نقشه هایت را بسوزان
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

به انتخابهای مژده دقیقی ایمان دارم.٣ مجموعه داستان کوتاه با ترجمه او خوانده ام و هر ٣ تای آنها را بسیار انتخابهای دقیق و خوبی میدانم.دو مجموعه قبلی «اینجا آدم‌ها این‌جوری‌اند-1379» و «مشقت‌های عشق-1381» را نیز انتشارات نیلوفر منتشر کرده است و  این آخری "نقشه هایت را بسوزان"...

هر ٣ این مجموعه ها قصه های کوتاه آمریکایی از نویسنده های معتبر است که مژده دقیقی با وسواس عمیق آنها را جمع آوری و ترجمه کرده است.سومی ار دوتای دیگر حتی پخته تر و سنجیده تر هم هست.داستانها بیشتر حول مهاجرت و قصه تنهایی آدمهاست.قصه ای که این روزها بنا به حال و و روزگار ایران روز به روز بیشتر بین مردم شایع میشود.مهاجرت همیشه توام با تنهایی و بیکسی است.قصه تلخی است که در ناگزیری آغاز شده و ناخواسته ادامه میابد.

در همه قصه ها طنز تلخی حاکم است.جاییکه در عین پوزخند دلت را به درد میاورد.

 آخرین داستان مجموعه قصه مردی است که ناقل یک نوع بیماری است.در عین اینکه خودش بیمار نمیشود اما میتواند دیگران را بیمار کند.او توسط یکی از سازمانهای مخفی آمریکا استخدام میشود تا به کشورهای ضعیف تر برود و مردم را بیمار کند.او در واقع یک جور سلاح میکروبی زنده است که راه میرود.نفس میکشد.زندگی میکند و میکشد... این قصه بدجور آدم را درگیر میکند.درگیر جنگهای نابرابر دولتها-درگیر بیپناهی آدمها-درگیر هویت انسانی که دارد رنگ میبازد.درگیر تنهایی نسل جدید....من عاشق این قصه شدم.راستش زیاد کلمه "سلاح میکروبی" را در رسانه ها شنیده اما هیچ وقت اینطور به درون ماجرا کشیده نشده بودم.قصه با تاروپود ذهنم بازی عجیبی کرد.

*شما هم به من اعتماد کنید.هرجا نام مژده دقیقی را روی جلد یک کتاب دیدید بی معطلی دست به جیب برده و صاحب کتاب شوید.بعید میدانم پشیمان گردید.