یونان(7)
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٥  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به یونان

۶/١/٨٩-جزیره Aegina

europe 390

جزیره سومی که سوار بر کشتی به آن میرسیم "آگینا" نام دارد.یکی دیگر از صدها تکه زمین محصور در آبی دریاهای یونان با هزاره های تاریخی و الهه های باستانیش.یکی دیگر از صدها زیبایی نفس گی.ر این سرزمین اسطوره ای.این جزیره هم در قلب خلیج Saronic و نزدیک بندر قرار دارد.تمام گشت این سه جزیره با همان کشتی اولی است که بلیط سفر را از آن تهیه کردیم.در این خلیج روزها ده ها کشتی و قایق و کروز توریستی در رفت و آمد است و هر روز هزاران مسافر مشتاق یونان را در دل آبها جابجا میکند. معمولا گشت این کروزها یک روز کامل را میطلبد و شامل هر ٣ این جزایر میگردد.

europe 395

وقتی پا به آگینا میگذاریم دیگر به عصر رسیده ایم و غروب نزدیک شده است.در این جزیره برخلاف ٢ تای دیگر رفت و آمد وسایل موتوری امکان پذیر است.علاوه بر صدها قایقی که در کنار ساحل آن آرمیده اند و درشکه هایی که توریستهارا جابجا میکنند و دوچرخه سوارانی که لابلای توریستها رکاب میزنند و در کنار ساحل تن به نسیم دم غروب میدهند.

europe 374

باید بجنبی تا این دقایق آخر را هم خوب سیر و سیاحت کنی.تا فرصت هست و ناز خورشید بالا نگرفته و رو به افول نگذاشته من و محمد امین ٢ تا دوچرخه عهد جنگ جهانی کرایه میکنیم و راه میفتیم به کشف جزیره و دیدن کوچه پس کوچه های سنتی آن.این جزیره برخلاف ٢ تای دیگر به نظر قدیمی تر و باستانی تر میاید به همین دلیل آن طراوت و تازگی ٢ جزیره دیگر را ندارد اما حسی پشت درهای خانه های قدیمی آن است که انگار ما را میکشد به درون قصه ها.باید مواظب باشیم تا میان افسانه های یونانی جزیره گم نشویم و دل از کف ندهیم...

europe 373

اگر از تاریخ این کوچه پس کوچه ها خبردار شویم هیجان وجودمان را خواهد گرفت.وقتی بفهمیم که این جزیره از ٣۵٠٠ سال قبل از میلاد مسیح!!!  قدمت دارد و از آن زمان هم مسکونی بوده است. قدیمی ترین سکه های یونان باستان از دل این خاک بیرون آورده شده است و سرانجام در تاریخ یونان مدرن -آگینا اولین پایتخت رسمی کشور بوده است.

جزیره نام خود را(Aegina ) از نام زیباترین دختر Asopos خدای رودها گرفته است.خدایی که با زئوس خدای دریاها روی هم ریخت و بعد او را رها کرد!!!

europe 372

روی زین نشسته ام و رکاب میزنم و با فضولی هرچه تمام تر از بالای دیوارها توی حیاط خانه مردم را سرک میکشم.اما اینجا مردمش مهربانند و بی ریا.انقدر که وقتی سر فضول یک زن از بالای دیوارشان نمودار میشود لبخند میزنند و شاخه گلی تعارف میکنند و بعد رو به لنز دوربین ژست میگیرند.اینجا انقدر سکوت جاری است که تو در تن آن گم میشوی. نمیدانم شاید هم این وهم عظیم تاریخ کهن هست که تو را در خود غرق میکند.هی رکاب میزنی و هی باد لابلای پوست صورتت لانه میکند و جوانه میزند.بعد ماه ها میگذرد و یک روز وقتی جلوی آیینه می ایستی احساس میکنی هنوز آن نسیم در صورتت جاری است.اینجا زندگی به وسعت کل تاریخ است و یا شاید به گستردگی خلقت...

europe 387  

این "آبی یونانی" اینجا هم دست از سر کچل دل عاشق ما برنمیدارد.محمد امین میگوید :خسته نشدی انقدر از در و پنجره ها عکس گرفتی؟ و سمیرا میگوید:خسته نشدی انقدر جلوی دوربین من ژست گرفتی؟؟؟؟

و باد میوزد و فرفره ها میچرخند و ما را در خنده خودمان پخش میکنند.اینجا جوانی هم مزه دیگری دارد.اینجا همه چیز مزه دیگری دارد.اینجا میچسبد که دوباره عاشق بشوی از سر نو....

europe 381

میگویند این جزیره به پسته هایش معروف است.همانها که در شیشه های توی عکس میبینیدشان.اینها مرباهای پسته هستند!!!(نچشیدیم اما میگویند خیلی لذیذ است). اینجا همه خوراکها با پسته آمیخته است.پسته کنجدی-نان پسته ای-مربای پسته و یه عالم پسته مسته دیگر....پیرمردی مشت دستش را میگشاید و در دستم پسته میریزد و بعد مثل همان پسته اما از نوع بی دندانش به رویم میخندد و من میخورم و به به میکنم و رویم نمیشود به پیرمرد بگویم کشور من پسته هایش خوشمزه ترند....

europe 388

و بعد ساحل دریاست و خوراکهای دریایی و ستاره های خوشمزه دریایی.محمد امین چهره در هم میکشد و از دیدن لنگهای آویزان این موجودات فرفری عقش میگیرد. و سمیرای شکموی خوش اشتها با اشتها سیخ آنها را به نیش میکشد و کیف میکند.

budapest_athene 799

آفتاب غروب کرده است و ما پا از جزیره بیرون میگذاریم و برمیگردیم به سوی آتن. در طول راه روی عرشه می ایستم و تا آخرین نفس خورشید نگاهش میکنم.از اینجا تا خود آتن مرغان دریایی با ما میایند و بدرقه مان میکنند.فردا روز دیگری است.فردا آتن را ترک خواهیم کرد.خدایان به ما بدرود میگویند.....دلم میگیرد.همین!