بختیاری(10)
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٥  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به چهار محال و بختیاری

 ١۵/٣/٨٩-آبشار شیخ علیخان

 bakhtiyari 242

خوب ما امروز قصد برگشت به تهران را داریم اما از آنجاییکه به قول یکی از دوستان هیچ وقت مثل یک بچه سربه راه صبح اول وقت به طرف شهرمان راه نمیفتیم این بار هم انگار نه انگار که قصد برگشت داریم.صبح زود یک مینی بوس کرایه کردیم به قصد دیدن چند جاذبه گردشگری .قصد آخر هم دیدن روستای سرآقا سید بود که چون در راهی پرپیچ خم کوهستانی واقع گشته با ماشینهای شخصی امکان رفتن به آنجا فراهم نبود.پس به پیشنهاد آقای رییسی یک مینی بوس گرفتیم و راه افتادیم خوشحال و خندان به سمت آبشار شیخ علیخان در نزدیکی شهرستان کوهرنگ...

bakhtiyari 250

از دور جمعیت زیادی را میبینیم و میفهمیم که رسیده ایم به نزدیکی آبشار.هوا حسابی آفتابی و آبی است و میچسبد برای کوهنوردی اما متاسفانه ما وقت کافی نداریم.پس به سرعت پیاده میشویم و راه میفتیم دامنه کوه را تا نزدیکی آبشار بالا ...

bakhtiyari 254

آبشار شیخ علیخان در ٩٢ کیلومتری شهرکرد و در نزدیکی روستای شیخ علیخان قرار دارد و یکی از قشنگترین آبشارهای بختیاری است.این آبشار که از دل چشمه های سرد کوهستان سرریز میکند با فشار از یک تنگه باریک بیرون میزند و هزاران قطره آب سرد را به سر و روی ما میپاشد.رنگین کمانی هفت رنگ در آسمان پدید میاورد و نسیم خنکی را به استقبال بازدیدکنندگانش میفرستد.

bakhtiyari 256

آنچه که دیدن این آبشار را ضروری میکند این است که علاوه بر زیبایی خیره کننده آن میتوان در اطرافش سکونت گاه های ایلات را دید و از نزدیک با آنها آشنا شد.راهی که ما میپیمودیم در دوطرف کوهستانی پرپیچ و خم بود و تا چشم کار میکرد دشتهایی سبز بود با کله های فرفری گوسفندان لابلای علفزار.

 bakhtiyari 281

رودخانه هایی جاری در دل کوهستان باعث به وجود آمدن بهترین مرغزارها گشته بود. علف و آب فراوان و به یمن آنها دام به وفور دیده میشد.هرجا هم که آب و علف و دام وجود داشته باشد ایل هم همانجاست.

bakhtiyari 290

هرطرف را که نگاه میکردیم ده ها سیاه چادر ایلیاتی دیده میشد.برای من عجیب بود که در دامنه هایی بسیار پرشیب چطور این چادرها برافراشته بود و آدمها در آن زندگی میکردند.مردان و زنان و کودکانی که به سادگی با طبیعت در آشتی بودند.تو بگو طبیعت مال آنها بود.مال مردمانی که به طبیعت عشق میورزیدند و طبیعت را به مبارزه میطلبیدند.

 bakhtiyari 303

زندگی در دل کوهستان سرد کار راحتی نیست.مبارزه با قدرت بی امان طبیعت مرد طبیعت میخواهد.ذات این آدمهای پاک از جنس خاک است و آب است و علف.این آدمها با کمترین امکانات رفاهی زندگی میکنند نمیدانم شاید برای زنده بودن هرلحظه در حال جنگند.وقتی در دستهای پینه بسته صورتهای آفتاب سوخته و بدنهای گداخته آنها بنگری یک جورهایی شرمنده میشوی.باید باشی و خیره در چشمهای نافذ آنها شوی تا بفهمی من چه میگویم...

کوچ سالانه ایل بختیاری از مراتع و چراگاه های مناطق سردسیر استان چهار محال و بختیاری به طرف نواحی جنوب کشور یعنی، استان خوزستان بین 4 تا 6 هفته به طول می انجامد. این کوچ جابجایی جمعیتی بسیار گسترده و مثال زدنی از مقاومت زن، مرد، پیر و جوان به همراه هزاران رأس دام است که از 5 مسیر مختلف، سخت ترین و صعب العبورترین مناطق کوهستانی را پشت سر می گذارند تا به مراتع و چراگاه های جدید برسند.

زمستانهای سرد وقتی ایل باید از برف بگذرد گیوه های آنان کفاف انبوه برف سرد را نمیدهد و از هم دریده میشود.آنها گیوه از پا درمیاورند و به پاهایی لخت به برف میزنند.تنها با دمیدن در سورنا و دهل از خود بیخود گشته و برف را طاقت میاورند و از آن گردنه های برف گیر به سلامت میگذرند...

وقتی یک زن ایلیاتی درد زایمانش میگیرد و ایل در حرکت است زن آرام و خاموش پشت یک قطعه سنگ میرود و پس از ساعتی افتان و خیزان با کودکی در آغوش به ایل ملحق میشود با کودکی که بند ناف آن با سنگهای تیز کوه بریده شده است...

ایل یعنی استقامت یعنی صبوری یعنی طاقت یعنی ...

ایل بختیاری قرنهاست که در کوه های زاگرس ماوا دارد.ایلی به قدمت تاریخ ایران کهن و به وسعت لرستان سرزمین پارس باستانی.میدانید تاریخ آنها به عیلامیها به سکاها و به پارسیها میرسد؟؟؟

بختیاریها شاید از جمله دست نیافتنی ترین قوم ایرانیها در تاخت و تازهای بی امان دشمنان بودند.کوه های زاگرس که چون دژی محکم همیشه آنها را از گزند دشمن حفظ کرده مثل پدر پیری برای آنهاست که آغوشش به حمایت خانواده بزرگش همیشه گشوده شده ...میگویند اسکندر هم نتوانست به اینجا نفوذ کند و اکنون چشم آبیهایی که در ایلات پراکنده اند ترکیب نژادی یونانیهایی هستند که بعد از حمله اسکندر در ایران ماندند و به مرور با نژاد بختیاری آمیختند.نمیدانم راست است یا نه؟؟؟

رنگ لباسهای زنان جوان بختیاری شاد و رنگارنگ است اما زنان مسن تر یکسر سیاه پوشند و این عجیب مینماید.روسریهای آنها هم حریر هایی است که با سنجاق زیر گلو گره میزنند و موهای بافته خود را چون دو گیس از دوطرف بیرون میریزند با فرقهایی باز شده از وسط سر.

مردان هم کلاه نمدی و بالاپوشی قبا گونه دارند با گیوه هایی که در سرما گرما را نگه میدارد و در گرما پا را خنک میکند.

زنان و مردان بختیاری با گویشی بسیار نزدیک به پارسی دری مهمان نوازان مهربانی هستند که در هرجا در چادرهایشان به روی شما باز است و صورتهایشان به خنده گشوده...

در چهارمحال بختیاری به دنبال آثار باستانی نباشید.دیدنیهایش در مردمانش در طبیعتش در فرهنگش خلاصه میشود.