بختیاری(5)
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٢  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به چهار محال و بختیاری

١٣/٣/٨٩-قلعه دزک

bakhtiyari 021

از چالشتر که بیرون آمدیم راه افتادیم به سمت روستای دزک در ٣٢ کیلومتری شهرکرد که شنیده هایمان میگفت قلعه باستانی دزک در آنجا قرار دارد.هیچ اطلاعی از آن قلعه در دست نداشتیم جز تنها یک نام و نشان.همه خسته بودیم اما شوق دیدن یکی دیگر از عمارتهای قدیمی ایران ما را سرپا نگه میداشت.ظهر بود و هنوز نهار نخورده بودیم وقتی به دزک رسیدیم ساعت ٣ بود و یک سری از بچه ها واقعا از گرسنگی و خستگی رو به اغما بودند.اما در سفر با گروه ما خصوصا اگر من و محمدامین تورلیدر باشیم استراحت جای زیادی ندارد.سفرهای ما عموما به شدت فشرده و طافت فرساست و تنها کسانی که تحمل این چنین شرایطی را داشته باشند میتوانند با ما همراه شوند.

bakhtiyari 047

نام روستای دزک از کلمه "دژ" به معنی قلعه نظامی کوچک گرفته شده است.این روستا در دوره های مختلف از اهمیت زیادی برخوردار بوده و افراد مهمی هم در این روستا روزگار گذرانده اند.منجمله "تیمسار تیمور بختیار" بنیانگذار ساواک که در این قلعه به دنیا آمد و "علی اکبر دهخدا" که مدتی در این قلعه زندگی کرد.در دوره جنگ جهانی مرحوم دهخدا به این روستا گریخت و مدتی را در آرامش دزک گذراند.نکته جالب این است که در همین قلعه شروع به نوشتن لغتنامه بزرگ خود کرد و در اطاقهای همین قلعه اولین کلمات آن را بر کاغذ آورد.

bakhtiyari 046

قلعه دزک که به قلعه "امیر مفخم" هم مشهور است ١۵٠ سال پیش به دستور "لطفعلی خان امیر مفخم بختیاری از خوانین معروف هفت لنگ" ساخته شد که ساخت آن ۵٠ سال به طول انجامید.ساخت طبقه اول ١٠ سال طول کشید.بعد از آن ١٠ سال صبر کردند تا ببینند بنا استحکام لازم را دارد یا نه!بعد از اینکه از آن اطمینان حاصل شد ساخت طبقه دوم آغاز شد و آن هم ٣٠ سال طول کشید.

bakhtiyari 050

در ورودی قلعه یک در قدیمی است که مانند تمام درهای قدیمی ایرانی دو تا کلون دارد.یکی برای مردها و دیگری برای زنها.صدای برخورد این کلونها به در متفاوت است آنکه صدای ظریفتری ایجاد میکند مخصوص زنان و آن یکی مخصوص مردان بوده تا مشخص شود چه کسی پشت در است و آیا نیاز هست افراد داخل خانه حجاب داشته باشند یا خیر!!!!

IMG_6078

معماری قلعه به شکل قصرهای اروپایی با ویژگیهای ایرانی است که همین شکل منحصر به فردی به قلعه داده است.دیوارها با کاغذ های ایتالیایی که به سفارش ایران ساخته شده و تماما با نقوش مینیاتورهای ایرانی نقاشی شده اند آراسته گشته اند.شومینه ها و درهای چوبی با نقش و نگارهای زیبا در کنار در و پنجره هایی اروپایی و دستگیره های قدیمی و فلزی و دیوارهایی نقاشی شده عمارتی به غایت هنرمندانه را ساخته اند.

bakhtiyari 030

این بنا با توجه به آب و هوای منطقه در دو طبقه با ایوانهای شمالی و جنوبی مشرف به بیشه‌های منتهی به کوهستان و رو به قبله ساخته شده‌است تا اتاقهای همکف حداکثر بهره گیری از نور و گرما در زمستان و اتاقهای طبقه اول بیشترین هوای خنک را در تابستان داشته باشد. پی‌ها و دیوارهای اصلی بنا به منظور حداقل رساندن تبادل حرارتی به شکل قابل توجهی قطور ساخته شده و با پوششی از آجر درنمای بیرونی واندود کاهگل در نمای خارجی با لایه‌ای از گچ، سفید کاری و محافظت گردیده است .

bakhtiyari 033

یکی از بخشهای بنا تالار آیینه آن است که با قطعات آیینه های رنگین و نقاشی های گل و بلبل و انواع پرندگان و تصاویر صاحبان اصلی بنا و انعکاس ده ها رنگ درون آنها شکل زیبایی ایجاد کرده است که دلتان میخواهد ساعتها بنشینید و به بازی رنگها با تن آیینه نگاه کنید و حظ ببرید و بیندیشید به کسانی که در این اطاقها میامدندو میرفتند و زندگی میکردند و شاید هنوز هم لابلای سکون صدساله آن لابلای تن رقصان نور آیینه ها بشود ردی از شولای روحشان را پیدا کرد.

IMG_6114

قلعه شامل اندرونی-بیرونی-تالارآیینه-حیاط پشتی و جلویی است.دو تا حوض دارد که یکی با آب چشمه های بالادست ده پر و سپس به حوض جلویی ریخته میشده عمل ریختن آب درون حوضها و فواره های آن هم همه دستی بوده است.

نکته جالب در این قلعه این است که روستای دزک یک منطقه خشک و بی آب است. وقتی وارد قلعه میشوی تصور میکنید که با یک بنای بی آب و علف روبرو میشوید اما وقتی از بیرونی عمارت درمیایید و وارد اندورنی میشوید یکهو فاز طبیعت عوض میشود.حیاطی به غایت سبز و با درختان کهن و سایه ساری دلچسب روبرویتان قرار میگیرد که صدها گنجشک و بلبل و کلاغ بالای شاخه های آنها سرگرم آواز خواندند و فضایی باورنکردنی ایجاد کرده اند.

bakhtiyari 048

درون این قلعه جز ما تنها یک خانواده حضور داشت که نگهبانان قلعه بودند و در واقع هم اینجا زندگی میکردند و هم از آن نگهداری.بچه ها واقعا خسته و گرسنه بودند.تصمیم گرفتیم در حیاط قلعه زیراندازی بیندازیم و دمی زیر سایه های درختان کهن آن بیاساییم. کسی که جز ما آنجا نبود پس بیخیال ....پیک نیک را بچسب!

bakhtiyari 049

 خانواده ساکن قلعه که یک پدر و مادر جوان به همراه ۴ تا بچه قدو نیم قد بامزه و مهربان بودند وقتی گرسنگی و خستگی ما را دیدند برای ما دوغ و نان و پنیر آورند تا شکمی سیر کنیم.به پیشنهاد یکی از بچه ها ازآنها تخم مرغ و یک سری خوراکی دیگر خریدیم و همانجا در کنار قلعه ١٠٠ ساله امیرمفخم جان!!! یکی نیمرویی با کره محلی درست کردیم و با ماست گوسفندی چرب و چیلی خانم مهربان قلعه نهاری توپ به بدن رساندیم. روح امیر مفخم جان در قبر لرزید که ما داریم در قلعه باستانی او چه کارها که نمیکنیم.خداوند بیامرزدش او را و تمام ارواح قلعه را که پشت درختان و لابلای دخمه های قلعه ما را نظاره میکردند.فکر نمیکنم که قلعه از بعد از آنها تاکنون اینگونه طعم تپنده زنده بودن را چشیده باشد که ما آن روز بعد از ظهر حیاط قلعه را باصدای شوخی و خنده و نشاطمان پر ساختیم....