استانبول(12)
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به استانبول

٢١/٧/٨٨-قصر دلمه باغچه -ادامه سفرنامه  استانبول

IMG_0175

آقا ما به جرات میگیم که یکی از زیباترین کاخهایی که تا بحال این ورو اون ور دنیا دیده ایم  این کاخ دلمه باغچه استانبوله.! حتما خندتون گرفته از این اسم مضحک دلمه!راستش ترکها به هرچیز تو خالی که بعدا داخلش را با یک سری مخلفات پر میکنند میگن دلمه.یعنی درواقع همون دلمه های فلفل و بادمجانی که میخوریم هم از همینجا اسمشون دراومده.خلاصه دلمه باغچه یعنی باغچه پر شده.

IMG_0180

در قرن ١٩ میلادی سلطان عبدالحمید عثمانی تصمیم میگیره که کنار تنگه بسفور یک کاخ مجلل برای خودش دست و پا کنه.واسه همین دستور میده روی بخشی از آب رو با خاک پرکنند و کاخ مجللی را بسازند.کاخ اصلی سلطانهای عثمانی همان کاخ توپکاپی بوده و اینجا محل ثانویه امپراطوری محسوب میشده.

IMG_0182

متاسفانه عکاسی از داخل کاخ امکان پذیر نبود برای همین عکسهای من محدود میشه به مناظر بیرونی و حیاط بسیار زیبای آن.این کاخ در ابعاد ۴۴٠٠٠ متر مربع شامل ٢٨۵ اطاق-۴۴ سالن-۶٨ دستشویی و ۶ حمام است. داخل آن با اثار بسیار نفیس هنری مانند یک گالری توجه بیننده را به خود جلب میکند.در یکی از اطاقها هم یک قالی نفیس تبریز که هدیه رضاشاه به آتاتورک بوده زمین را مفروش کرده است.

سلطان عبدالحمید پس از آنکه در سال 1839 به تخت نشست به دنبال احداث کاخی برآمد که بتواند در طول سالن در آنجا اقامت کند. ساختمان این کاخ که دلمه باغچه سرای نام گرفته و تحت تأثیر معماری اروپا به سبک رنسانس و باروک ساخته شده بود و در سال 1853 به پایان رسید و برای تزئینات آن حدود 4 میلیون طلا صرف شد!!!

تابلو های نقاشی، چهل چراغها و ظروف چینی، دلمه باغچه سرای را به صورت یک موزه هنری درآورده است.

IMG_0185

جلوی در ورودی کاخ یک سرباز مثل مجسمه ایستاده و هیچ حرکتی نمیکند.پشت سرش هم یک سرباز دیگر ایستاده تا نگذارد کسی دست به سرباز نگونبخت مجسمه ای بزند.مردم میایند  با او عکس میگیرند.شکلک درمیاورند میخندند.اما اون بدبخت پلک هم نمیزند.مثل یک مجسمه سیخ و صامت ایستاده تا وقتش برسد و پستش را با دیگری عوض کند.به نظر من این یکی از احمقانه ترین صحنه هایی بودکه تابحال دیده ام.

IMG_0198 

درون کاخ شامل ٣ بخش اداری-حرمسرا و سالن مرتبط بین آنهاست.بازدید از بخش اداری شروع میشود.روی پارکتهای کفپوش که راه میرویم قرچ قرچ صدا میدهند چون فضای زیر پای ما خالی است و درواقع ما داریم روی آب راه میرویم!!!!به همین دلیل هم درون کاخ از وسایل بسیار سنگین چوبی مثل بوفه ها و میزهای بزرگ خبری نیست تا لطمه ای به استحکام ساختمان نخورد.دیوارهای اطاقها و سالنها پر از تابلوهای نفیس است که بسیاری از آنها هدیه سلاطین و دولتمردان کشورهای دیگر به دولت عثمانی و بعدا به آتاتورک بود.

IMG_0218

قصر ٣ طبقه است که راهروهایی با دسته های کریستال و چلچراغهای نفیس آنها را بهم مرتبط کرده است.هرطرف را که مینگریم اشیای بسیار گرانقیمت و زیبای هنری چشمهای مارا خیره میکند.آنچه اهمیت دارد این است که اینجا وقتی آتاتورک جمهوری میکند و سلطنت عثمانی را منحل میسازد دیگر دستور به چپاول و غارت و نابودی این کاخها نمیدهد.بلکه برعکس دستور میدهد اینها به صورت موزه درآمده و برای بازدید مردم گشوده شوند.یکی دیگر از نکات جالب اشیای کاخ این است که هر وسیله ای که میبینید در اینجا به صورت جفت و نه تک وجود دارد.مثلاشمعدانها-گلدونها-میز-مبلمان و .....

IMG_0242

بعد از بخش اداری وارد سالن سفرا میشویم که بزرگترین سالن قصره.سفرا اینجا منتظر مینشستند تا به حضور سلطان شرفیاب شوند.در ۴ طرف اطاق ۴ شومینه وجود دارد که بالای آنها آینه های قطعه قطعه شده کنار هم چیده شده تا هم نور را بهتر در اطاق منعکس کنند و هم گرمای هر شومینه شیشه های آینه ها را نشکند.

IMG_0245

تا قرن ١٧ عثمانی دولتی بسیار قویی بود اما از آن به بعد دچار فساد درباری شده وکم کم ضعیف گشتند.با افزایش ظلمشان به مردم پایگاه مردمی خود را هم از دست دادند تا اینکه سرانجام در١٩٢٣ با کودتای آتاتورک سلطان وحدالدین آخرین سلطان عثمانی حکومت را از دست داد و امپراطوری بزرگ آنها از هم پاشید....(تاریخ معلم عجیبی است درسهایی میدهد کاش چشم بینا و گوش شنویی هم بودا)

IMG_0233

این کاخ در حاشیه و به موازات کانال بزرگ آبی قرار گرفته است به خاطر همین منظره روح نواز دریا از تمام پنجره های کاخ دیده میشود.خصوصا اینکه امروز هوا آفتابی است و دریا درخشش شگفت انگیزی دارد و جان میدهد برای عکس گرفتن از لابلای دالانهای ریز و درشت کاخ...

IMG_0235

این در هم یکی از شگفتی های این کاخ است دری رو به دریا با ارتفاعی بسیار بلند که انگار رو به یک دنیای عجیب و غریب باز شده است.اصلا دیدن این منظره مثل یک تابلوی سورئال است انگار  یک مفهوم انتزاعی دارد.دری رو به ناشناخته ها....رو به دریاها... رو به افسانه ها...چیزی شبیه دروازه زمان.من را یاد این میندازد  که اگر از میان آن رد بشوم شاید وارد دوره دیگری شوم.دوره سلاطین عثمانی و بانوان حرمسرا. شمشیرهای کشیده و زدوخورد سربازان .دوره تاج و تخت و گنجهای بی انتها...

IMG_0239 

کاخ حقیقتا حیاط زیبایی دارد.حیاط که چه عرض کنم بیشتر شبیه باغ درندشت و بی انتهایی است که هرگوشه آن با سلیقه و چیدمانی بسیاری هنری ساخته شده است.آبنماها و مجسمه های مختلف در کنار گلهای خوشرنگ - درختان نخل و فرش سبز چمن  همه اینها در کنار آبی دریا منظره بدیعی ایجاد کرده است که من کمتر جایی نظیرش را دیده ام. 

untitled

این تخت خواب در یکی از اطاقها قرار دارد که پرچم ترکیه به عنوان روتختی روی ان پهن شده است.در ١٠ نوامبر ١٩٣٨ آتاتورک آخرین لحظه های عمرش را در همین کاخ روی همین تخت گذراند  و در سن ۵٧ سالگی همینجا هم فوت کرد.ساعت مرگ آتاتورک ٩:٠۵ دقیقه صبح بود.جالب است بدانید که از آن به بعد تمام ساعتهای این کاخ را روی همین ساعت متوقف کرده اند.بنابراین تمام ساعتها در اینجا ٩:٠۵ دقیقه را نشان میدهند.انگار با مرگ آتاتورک در اینجا زمان برای ابد متوقف شده است.

IMG_0253

از کاخ زیبای دلمه باغچه بیرون میاییم و سفر را ادامه میدهیم باز هم با من بمانید استانبول هنوز تمام نشده است.