بوداپست(5)
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۸  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به مجارستان

٢٨/١٢/٨٨ - بوداپست-کلیسای جامع-پارلمان

بعد از نهار تور گشت نیمروزیمان به پایان رسید و ما به هتل رفتیم تا استراحتی کرده و بعد از ظهر پیاده یک سری از دیدنیهای شهر را ببینیم. 

budapest_athene 153

تور پیاده روی عصرمان با بازدید از کلیسای جامع شهر شروع شد اما قبل از دیدن کلیسا میخواهم کمی از تورلیدر مجارستانیمان(همان آقایی که در عکس کنار محمدامین ایستاده اند) شروع کنم.

ایشان آقای "نیکولاس سارکوزی هستند(هم اسم رییس جمهور فرانسه!!!!). تور لیدر مجارستانی ما که لیسانس ایران شناسی-فوق لیسانس تاریخ و ایران شناسی و دکترای ایرانشناسی دارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آقای سارکوزی یکی از شانسهایی است که اگر گذارتان به بوداپست افتاد سراغش را بگیرید.ایشان با معلومات خوب و کامل و زبان فارسی سلیس بهترین راهنمای توری هستند که میشود پیدا کرد.میزان علاقه او به ایران باورنکردنی است.انقدر که تابحال ٢٢ بار به ایران سفر کرده و ایران را چه بسا بهتر از خیلی ایرانیها میشناسد.میزان علاقه او به نشان دادن شهرش به ما هم بسیار جالب و بینظیر بود .زمانهایی که وقت آزاد او بود  با علاقه دنبال ما به هتل میامد تا شهر و تاریخ بوداپست را به ما بیشتر و بیشتر نشان دهد.خلاصه اینکه این سفر را ما مدیون زحمتهای ایشان هستیم.امیدوارم در سفر بعدی  و به ایران این بار ما میزبان خوبی برای او باشیم.

budapest_athene 142

خوب نوبت دیدن رسید به کلیسای جامع شهر.هر کشور کاتولیک مذهبی یک کلیسای جامع دارد که مرکز همه این کلیساهای جامع هم در واتیکان روم است.تا قبل از قرن ١٩ کلیسای جامع مجارستان در یک شهر دیگر واقع شده بود اما از آن به بعد منتقل شد به این کلیسا در بوداپست.

budapest_athene 149

ساخت این کلیسا ١۵٠ سال پیش شروع شد و ۴ سال به طول انجامید.معماری کلیسا شبیه ساختمانهای فلورانس است و گنبدی با ارتفاع ٩۶ متر دارد.علت این عدد ٩۶ هم به خاطر این است که سال ٩۶ میلادی حکومت مجارستان هزارساله میشد بهمین دلیل در هنگام ساخت این گنبد عدد ٩۶ را به نوعی در آن لحاظ کردند.

budapest_athene 144

 معمولا به این شکل است که هر کشور اروپایی یک فرد قدیس را به عنوان حافظ کشور در طول قرنها میشناسد.در مجارستان حضرت مریم حافظ کشور است زیرا حضرت استپان (اولین پادشاه مجارستان) قبل از مرگ به اسم حضرت مریم دعا خوانده و از او خواسته که حافظ این مرز و بوم باشد.از ان به بعد به مجارستان کشور حضرت مریم هم گفته میشود.

budapest_athene 150

زنی در تاریک روشنای کلیسا نشسته است و دعا میخواند آرام رد میشویم تا خلوت او را بهم نزنیم.

و در آخر دیدار از "مچ دست راست حضرت استپان" است!!!!! تنها بخش باقیمانده از بدن مومیایی شده او که از ١٠٠٠ سال پیش تاکنون باقیمانده و درون جعبه ای شیشه ای در معرض دید قرار گرفته است.تنها در روز ملی حضرت استپان این جعبه را به خارج از کلیسا آورده و دور میگردانند تا همه مردم از نزدیک آن را ببینند.

در زمان قدیم رسم بر این بود که وقتی یک آدم خیلی خوب و یا مقدس میمیرد مردم یواشکی او را نبش قبر کرده و بدنش را تکه تکه کرده و به رسم مقدس بودن!!!! آن تکه هارا با خود به خانه هایشان میبردند.به همین دلیل از بدن حضرت استپان همین مچ دست تنها باقی مانده است.

متاسفانه امکان عکاسی از آن فراهم نبود.

budapest_athene 155

و سرانجام دوباره خیابانهای شاد و رنگین بوداپست و دخترکان آوازه خوان دوره گرد که مینوازند و میخوانند و میرقصند و در ازای هنرششان پولی دریافت میکنند.آنها معمولا دانشجویان موسیقی هستند نه گدا!

budapest_athene 160

سر راه پیاده رویمان رسیدیم به میدان آزادی.جاییکه هنوز اثری از دوران سیاه کمونیست بر آن دیده میشد.مجسمه بلندی در میان آن که علامت داس و چکش کمونیست بر تارکش هنوز میدرخشد.در ۴ طرف این میدان ساختمانهای بسیار بسیار قدیمی با نماهایی زیبا و مجسمه های شکیل دیده میشود.خود این میدان به یک موزه شباهت دارد که باید پیاده رفت و آن را از نزدیک دید و تا میتوان عکس گرفت.

budapest_athene 164

بعد از عبور از میدان رسیدیم به یک پل که روی آن مجسمه ای از یک مرد قرار داشت که آرام به پل تکیه داده و ایستاده بود.از دور تشخیص اینکه این پیکره سنگی است آسان نیست.این مجسمه متعلق به "ایمره ناجی" نخست وزیر شهید مجارستان است که در دوران حکومت شوروی ابتدا خود یک کمونیست دو آتیشه بود بعدها لیبرال شد و بر علیه حکومت کمونیستی قیام کرد.اما انقلاب او به شکست انجامید و در سال ١٩۵۶دستگیر و سپس اعدام شد.نمیدانم چرا این مجسمه تنها و غمگین که در این عصر گرفته خاکستری اینگونه به پل تکیه داده و به دوردستها مینگرد مرا یاد دکتر مصدق انداخت.دلم یکهو گرفت!

budapest_athene 166

و در آخر یکی از معروفترین ساختمانهای بوداپست.پارلمان این شهر که ١٢٠ سال پیش ساخته شد و از نظر بزرگی رتبه چهارم را در جهان به خود اختصاص داد.طرح معمار این ساختمان در مسابقه ای که برای ساخت آن ترتیب داده شده بود برنده گشت.او معتقد بود که در ساختن پارلمان کشور باید تمام المانهای فرهنگی و سنتی کشورش لحاظ شود به طوریکه هرکس در هرزمان به این ساختمان مینگرد روح مجاری را در هر خشت و گل آن حس کند.این ساختمان سبکی قرون وسطایی دارد و معمار آن از اشکال گیاهان و گلها و چمنزارهای مجارستان برای ساخت آن الهام گرفته است.

ساخت این پارلمان چیزی حدود ٢٠ سال به طول انجامید.طول این ساختمان ٢۵٠ متر و عرضش ١١٩ متر است.٢٣ درب و ٩٠ سالن دارد و به سبک گوتیک ساخته شده است. درون اطاقها و سالنها پر از اجناس آنتیک اما تماما مجارستانی است.چندین استخر و سالن ورزشی هم در آن وجود دارد تا نمایندگان مردم هنگام خستگی در آنجا به تازه سازی روح و جسمشان  بپردازند!!!!

وقتی از ساختمان پارلمان بیرون آمدیم به سمت هتل راه افتادیم.درست روبروی هتل ما که در میدان روزولت واقع شده ساختمان وزارت کشور قرار دارد.یکهو دیدیم پلیس بخشی از پیاده رو را بسته و اجازه عبور تا ١٠ دقیقه را نمیدهد.فهمیدیم پرنس چارلز شاهزاده انگلستان در ساختمان است و قصد خروج دارد.ما کنار پیاده رو ردیف ایستاده بودیم.وقتی ماشینهای آنها خارج شد خیلی راحت و بدون دنگ و فنگ از جلوی ما رد شدند.پرنس چارلز به فاصله ٢ یا ٣ متری من بود .من هم با وجودیکه اصلا حس خاصی به او ندارم هیجان زده شدم و شروع به بای بای کردم او هم خیلی راحت دستش را بلند کرد و برای ما تکان داد.تجربه جالبی بود به هرحال کم کسی از کنار ما رد نشده بود.!!!!!!