بختیاری(6)
ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به چهار محال و بختیاری

١٣/٣/٨٩- پل زمانخان-خانه سردار اسعد بختیاری-پیر غار

1

یادتونه گفتم سرچشمه رود زاینده رود چشمه دیمه کوهرنگه خوب شاید تصور بیشتر ما این بوده که زاینده رود فقط تو اصفهان جریان داره در صورتیکه این رود که بزرگترین رودخانه مرکزی ایرانه سر راهش از جاهای زیادی میگذره که قسمتی از سفرش هم تو همین استان چهرمحاله.این رود خروشانی که کنارش ایستادیم همون زاینده روده که پل زمانخان که مربوط به عهد ساسانی است یکی از پلهای قدیمیش محسوب میشود. این پل به دستور زمان خان یکی از روئسای ایل قشقایی ساخته شد.قصه ها میگویند که در قدیم مردم روستایی برای گذشتن از عرض رود باید پا به این آبهای خروشان میگذاشتند در یکی از روزها کودک خردسال یکی از زنان داخل آب افتاد و خفه شد.مادر داغ دیده کودک مرده را روی دست پیش زمان خان برد و با اشک و ناله گفت که تا کی باید کودکانشان در آبهای خروشان رود از بین بروند.زمانخان بسیار تحت تاثیر قرار گرفت و همان زمان دستور ساخت این پل را داد.

پل زمانخان در ٢۵ کیلومتری شهرکرد و ۵ کیلومتری شهر سامان قرار دارد.

ali_pics 507 

بعد از دیدن پل زمانخان به سمت شهر جونقان در ۴٢ کیلومتری شهرکرد راه افتادیم.شنیده هایمان میگفت که در این شهر که تا آن روز اسمش را نشنیده بودیم یک خانه قدیمی متعلق به سردار اسعد بختیاری قرار دارد.بعد از رسیدن به شهر جونقان به عمارت مورد نظر رسیدیم اما در بدو ورود در عمارت بسته بود و هیچ کس در آن حوالی پاسخگوی ما نبود.با پررو بازی که درآوردیم و حسابی به در عمارت زیگیل شدیم بالاخره سرباز جوانی در را به رویمان گشود و ما را به درون راه داد.

بعد هم سر فرصت و با مهربانی هرچه از تاریخ عمارت میدانست برایمان تعریف کرد.

bakhtiyari 060

اول از همه گفت که جونقان از کلمه "جوی خون" میاید که در لحجه محلی و پس از سالها به این شکل تلفظ شده و علتش هم خون و خونریزیهایی است که در زمانهای بسیار قدیم در این شهر انجام شده است.اما خود قلعه حدود ١٨٠ سال پیش به دستور سردار اسعد بختیاری ساخته شد.او پسر یکی از روئسای بختیاری بود که در فرانسه تحصیل کرد و در دوره فتح تهران به دست مشروطه خواهان به تهران آمد.

bakhtiyari 056

داخل بنا مثل تمام بناهای دیگر قاجار تلفیقی از معماری اروپایی -ایرانی است که بنایی دو طبقه و خشتی است که در نمای آن از آجر استفاده شده است و داخل اطاقها با هنر گچ بری و آیینه کاری و حجاری تزیین شده است.

در این عکس بچه ها را حین یک عمل ژانگولر میبینید.انعکاس تصویر در تصویر در آیینه هایی رودرروی هم و تکثیر بینهایت ما .....

bakhtiyari 057

در سال ۵٨ طی یک زلزله سخت که در این منطقه آمد ساختمان شکاف عظیمی برداشت به طوریکه خانه به دونیم شد!میراث فرهنگی از معماران انگلیسی یاری خواست برای مرمت بنا.آنها هم با سیم بوکسولهای بزرگی ساختمان را بهم متصل کردند.هنوز هم در زیرزمین بنا میتوان این سیمهای فلزی را دید.بنا دو طبقه است که بخشی از آن شامل راهرویی است که دو طرف آن یک عالمه اطاق قرار دارد که از قرار اطاقهای همسران سردار!!! بوده اند.

bakhtiyari 068

تا ٢ ماه دیگر مرمت بنا تمام شده و اینجا تبدیل به یک موزه میشود.

بعد از دیدن عمارت آقای سرباز مهربان ما را به دیدن زیر شیروانی عمارت دعوت کرد.جایی که برای دیدنش باید از یک نردبان کمی ترسناک بال میرفتیم.(بین خودمان هم باشد که بنده فوبیای ارتفاع دارم)

bakhtiyari 074 

اما زمانی که به بالای آن و به بخش زیر شیروانی بنا رسیدیم انگار وارد خانه جادوگرها شده بودیم.فضایی به نهایت جالب و پرراز و رمز که لابلای صدها کنده چوبی آن صدها کبوتر لانه کرده بودند و در آن فضای داغ و تاریک صدای بقبقوی آنها شنیده میشد و هرازگاهی با یک پرپر زدن ده ها پر را به آسمان بلند میکردند و فضایی سورئال به آنجا میدادند.

bakhtiyari 093

بعد از دیدن عمارت سردار اسعد به دیدن آبشار "پیرغار" رفتیم.گردشگاه پیر غار در ۵ کیلومتری فارسان و نزدیک روستای ده چشمه قرار دارد که مردم زیادی برای گشت و گذار و گذراندن یک عصر بهاری در آن جمعند.هر طرف را که نگاه میکنیم در کنار چشمه زلال پیرغار و لابلای درختانی که کنار آبشار آن روییده اند بساط شامی پهن است و بوی پلوی دم کرده و کباب مردم باصفا به راه!ما هم زیراندازمان را آنجا پهن کردیم و چای و نسکافه با کیک خوردیم و در آن هوای دلچسب به ریه هایمان زندگی تزریق کردیم و بعد هم نفسی در گلو انداختیم و همه با هم زدیم زیر آواز....

ali_pics 509

یک بخش این گردشگاه یک غار عجیب و غریب است که در آن مردم شمع روشن کرده بودند و دخیلهای سبزی به سنگهایش بسته بودند.کسی نبود تا برایمان توضیح دهد چرا اما خودمان این طور نتیجه گرفتیم که شاید "پیرغار" مرادی بوده که در این غار به نیایش مینشسته است و به احترام او بعدها مریدانش نام این چشمه و آبشار را "پیرغار" گذاشته اند.البته الله و اعلم! اگر کسی اطلاعات دیگری دارد لطفا مارا مطلع کند.

bakhtiyari 082

در این گردشگاه یک لوح سنگی مربوط به دوره مشروطه هم قرار دارد که بخشی از تاریخ مشروطه و فعالیتهای مردم منطقه بر آن حک شده است که متاسفانه برای ما قابل خواندن نبود و چیز زیادی از آن دستگیرمان نشد.