هرگز رهایم مکن
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

خیلی وقت پیش "هرگز رهایم مکن" را خواندم.اثری از " کازوئو ایشی گورو " نویسنده ژاپنی الاصل که به انگلیسی مینویسد و تاکنون جوایز معتبر زیادی چون جایزه بوکر را بدست آورده است.او ٢۵ سال است که مینوسد اما در این مدت تنها ۶ رمان از او بیرون آمده.همین نشان میدهد چه نویسنده سخت گیری است که کیلویی نمینویسد و با وسواس کلمه هایش را و قصه هایش را انتخاب میکند...

"هرگز رهایم مکن" آن طور که از اسمش برمیاید از این قصه های عاشقانه آبکی نیست.اصلا عاشقانه نیست.گرچه از عشق حرف میزند اما عاشقانه حرف نمیزند. شاید باورش سخت باشد اما این کتاب یک جورهایی "علمی تخیلی" است.حالا بماند که من از این ژانر حالم بهم میخورد و اگر کسی قبلش به من میگفت که این کتاب علمی تخیلی است عمرا اگر آن را میخریدم.اما به ژانرش اهمیت ندهید که تا آخرهای کتاب هم نمیفهمید که دارید یک قصه تخیلی را میخوانید.جالب شد نه؟؟؟

راستش را بگویم تا وسطهای کتاب درست ماجرا را نمیفهمیدم و یک جورهایی داشتم زده میشدم و سردرد گرفته بودم!!!!!! حوصله ام داشت سر میرفت و گیج میخوردم که اصلا این آقای  کازوئو ایشی گورو دارد چه میگوید.

بعد یکهو در یک جایی از کتاب انگار آوار روی سرت خراب میشود.همانجایی که میفهمی تمام این شخصیتهای کتاب که تو تاکنون درگیرشان شده بودی موجودات  آزمایشگاهی هستند.جنینهایی که به صورت غیر طبیعی پرورش یافته اند تا رشد کنند بزرگ شوند و بعد اعضای بدنشان را دانه به دانه به آدمهایی مثل من و تو اهدا کنند و بعد آرام بمیرند. و هیچ کس بعد از مرگشان حتی یادی هم از آنها نکند.که اصلا آیا آنها را آدم میدانند یا نه؟ آیا آنها روح دارند یا نه؟ آیا آنها حق عاشق شدن دارند یا نه؟ آیا آنها حق انتخاب دارند یا نه؟ و هزار آیای دیگر....

از اینجا به بعد یکهو یک غم بزرگ روی دلت مینشیند.یک غم بدجور تلخ و بدمزه که انگار وارد خونت میشود و مسمومت میکند.انقدر مسموم که تا ماه ها بعد از خواند کتاب هنوز یادش میفتی و هنوز دلت فشرده میشود و هنوز دلت میخواهد به حال آنها گریه کنی...

یک چیز دیگر هم که بعد از خواندن کتاب به شدت ذهن من رو مشغول کرد بحث همان اهدای عضو است که بعد از مرگ مغزی صحبتش پیش میاید.تا قبل از خواندن این کتاب من همیشه ١٠٠% با این اهدای عضو موافق بودم اما حالا گرفتار چالش بزرگی شده ام. ببینید زندگی و مرگ دست اوست و معجزه همیشه هست تا وقتی که او هست.چطور میشود برای زنده ماندن کس دیگر تصمیم گرفت که حیات را از دیگری برید و او را در زمره مردگان قرار داد یا نه؟؟؟ اگر حتی ١% احتمال برگشت او باشد چه؟؟؟

*راستی یک خبر جالب هم اینکه دارند از روی این کتاب یک فیلم میسازند.باید جالب دربیاید.منتظرش میمانیم.!