میراث یک زن
ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۳  کلمات کلیدی: متفرقه

زن را با یک چمدان لباس از خانه پدربشان بیرون انداختند یک هفته بعد از مرگ حاج آقا . هشت سال گذشت و هیچ کس نیامد درخانه زن را بزند تا ببیند زنده است یا مرده.ببیند خرجش را از کجا درمیاورد.ببیند دخترش را با چه پولی به خانه بخت فرستاده است.ببیند یک زن جوان که برای بار دوم بیوه شده در این دنیای بی در و پیکر بی پدر-بی شوهر - بی برادر چه میکند و چطور گلیمش را از آب بیرون میکشد.

هشت سال گذشت و پنج بچه حاج آقا یادشان نیفتاد که روزگاری زنی- جوانیش را در خانه پدر پیر آنها به سر کرد.زنی که وقتی از پدرشان حامله شد تهدیدش کردند که میکشندش .تهدیدی برای اضافه نشدن یک میراث خور دیگر.تهدیدی برای نداشتن زنگوله پای تابوت پدر.تهدیدی برای ارضای خودخواهی.تهدیدی برای ارضای خوی حیوانی .

هشت سال گذشت.دختر زن به خانه بخت رفت.زن پیر شد.حواسش را از دست داد.تانوان شد.بیمار شد.بیکس شد.تنها شد.بی خاطره شد.بی قصه شد.

هشت سال گذشت و شد امروز.امروزی که آمده اند تا زن را برای گرفتن یک امضا با خود ببرند.تا امضای او را بگیرند و بعد دوباره او را بی کس-بیقصه-بیخاطره رها کنند.

کسی هست دلش برای تنهایی زن بسوزد؟کسی هست که در یادش هنوز جوانی زن باشد؟زیبایی زن باشد؟ده ها عاشقش باشند؟کسی هست یادش بیفتد وقتی به خانه پیرمرد رفت یک کودک ١٠ ساله بی پدر داشت و دوازده سال بعد یک دختر جوان دم بخت و کوهی از تنهایی و بی کسی؟کسی این زن را به خاطر میاورد.؟کسی قصه های غصه های این زن را میداند؟کسی هست که داد مضلومیت این زن را از جماعتی گرگ آدم نما بگیرد؟

و در آخر کسی هست که پاسخ این سووال را بداند: هشت سال پیش گفتند طبق قانون شرع اسلام زمین بایری که در آن درختی و خانه ای کاشته نشده باشد به زن متوفی نمیرسد.امروز میگویند قانونی در سال ٨٨ آمده که به زن هم از آن زمین سهمی میرسد. حالا یکی میگوید به مورد این زن که هشت سال پیش بوده تعلق نمیگیرد و دیگری میگوید این زن هم در قانون سال ٨٨ قرار میگیرد....کسی هست جواب درستی برای من داشته باشد.کسی هست به من کمک کند....مرا یاری دهد.زن را یاری دهد؟