رییس
ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٩  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

تازه از دیدن فیلم جدید آقای مسعود کیمیایی (رییس) اومدم خونه...راستش تو یک شوک اساسیم...نمیدونم من از سلیقه روز به دور شدم یا آقای کیمیایی تغییر کرده اند...در مورد این فیلم زیاد شنیده بودم اما دیدنش حکایت دیگری بود.من تخصص خاصی در مورد نقد فیلم ندارم و قصدم نیز جسارتی به این فیلم ساز بزرگمان نیست اما سوالی از آقای کیمیایی دارم:واقعا این فیلم چه چیزی برای گفتن داشت؟...من اگر تخصص سینمایی ندارم اما به جرات خودم را یک سینما دوست حرفه ای میدانم بنابراین به خودم حق میدهم که از آقای کیمیایی گله داشته باشم.من هیچ وقت تعصبی روی کارگردانان صاحب نام و یا بالعکس کارگردانان جوان ندارم اما این فیلم برایم فقط یک تاسف بزرگ به ارمغان داشت و یک سوال:آیا دوره آقای کیمیایی به پایان رسیده است؟

فیلم سراسر نوستالوژی فیلمساز را به گذشته نشان میدهد اما معلوم نیست که جرا سوژه اعتیاد را با مسایلی از این دست به هم بافته است.در صحنه های بیننده را به یاد فیل پدر خوانده میندازد اما تنها ژستهای فیلم پدرخوانده...ادا و اصولهایی از جمله موسیقی کلاسیک٬ کت و شلوارهای اتو کشیده و کلاههای شاپو٬ اسلحه و بی محابا تیراندازی کردن٬ و ترکیب زندگی اشرافی با پول کثیف...و بعد آمیزه ای با فیلم فارسیهای قدیمی٬ از جمله رفاقت و عشق لوطی وار داشتن و یک تنه از پس ۱۰ نفر برآمدن....

فیلم با ترکیبی از هنرپیشه های بزرگ سینمای ایران پر شده است.کسانی چون فرامرز قریبیان٬ خسرو شکیبایی٬داریوش ارجمند٬امین تارخ٬لعیا زنگنه...و هنرپیشه های جوانی چون پولاد کیمیایی و مهناز افشار...بازیها خوب است اما انقدر فیلم نامه ضعیف و پیش و پا افتاده است که حتی بازیها نیز به چشم نمیاید.فیلم معجونی از حوادث غلوآمیز است.

فکر نمی کنم برای نشان دادن شخصیت یک رییس باند خلافکاران مواد مخدر نیازی به نمایش مصنوعی یک مهمانی در خانه اش باشد.مهمانی که در آن هر لحظه کارگردان یک شیفت موسیقی جدید را به نمایش میگذارد.از موسیقی عربی تا اپرای فرانسوی از ویولون ایرانی تا دی جی های اکس پارتی...ملقمه ای که تنها دهان تماشاچی را باز نگه میدارد...و ذهن تماشاچی که مدام از این شاخه به آن شاخه میپرد و این سوال که در اینجا خانه ای در یک شهر است یا باغ وحش!!!!زیرا از گرگ و سگ و تمساح تا موش خرما و کبری و مار پیتون در آن یافت میشود؟؟؟؟!!!

نمیدانم کتاب جسدهای شیشه ای نوشته آقای کیمیایی را خوانده اید یا نه؟کتاب بدی نیست حتی میشود گفت جذاب است خصوصا برای نسل جوان زیرا نویسنده تو را با خود میکشاند به دنیای گذشته طهران!از لاله زار گرفته تا کافه نادری و کوچه باغهای شمیران...

مساله این است که آقای کیمیایی در این کتاب باقی مانده است.تمام فیلمهایش چکیده ای از این کتاب هستند.نوستالوژی روزهای قدیم لاله زار و مرام فردین...این احساس زیباست و قابل احترام.چه کسی است که از به یاد‌ آوردن روزگاران گذشته حال نکند اما بیان آن مهم است...

کارگردان بزرگ فیم گوزنها!! لطفا کمی در فیلمهایتان تغییرات دهید...ما هنوز هم تشنه کارهایتان هستیم...با تشکر...نسل سوم!