بوداپست(1)
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۱  کلمات کلیدی: سفر به مجارستان

٢٧/١٢/٨٨

اول از همه سلام.سال نو مبارک.امیدوارم سالی پر از شادی -آرامش-سلامتی -صلح و صفا با یه عالمه سفرای پربار داشته باشیم.حالا دیگه نوبت سفرنامه عیدانه ما رسید پس این شما و این سفرنامه مجارستان-یونان

europe 001 

جونم براتون بگه قضیه سفر امسال خیلی قروقاطی شده بود.بلیطها برای صبح روز ٢٧ اسفند گرفته شده اما ویزا نمیامد.روز ٢۶ اسفند فرا رسید و ما همچنان در انتظار ویزا! تا شب ده ها بار با آژانس مسافرتی تماس میگرفتیم و هیچ خبری از ویزاهای گروه ٢۵ نفره ما نمیشد.دیگر ناامید بودیم که انگار مجارستان هم با ما سر لج افتاده و قرار نیست ویزا دهد.اما آژانس هی میگفت ناامید نباشید بالاخره ویزاها میرسد.نشان به آن نشان که ساعت ٩ شب به ما تلفن کردند و گفتند ویزاها آمد تا ساعت ١٢ شب فرودگاه امام باشید.حالا شما ما را تصور کنید که داریم چگونه سراسیمه از این اطاق به آن اطاق از این کمد به آن کمد میدویم.انگار فیلم را تند کرده باشند.یک لنگه جوراب در یک دست در دستی دیگر با تلفن در حال خداحافظی با مادر و پدر-یک دست ریش تراش یک دست لنگه شلوار بدو از این ور به آن ور با چه سرعتی چمدان بستیم و حمام کردیم و راه افتادیم خدا میداند.اعصابمان به مویی بند بود تا کله همدیگر را بکنیم.

عکس بالا شاهدی است بر اعصاب خراب محمدامین و خشم او وقتی در راه فرودگاه به ترافیک پشت تونل توحید رسیدیم و فهمیدیم تونل بسته است!!!

خلاصه دقیقه نود رسیدیم فرودگاه امام و ساعت ۴ صبح پرواز کردیم استانبول.در فرودگاه آنجا ۵ ساعت باید منتظر میماندیم تا نوبت پرواز بوداپست برسد.خستگی-بیخوابی-استرس امانمان را بریده بود.بالاخره با ترکیش ایرلاین پریدیم بوداپست و به وقت محلی چیزی حدود ساعت ۴ بعداز ظهر رسیدیم مجارستان.

 europe 003

شاهکار این سفر در این بود که به ٢١مسافر ویزا دادند الا به تور لیدر گروه.حالا شما تصور کنید ٢١ مسافر راه افتاده اند بدون راهنمای تور شان.در لحظه آخر یک آقا که اقامت ایتالیا داشت و مسلط به زبان ایتالیایی بود را همراهمان کردند که مثلا تور لیدر ما باشد.ایشان هم متاسفانه به زبان انگلیسی اصلا آشنایی نداشتند.معمولا تور لیدرها انگلیسی زبانند و در هر شهر گفته های تورلیدر محلی آن شهر را برای ما ترجمه میکنند. کم مشکل داشتیم این هم اضافه شده بود که تور لیدرمحلی ایتالیایی زبان از کجا گیر بیاوریم...وقتی رسیدیم بوداپست دیدیم خداوند با ما سر یاری داشته است.تورگاید مجاری زبان یک ایرانی شناس قهار بود که در پستهای بعدی مفصل از او خواهم گفت. خدا را شکر که مشکل زبان حل شده بود.

europe 007

هتل ما سوفیتل در یکی از خیابانهای معروف شهر بوداپست و در حاشیه رود دانوب و تقریبا در قلب دیدنیهای شهر واقع میگشت.شب بعد از یک استراحت کوتاه راه افتادیم تا به اتفاق آقای "سارکوزی" تورلیدر مجارستانیمان دور و بر هتل گشتی بزنیم.

europe 009

شب بوداپست بسیار زیباست که باید صبر کنید تا در پستهای بعدی مفصل به همراه عکسهایش از آن صحبت کنم.آقای سارکوزی ما را راهنمایی کرد به یک رستوران سنتی مجارستانی تا غذایی بخوریم.ما هم در آنجا سوپ گولاش که غذای محلی مجارهاست با شنیسل مرغ خوردیم که هر دو بسیار لذیذ بود.گولاش چیزی شبیه کله گنجشکی خودمان است که به جای گوشت قلقلی گوشت گوساله تکه ای در آن میندازند.غذا در بوداپست اصلا گران نیست .میتوانید با خیال راحت به یک رستوران ستنی آن رفته و از غذاهای محلیشان لذت ببرید.

europe 014

بعد از غذا پیاده راه افتادیم به سمت هتل و از کنار کلیسای جامع شهر گذشتیم که در شب زیبایی خیره کننده ای دارد.بعدها مفصل از این کلیسا هم صحبت خواهم کرد.به هتل رسیدیم و یک راست کله پا شدیم تو رختخواب تا سرانجام بعد از ٢۴ ساعت بدوبدو یک استراحت داشته باشیم.

این پست یک اشانتیون کوچولو بود برای آشنایی با بوداپست.با من بمانید تا لحظه به لحظه شمارا همراه با عکسهایم در مجارستان بگردانم.حتما لذت خواهید برد.قول میدهم.فعلا خدانگهدار تا بعد!