شیراز(2)
ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به شیراز

٢٣/١١/٨٨-پاسارگاد

038

صبح زود به شوق دیدار کوروش کبیر رنج بیخوابی شب قبل را به جان خریدیم و راه افتادیم به سمت پاسارگاد که در شمال شهر شیراز قرار دارد و مجموعه ای باستانی از مقبره و کاخ و استحکامات کوروش است که قدمت آن به حدود ۶٠٠ سال قبل از میلاد میرسد.

ایران را پارس -پرشیا میخواندند که نام محل باستانی زادگاه کوروش است بعدها در زمان رضاشاه نام ایران به عنوان نام رسمی کشور انتخاب شد.طایفه ای که در این سرزمین میزیستند پارسیان یا پاسارگادیان نامیده میشدند که هخامنش نام یک قبیله آن بود که کوروش از آن زاده شد.

049

کوروش پاسارگاد را پایتخت خود نهاد و حکومت بزرگش را از این نقطه آغاز کرد.تا رسید به جاییکه دنیای قدیم به استثنای دو سوم یونان را زیر پرچم ایران درآورد.همهٔ نشانه‌ها بیانگر آنست که هدف کوروش از  کشور گشایی ایجاد یک جامعهٔ جهانی مبتنی بر آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده‌است. کوروش در پیروزیهایش با ملل مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و با ایمان استواری که به اهورا مزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.

047

اینجا بنای آرامگاه این مرد بزرگ است که سالها ستبر در برابر هر جفایی ایستاده تا من و تو بیاییم و زانو بزنیم و سر تعظیم فرود بیاوریم و به یاد بیاویرم پدر کشورمان را که عمری تلاش کرد تا جایگاه ایرانی را برساند به جایی که لیاقتش را داشت تا امروز....افسوس!

بنای آرامگاه از سنگهای آهکی سفید ساخته شده به شکل ۶ پله که در بالای آن اتاقکی کوچک قرار دارد.ارتفاع بنا هم به ١١ متر میرسد.بعد از اینکه کوروش در جنگ با مردمان شمال ایران کشته شد جسدش را مومیایی کرده و با مقادیری از اشیای گرانبهایش در اینجا گذاشتند.متاسفانه هنگام حمله اسکندر یکی از سربازان یونانی در قبر را به قصد تاراج اموال گشود و به جسد مومیایی کوروش صدمات زیادی وارد کرد.

050

جالب است بدانید که تا قرنها این مکان را "مادر سلیمان" میخواندند زیرا روستاییان بر این باور بودند که ساختن چنین بنایی با سنگهایی عظیم از عهده بشر خارج بوده و کار دیوهایی که در سلطه حضرت سلیمان بوده اند میباشد.در دوره هایی هم اقوام کهن ایرانی دور مقبره را حصار ساخته و برای اینکه آنرا از گزند حمله اعراب حفظ کنند به قبر یکی از پیامبران منسوبش کردند.

اگرچه در قرآن از پیامبری بزرگ به نام "ذوالقرنین" نام برده شده که در زمان خودش  سه لشکر کشی مهم داشت نخست به غرب، سپس به شرق، و سرانجام منطقه ای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت، او مرد مومن و موحد و مهربانی بود واز طریق عدل و داد منحرف نمی شد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود، او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا علاقه ای نداشت، او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز، او سازنده سدی بود، که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده است و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده است.

051

نکته جالب این است که به دستور کوروش در قفقاز یک سد بزرگ برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی به ایران در دوره باستان ساخته شده بود که هنوز هم آثار آن باقیست.بعضی از مورخان معتقدند که کوروش همان ذوالقرنین است.من با عمق وجودم معتقدم که کوروش نمیتوانسته یک انسان عادی باشد.کسی که در ٢۵٠٠ سال پیش قوانینی وضع کرد که سالها جلوتر از زمان خود بود.کوروش یک پیغمبر بود.کسی که در روی قبرش نوشت:"ای انسان هرکه خواهی باشی و از هرکجا که آمده باشی بدان که من کوروش بنیانگزار امپراطوری ایران هستم.بر این توده خاکی که جسدم را پوشانیده رشک مبر."

058

اینجا محوطه کاخ شاهی کوروش است که امروز تنها ستونهایی چند از آن باقی مانده است.باورش سخت است که روزی اینجا باغهایی بوده و نهرهایی جاری.حالا تنها خاک است و باد که میوزد و بوی مرگ میپراکند.هیچ دستی نیست که غبار از تن سنگها بشوید و نوازشی بر تن ستونهایی بکشد که روزگاری شاهد گامهای ابرمرد تاریخ ایران باستان بودند.حیف!

اینجا روزگاری کاخی سر به فلک کشیده بود با تالارهایی سنگی و ستونهایی فراخ که گردن کشیده بودند رو به آسمان سرزمین آزادگان.

هنوز هم لابلای دست خطهای کج و کوله آدم نماها که با میخ و سیخ بر تن زخمی سنگها نام کثیفشان را حک کرده اند میشود خطوط میخی را دید و پیکره های آدمیان حجاری شده بر سنگها را...تا این سنگها هستند و میجنگند با حماقت بشر نام ایران و ایرانی هنوز زنده است.

059

کمبوجبه پسر کوروش بود و اینجا منسوب است به مقبره او.متاسفانه او به مانند پدر عادل نبود و در دوران حکومتش نام نیکی بر جا ننهاد.خصوصا اینکه سلطنت را از برادر دوقلوی خود به نام بردیا دزدید و او را در خفا مخفی کرد.وقتی در یکی از جنگها کشته شد یکی از مردان مذهبی خود را بردیا جا زد و حکومت را به دست گرفت تا اینکه ناجی ایران- داریوش بزرگ او را به سزای عملش رساند و پادشاهی هخامنش را بدست گرفت...

057

روی این ستون به خط قدیم پارسی نقش شده است" منم کوروش کبیر...

از دور مقبره بنیانگزار کشورم که دیده شد ناخودآگاه سکوت میکنم.اگر کسی دوروبرم نبود دلم میخواست زانو بزنم.خاک را ببوسم.و برای دقایقی تنها خیره شوم به مقبره مرد بزرگی که در عدالت و ایمان و بزرگی سرآمد تمام مردان سرزمینم هست. راستش را بگویم پاهایم یاری نمیکرد جلو بروم.انگار یک شرم بزرگ مانع ازرفتنم بود.شرم اینکه من- فرزند این خاک-فرزند پدر ایران-برای کشورم-وطنم-خاکم چه کرده ام! چه خواهم کرد! آیا من- فرزند ایران-میراث دار خوبی برای خاکم بوده ام.خاکی که از مرد بزرگی چون کوروش به ما رسید.....

شرم بر کسی که ایرانی هست و قلبش با ایران نیست....نفرین و مرگ بر آنکه دلش برای این خاک نمیتپد.