معبد یک زن
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩  کلمات کلیدی: دل نوشته

 sdf

در  گشودگی معبد تن یک زن

رودی جاری شد

کودک

 دهان گشوده و گرسنه

سر بر آن مرمر رگ کرده

نوشید و  سیراب گشت

 نامیدیمش :مرد کوچک

 

در گشودگی معبد تن یک زن

مرد جوان تشنه و بیتاب

سر بر آن مرمر سپید جوان

با بوسه ای بر لب

مردانگیش را اثبات کرد

 نامیدیمش:مردی مردتر

 

در گشودگی معبد تن یک زن

مرد پیر

تمام شده و خسته

سر بر آن  مرمر مقدس رنگ پریده

 به طپشهای یک دل

گوش جان سپرد و

جان داد

نامیدیمش: مرد مرده عاشق

 

در گشودگی معبد تن یک زن

 من و من آدم شدیم

***

ایده این کلمات بعد از کلاس دکتر سمیع آذر به ذهنم رسید.وقتی استاد پرفورمنسی از "ویتو آکونچی" را برایمان توضیح داد.در این پرفورمنس که در یکی از گالریهای نیویورک اجرا شد بیننده با یک  "س ی نه بند"  که از سقف آویزان است روبروست .در کناره های آن  نیمکتهایی قرار دارد که وقتی بیننده روی یکی از نیمکتها بنشیند ناگهان "س ی نه بند" به یکباره بسته میشود و فرد داخل آن قرار میگیرد.در همین لحظه از پشت سر آن فرد صدای طپشهای زنده قلب یک زن به همراه صدای نفسهای او شنیده میشود.بدین ترتیب فرد در نزدیکترین و زنده ترین حالت در آغوش یک زن فرو میرود...

فرقی نمیکند- چه مرد چه زن -هرکدام از ما اولین تجربه های زنده بودن را در آغوش یک زن یافته ایم. لابلای سینه های شیرده یک مادر...

Adjustable Wall Bra

Vito Acconci-American, born 1940