شیراز(7)
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به شیراز

٢۴/١١/٨٨-شیراز

241

دم غروب بود که رسیدیم به سعدیه در خیابان بوستان و نزدیک باغ دلگشا.جای سوزن انداختن نبود از شلوغی.برای اینکه بتوانیم جای پارکی پیدا کنیم مجبور شدیم کوچه پس کوچه های دورتری ماشین را گذاشته و تا مقبره سعدی پیاده راه برویم.آنچه برایم خیلی جالب بود وجود صدها کبوتری بود که در آسمان اطراف سعدیه در پرواز بودند.هر طرف را که نگاه میکردی دسته ای از کفترهای سفید با هم در حال دورزدن بالای بام خانه ها بودند.انگار آنجا محله کفتربازهای شیرازی بود.یاد حال و هوای فیلمهای قدیم فارسی افتاده بودم و قیصر و بهروز وثوقی و طوقی.....

243

قبر سعدی در همانجایی قرار دارد که زمانی خانه و خانقاه او محسوب میشده . بنای این مقبره بارها تحت گزند روزگار ویران شد تا سرانجام سال ١٣٣١ مقبره فعلی که ترکیبی از معماری قدیم وجدید است بر روی قبر سعدی ساخته شد.این مقبره به صورت یک بنای هشت ضلعی است که با کاشیکاریهای آبی و نقوش زیبا زینت یافته است.

249

سعدی عمری طولانی کرد چیزی قریب به ١٠٠ سال و سی و خورده ای از آن را هم در سفر و گشت و گذار گذراند و دوباره به شیراز برگشت.بعد به سراغ عرفان و سیر و سلوکی عارفانه - ساعرانه رفت و عمری را در این راه سپری کرد.در همین ایام گلستان و بوستان را تنها طی چند ماه نوشت!!! که هردو در نوع خود شاهکارهای کم نظیری در ادبیات ما محسوب میشوند.البته بیشتر اشعار پند و اندرزگونه او بود که به ما از طریق کتابهای درسی میرسید و شاید به همین دلیل هم خیلی با آثار او حالی نکرده ایم و  خاطره شیرینی از آنها نداریم.حکایت است که سعدی زندگی زناشویی خوبی نداشته و زن او موجودی بدعنق و ددری!!! بوده و شاید همین هم باعث شده که او وصف خوبی از  زنان در اشعارش نداشته باشد.امروزه هم زنانی را که درخانه بند نمیشوند را به تمثیل " زن سعدی" مینامند!!!

262

بعد از زیارت مقبره سعدی یک فالوده شیرازی ناب خوردیم و پیاده راه افتادیم به سمت عمارت باغ دلگشا که بیشتر از "وا شدن دل" دلگیر شدیم.متاسفانه بنا در وضعیت مناسبی نبود.بی در و پیکر رها شده و انگار در حال تعمیرات بود اما آنچه ما از وضعیت تعمیر بنا دیدیم به شدت تو ذوق میزد و اصلا هماهنگی با بخشهای قدیمی عمارت نداشت.

سابقه این ساختمان زیبا به دوره ساسانی میرسد و نوع معماری آن هم مبین همین دوره تاریخی است.یک ساختمان دو طبقه وسط باغی وسیع پر از درختان نارنج و گردو قرار دارد که مقابل در اصلی عمارت حوضی دراز و پله ای ساخته شده است.دروسط حوض یک گلدان بسیار بزرگ قرار داشت که از قرار سابقا در آن یک درخت سرو کهن بوده که متاسفانه خشکیده و از بین رفته است.داخل باغ تماما خیابان بندی است.این باغ و باغهای اطراف تماما از قناتهای آب سعدیه  سیراب میشوند.

 تیمور لنگ پس از رسیدن به شیراز در این باغ سکنی گزید و همینجا هم حافظ را به حضور خواست و هنر خواندن قرآن از حفظ و  به صورت سرو ته یعنی از آخر به اول را به رخ حافظ کشید!!! بعد از رفتن به سمرقند هم چون خیلی زیاد از عمارت دلگشا خوشش آمده بود دستور ساخت عمارت و باغی مثل آن را داد.

264

اواخر شب برای دیدن دروازه قران رفتیم که در شب و زیر نور چراغها زیبایی دلفریبی دارد و یکی از مکانهای شلوغ و شاد شهر است.این دروازه یکی از مکانهای قدیم شهر شیراز است که در دوره آل بویه ساخته شد و چون بالای آن یک قرآن قرار داشت تا مردم با عبور از زیر آن متبرک شوند به دروازه قرآن نامیده شد.بعدها در دوره زندیه دو جلد قرآن نفیس که بر پوست آهو نوشته شده بود و ١٧ من وزن داشتند بربالای اطاقک دروازه قرار دادند.در قرن اخیر آن دو قرآن را به موزه پارس شیراز منتقل کرده اند. مردم شیراز قدیم، اول هر ماه قمری با عبور از زیر قرآن که آن را به حضرت علی علیه‌السلام منتسب می‌دانستند خود را در برابر خطرها و بلاها بیمه می‌کردند. آنها عقیده داشتند که کلام‌الله مجید تا پایان ماه آنان را از هر بلایی حفظ می‌کند.

268

دروازه قرآن کنار کوه های باباکوهی و چهل مقام ساخته شده است که بر بالای این کوه ها مقبره خواجوی کرمانی قرار دارد.برای رسیدن به مقبره او باید از پله های سنگی کوه بالا رفت.شیراز از آن بالا و در شب و زیر نور چراغها بسیار زیبا و دیدنی است.

270

خواجوی کرمانی همانگونه که از نامش پیداست در کرمان متولد شد سپس به شیراز آمد.اشعار او نغز و شیوا و عارفانه است اما از بخت بد چون در فواصل دوره شعرایی چون سعدی و حافظ قرار داشت نامش تحت الشعاع نام آنها قرار گرفت و آن طور که باید و شاید دیده نشد.بعدها در شیراز وفات یافت و در کوه الله اکبر(کنار دروازه قرآن)دفن شد.آب چشمه معروف رکناباد هم از کنار قبر خواجو میگذرد و صفایی به آنجا داده است.در کنار مقبره هم غاری وجود دارد که محل چله نشینی و اعتکاف شاعر و جمعی از دروایش بوده است.