای که بعد از قرنها هنوز خودنمایی میکنند.برگهای ظریف و گلبرگهای لطیف-نقوش هندسی و آیات قرآنی-گچ کاریهای باشکوه و زیبا که همه و همه ما را به دوران شکوهمند نادرشاه افشار-شاه قدرقدرت ایران زمین میبرد.انگار هنوز روح ناآرام نادر در این تالارهای تودرتو گام برمیدارد و کسی چه میداند شاید اگر شبانه به اینجا بیاییم صدای برخورد شمشیر مرد ناآرام ایرانی را با زره فولادیش بشنویم.

اما چرا اینجا را کاخ خورشید مینامند؟ یکی از دلایل برمیگردد به شکل بنا که از بالای گنبدش اگر به آن نگاه شود شکل خورشیدی با ده ها پرتوی نورانی را در ذهن تداعی میکند.اما یک دلیل هم دیگر در پس رازهای این کاخ نهفته است.

میگویند در قدیم گنبد بالای قصر خورشید شامل ٢ ردیف سوراخ بود.ردیف اول ١٢ سوراخ و ردیف دوم ٣١ سوراخ داشت.این اعداد ما را میکشاند به نجوم و محاسبه روز و ماه و سال.عده ای از تاریخ دانان و باستان شناسان معتقدند که در معماری این بنا قصد بر این بوده که یک تقویم نجومی که با انوار خورشید کارمیکرده تعبیه شود که یا به مرور زمان از بین رفته و یا نیمه کاره رها شده و بعدها سوراخها گرفته شده اند.

دستور کار این تقویم نجومی به این شکل بود:اول هر ماه با اولین تابش خورشید نور از یکی از سوراخهای ١٢ گانه عبور و بر دیوار مقابل منعکس میشده و اینگونه ماه مربوطه تعیین میگشته سپس از دومین روز پرتوی نخست خورشید از سوراخهای ٣١ گانه پایین عبور کرده و بر دیوار میفتاده و بدین ترنیب حساب دقیق ماه و روز مشخص میشده است.سر و راز آن هرچه بوده امروز دیگر متاسفانه اثری از آن نیست و اینها حدس و گمانهای باستان شناسان است.اما این هم میتواند دلیل موثق دیگری برای نامگذاری "کاخ خورشید" باشد...

برای دیدن آبشارهای قره سو باز هم با من بمانید تا بعد!

*هرگونه  حق برداشت از عکسها و مطالب این مطلب تنها متعلق به مجله "کوه نور" است.برای دیدن متن کامل مقاله کوه نور به قلم بنده میتوانید به شماره آذرماه این مجله رجوع کنید.با تشکر...