کرمان(5)
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کرمان(کلوتهای شهداد)

١۴/٩/٨٨ - کرمان

167 

از آنجاییکه دیگر تحمل خوردن صبحانه مجلل هتل ٣ ستاره گواشیر!!!! را نداشتیم.راه افتادیم به سمت هتل ۵ ستاره پارس .البته کمی بند کیف را شل کردیم ولی در  عوض یک دل سیر صبحانه عالی را زدیم به رگ .بعدش  شارژ و  خوشحال راه افتادیم و قبراغ و سرحال تا شب سایتهای دیدنی شهر کرمان را گشتیم.

169

اگر بخواهی در کرمان راسته بازار را بگیری حول وحوش میدان مشتاقیه به مسجد جامع قدیمی شهر میرسی که قصه آتش گرفتنش در مهر ۵٧ مفصل است.در آن زمان عده ای اوباش به مسجد و نمازگزارانش که مخالف دولت وقت بودند با چوب و چماق حمله کرده و مسجد را به آتش میکشند.در این حادثه تلخ جان بسیاری از مردم گرفته شده و قرآنهای زیادی هم به آتش کشیده میشوند.این حادثه در حافظه مسجد شهر باقی مانده است.

170

این مسجد در ٧۵٠ هجری و زمان آل مظفر ساخته شد اما بارها در معرض تخریب و مرمت مجدد قرار گرفت.شبستان و ایوان مسجد با کاشیکاریهای آبی ایرانی زیبا و چشم نوازند.اما متاسفانه رد پای بیتوجهی را میتوان بر آنها دید.جاهاییکه به مرمت گذاشته شده بسیار بدسلیقه و غیر حرفه ای کار شده اند.حوض مقابل مسجد که میتواند با آب زلال زیبایی دو چندانی به آن دهد از لجن پر شده است.

برج ساعت این مسجد بزرگترین برج ساعت مساجد ایران است.

171

سوالی که برای من مطرح است این است که چرا در ایران در خانه خدا عموما به روی نمازگزار بسته است.بارها برای ما پیش آمده که مثلا ساعت ٣ بعد از ظهر به شهری رسیده و قصد خواندن نماز در مسجدش را داریم اما متولی مسجد در را باز نمیکند و میگوید وقت نماز گذشته است....!!!!!!!! این دیگر از آن حرفهاست که یک بنده خدا برای بنده دیگری تکلیف نمازخواندن را روشن کند!!!!!

در این مسجد هم در شبستانها بسته بود و ما تنها توانستیم از پشت شیشه نگاهی به داخل آن بیندازیم.شبستان قسمتی است از مسجدهای بزرگ که دارای سقف است. شبستان‌ها فضاهای سرپوشیده و دارای ستون‌های یک شکل و موازی‌اند که از یک طرف به صحن مسجد راه دارند.

172

مسجد جامع کرمان سر راه بازار قدمگاه قرار دارد.به همین دلیل در قلب شهر و ازدحام رفت و آمد مردم واقع شده است.راسته بیرون بازار را میگیریم و راه میفتیم تا به دیدن بازار سرپوشیده شهر برویم.برای من همیشه دیدار از بازارهای سنتی شهرهای ایران لذتی خاضی دارد.در این بازارها میتوان با فرهنگ و سنتهای مردم هر شهر آشنا تر شد. آدمهای زیاد با لهجه های جالب ایرانی را دید و رفتارها را به دقت زیر نظر گرفت.آشنا شدن با مردم هر کوی و برزن برای آدم تجربه های گرانبهایی به همراه دارد.

173

از قدیم عاشق بوی عطاریها بودم.یادم میاید زمان دانشجویی باید از میدان انقلاب رد میشدم.سر راهم از کنار چند مغازه عطاری گذر میکردم.بوی خوش و عجیب عطاریها پایم را در کنار ویترین آنها سست میکرد.گاه دقایقی به دقت به گیاهان رنگ و وارنگ با بوهای قوی وسرگیجه آور خیره میشدم.گاه کنجکاوی مرا به داخل عطاری میکشاند و به سوال و جواب درباره داروها با عطار مشغولم میکرد.خاطره بسیار بامزه ای از یکی از همین کنجکاویهای کودکانه دارم که متاسفانه خاطره ای بالای ١٨ سال محسوب شده و جای بازگو کردنش اینجا نیست!!!!!

174

بازار کرمان  طولانی ترین راسته بازار در ایران محسوب میشود.که از میدان ارگ شروع شده و به میدان مشتاقیه ختم میشود.هر بخش این بازار در زمان یکی از حکمرانان شهر و به یک منظور خاص ساخته شده است اما هسته اولیه آن در زمان تیموریان گذاشته شد.هنوز هم در گوشه و کنارش آثاری از بخشهای بسیار قدیمی که خوشبختانه فعلا دست نخورده باقی مانده است دیده میشود.

178

گرچه وجود بعضی مغازه ها با حال و هوای امروزی به چهره قدیمی این مکان لطمه جبران ناپذیری زده اما هنوز هم وقتی لابلای دیوارهای کاهگلی و تودر تویش راه میروید و باریکه های نور از سوراخهای سقف به صورتتان میخورد حس نوستالوژیک به شما دست میدهد.هنوز هم میتوانید لابلای جمعیت پیرمردان عصا به دست شاپو به سری را ببنید که تسبیح میگردانند و دانه های چرتکه را بالا و پایین میندازند.

180

و هنوز هم میتوانید ردی از قدمت را در مغازه های اینچنینی بازار کرمان بیابید که هنوز هم با دست -وانتقال  هنر پدر به پسر -برگهای کتابهای نفیس را صحافی میکنند.بوی چوب و چسب کاغذ و بوی برگه کاهی و چای نیم خورده -مغازه را گرفته و از همه مهمتر بوی مهربانی این فروشنده که به ما اجازه میدهد در مغازه قدیمیش دوری بزنیم و نگاه حریصمان را بر روی کتابها و کاغذهایش بدوانیم و یادی از پدربزرگهای رفته مان بکنیم.

185