تنها 2 بار زندگی میکنیم
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

اولین بار که نام فیلم "تنها دو بار زندگی میکنیم" را شنیدم از محمد امین عابدین بود که پیشنهاد دیدنش را به من کرد.بعد از طریق مجله چلچراغ نقد چند صفحه ای آن را خواندم و مشتاقتر شدم تا اینکه دیشب به اتفاق دوستان به سینما پردیس ملت رفتیم و فیلم را دیدیم.برای مدتها بود که در سینمای خودمان اینطور محو پرده نقره ای نشده بودم.شاید بتوان گفت از "درباره الی" تا این فیلم...

فیلم اصلا در ژانر سرگرم کننده و بازاری نیست.هنرپیشه های نسبتا ناشناخته آن بی هیچ زرق و برق سینمایی و هیچ ادا و افه روشنفکری ساده و صمیمی جلوی دوربین فیلم برداری رفته اند.

 فضای خاکستری و آبی سردی بر صحنه های فیلم حاکم است.از زیباییهای بصری و جلوه های رنگی سینمایی خبری نیست.فیلم با صحنه سفیدی مطلق برف شروع شده و در سفیدی مطلق برف به پایان میرسد.

بازیگر اول آن یک فرد کاملا غیرحرفه ای است.کسی که کارگردان آن را به طور اتفاقی از خیابان پیدا کرده و چهره اش را مناسب این نقش یافته و پس از گرفتن تست آن را انتخاب کرده است.چهره ای کاملا درد کشیده که در تمام زوایای پوست تنش احساس همدردی را برمی انگیزد.

موضوع فیلم از زور سادگی پیچیده شده است.قصه مردی است که جوانیش را با حسرت گذشته از دست داده است.حالا به آخر خط رسیده و میخواهد از تمام کسانی که مسبب بدبختیهای او بوده اند انتقام گرفته و سپس خود را از بین ببرد.

نیمه اول فیلم در حسرت از دست دادن زندگیش طی میشود.در نیمه دوم او با عشق آشنا شده و کم کم زندگی شکل دیگری برایش میگیرد.حالا میخواهد یک بار دیگر زندگی کند.برای دومین بار بدون حسرت گذشته...

در این مسیر دختری از جنس قصه ها با او روبرو میشود.کسی که مثل شازده کوچولوی قصه "دوسنت پری" از یک جای دور آمده تا او را اهلی کند.به او عشق را نشان دهد و بعد پر بکشد به جزیره قصه ها.

فیلم بین واقعیت و حقیقت دست و پا میزند.مدام در یک ذهن سیال میچرخد و تو را با خود به اینسو و آن سو میکشاند.و بعد در آخر ناگهان رهایت میکند تا در گیجی ٢ ساعت چرخیدن گم شوی و در اندیشه زندگی جاری.

یکی از قوتهای فیلم موسیقی آن است که استاد حسین علیزاده آن را تنظیم کرده و به نهایت با صحنه های رویازده فیلم همگون است.

*پیشنهاد سرآشپز دیدن فیلم در اسرع وقت است.خوش باشید!