در قلب روستایی پله کانی...
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٦  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به گیلان(فومن-ماسوله-قلعه رودخان-چمخاله)

اینجا ماسوله است.دهی پله کانی در قلب جنگلهای رودخان...اینجا زادگاه میرزا کوچک خان جنگلی است.اینجا زادگاه عرق ایرانی است.اینجا قلب مبارزات است با دستهایی خالی و قلبی سرشار از غیرت مردانه...

مردمش چه با صفا و چه بی ریایند.پشت بامهایشان را در زیر قدمهایت میگسترند تا بیایی و لحظات را در کنار آنها قسمت کنی.و تو افسون شده این ده افسانه ای پای بر سقف خانه ها مینهی و از دل زندگی ساده شان به سادگی عبور میکنی...ده را که بگیری و بالا بیایی مدام بوی برنج دودی و بادمجان کبابی مشامت را پر میکند.از سر هر پنجره گلدانی گل شمعدانی دیده میشود که جزیی از اسطوره زندگی این مردمان سبز است.زنانی ساده دل و ساده پوش در حیاط خانه ها نشسته اند و با لبخندی از سر مهمان نوازی در حال بافتن عروسکهای رنگین تو را دعوت به نشستن میکنند.

از کناره راه مسجد که عبور کنی با قبرستان ده روبرو میشوی.سنگ قبرهایی قدمت دار و خاکستری و کوچک که نا مرتب در کوچه پس کوچه ها دیده میشوند و تو در میمانی که زندگان و مردگان چه صمیمی در کنار هم آرمیده اند.اگر گذارت به آن طرفها افتاد فراموش نکنی فاتحه ای بخوانی و سپس از روی پشت بام قبرستان رد شوی...و یادت باشد که سنگ نبشته ها را نیز بخوانی که نامهایی زیبا بر روی آنها حک شده است...گلابتون خاتون...مرمر....آقا سید کوچک...

مبادا ماسوله بروی و به بازارش سر نزنی!نمودی از سنتهای دیرینه این سرزمین در دکانهای کوچک و ساده و تمیز ماسوله گرد آمده است.اینجا همه چیز پیدا میشود.از جورابهای پشمین دست باف زنها تا لیفهای دست بافشان ..عروسکهای رنگین پشمی..شیرینیهای محلی... کفشهای سنتی (که متاسفانه اسمش یادم رفته اگه میدونید خبرم کنید)...صنعت ساخت وسایل کوچک فلزی مانند چاقو. زنگوله های فلزی.زیور آلات زنانه...و از همه مهمتر کتاب فروشی بسیار جالب ده ماسوله را از دست ندهی...در عمق بازار لابلای دکانها و قهوه خانه ها یک کتاب فروشی کوچک قرار دارد که کتابهای کهنه بسیار نفیس و نایابی در آن پیدا میشود.سالها پیش وقتی هنوز نشر بسیاری از کتابها آزاد نشده بود من نسخه قدیمی از کتاب سمفونی مردگان را از آنجا خریدم.در این مغازه کوچک همچنین آهنگهای بسیار قدیمی ایرانی به صورت کاست و سی دی نیز وجود دارد.بنابراین علاقه مندان غذای روح از این مغازه گرسنه برنمیگردند!در این سفر اخیر من کتاب ۳ جلدی دریای گوهر انتشارات امیرکبیر را پیدا کردم که سالها یش تنها یکی از این جلدها به دستم رسیده بود...

ماسوله را با همه پله هایش به جا میگذاریم تا اگر عمری بود یک بار دیگر به سراغش برگردیم... به یاری خدا!