طلا و مس
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳٠  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

سلام.همین حالا از دیدن فیلم "طلا و مس" ساخته آقای همایون اسعدیان به خانه آمده ام و دلم میخواهد این لحظه هایم را با شما قسمت کنم.

طلا و مس بیننده را راضی میکند از دیدنش و همین کافیست تا در وانفسای خرابی اوضاع سینمای ایران شما را بکشاند به دیدن پرده نقره ای....

فیلم روی نقطه حساسی ایستاده است.رورایتگر زندگی روحانی جوانی است که با زن و دو فرزند به تهران میاید تا از محضر یکی از اساتید حوضه مستفیذ شود.اما زندگی ساده و آرام او ناگهان با بیماری همسرش دگرگون میگردد.آنقدر دگرگون که این بار روحانی درس خوان قصه ما برای تامین خرج دوا و درمان همسر درس و مکتب را ول میکند و با بافتن قالی شروع به کسب درآمد میکند و تراژدی فیلم از همینجا آغاز میشود...

قصه آنقدر ساده و درعین حال شسته و رفته است که دلت نمیخواهد به پایان برسد.دلت میخواهد زمان بگذرد و ساعتها به پای دیدن عشق صمیمی آقا سید و زهرا ساداتش بنشینی و آرام آرام گریه کنی..این گریه از سر رومانتیک شدن نیست.این گریه از سر دردی است که در دلت میپیچد و تمام ٩٢ دقیقه رهایت نمیکند...

نکته مهم فیلم این است که قصه درگیر مذهبی شدن و سیاسی بازی نمیگردد تا هی آزارت دهد و هی ذهنت را به چالش بکشاند.قصه -قصه ما آدمهاست که این بار از دل زندگی آدمهای معمولی زندگی یک طلبه جوان روایت شده است.به همین سادگی و به همین ظرافت تو را با خود به عمق هستی میبرد و بعد آرام تو را بالا می آورد.اما غمی که با تو بالا میاید به سادگی رهایت نخواهد کرد.

بازی نگار جواهریان بسیار زیبا و درخور ستایش است.این دختر جوان به قدری باورپذیر در نقش زن ساده شهرستانی فرو رفته که به سختی میشود باور کرد او یک دختر امروزی تهرانی است.بقیه بازیگرها هم هریک توانسته اند به خوبی ایفای نقش کنند و کارگردان هم توانسته فیلم شسته رفته و دلچسبی برای ما بیافریند.گرچه فیلم بار غم زیادی دارد و شاید همین تلخی غم آن را در گیشه موفق نگرداند که امیدوارم چنین نشود که حقش نیست!

پیشنهاد من دیدن فیلم در اسرع وقت است.و نکته آخر اینکه سکانس آخر فیلم عجیب به فکر فرو میبردتان.روی جمله های آخر خوب تمرکز کنید.