خانه قوام السلطنه-موزه آبگینه
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٧  کلمات کلیدی: تهران گردی ، سفرهای یک روزه

۶/٩/٨٨ - خیابان سی تیر-خانه قوام السلطنه

abgine 041

یک روز جمعه پاییزی میتوانید بلند شوید و یکهو دلتان هوس بوی قدیمی یک خانه را بکند.چشمهایتان هوای دیدن ارسیهای رنگی و کاشیکاریهای زیبا را بکند.آن وقت مثل من و محمدامین دوربینتان را بردارید و به سراغ خانه قدیمی قوام السلطنه بروید.جاییکه مرزهای قصه شکسته میشود و دنیای خاطره ها گشوده.اینجا خانه قوام السطلنه است.

abgine 038

قوام السلطنه وزیر احمدشاه قاجاربود و این مجموعه زیبا تا سال ١٣٣٠ محل کار و سکونت او محسوب میشد.بعد از دوره او این خانه به مدت ٧ سال در اختیار سفارت مصر قرار گرفت.باز دست به دست شد و این بار افعانها دندان برایش تیز کردند.بعد از آنها هم برای مدتی بانک بازرگانی بود تا سرانجام در سال ١٣۵۵ توسط فرح خریداری و به کمک مهندسان اتریشی برای ساختمان موزه آماده شد.حالا اینجا موزه آبگینه تهران است.

abgine 039

بنا در مساحت ٧٠٠٠٠ مترمربعی و به صورت یک عمارت ٨ ضلعی ساخته شده که سبک درو پنجره های آن شما را به یاد معماری سلجوقی میندازد.داخل ساختمان هم در دوره های مختلف تعییرات معماری کرده است اما بیشتر تشکیلات مربوط به دوره قوام است.

abgine 027

ساختمان ٢ طبقه و مشرف به یک حیاط قدیمی با حوض سنگی و باغچه های مستطیلی است.در این ٢ طبقه ۵ تالار وجود دارد که در هر تالار به صورت جدا ظروف شیشه ای و گلین و سرامیکی دوره های مختلف ایران در ویترینهای بسیار زیبا که از دوره مهندسان اتریشی به یادگار مانده در معرض دید شما قرار میگیرند.

abgine 013

در این صبح جمعه پاییزی هیچ کس جز من و محمدامین در اینجا نیست.پس باخیال راحت راه میرویم و از گوشه و کنار عکس میگیریم.باصدای بلند با هم حرف میزنیم . طبق معمول من درحال افسانه سرایی لابلای این اشیای قدیمی سر محمدامین را میخورم از حرف زدن....دوربینم هم با من مست کرده و حال اساسی به ما میدهد...کیفور شده ام از دیدن اینهمه اثر زیبا و رویایی...از شیشه های رنگین زیگورات چغازنبیل تا شیشه های دوران اشکانی...از سفالهای نیشابور تا ظروف زرین فام سلجوقی... از لعابهای فیروزه ای ایلخانی تا ظروف خسرو و شیرین صفوی....

abgine 016    

مثلا فکر میکنید یکهو به کجا میرسید؟به زیورآلات سروسینه زنان مه پیکر ایران باستان با مجسمه های باروری آنها که زنان شیردهی را با سینه های برجسته که نمادی از مادر بودن آنهاست نشان میدهد.واقعا کیف میکنم که در هزاره قبل از میلاد دستهای اجداد من چنین توانا سنگهای کوه را تراش میداده تا زینتی بسازد بر پیکر زنان زیباروی... گردنبندهای فیروزه ای شیشه ای النگوهای رنگین و طلاکوب و ده ها زینت زیبای دیگر که دل زن امروز را هم بدجور به تاراج میبرد...

abgine 014

این کله های رنگین چیزی نیست جز نظر قربونیهای باستانی ما...نمیدانم فلسفه شکل آنها در چیست اما همین نشان میدهد که در آن دوران برای دوری از چشم زخم بدطینتان این نظر قربانیها را میساختند و شاید در گوشه خانه ها روی رف پنجره ها قرارشان میداند.و ارواح خبیث و نظرهای تنگ و شیاطین سیاه دل را از مامن پاکشان دور میکردند...

abgine 022 

در ونیز صنعت شیشه گری رواج بسیاری دارد تا جاییکه عمده صادرات این شهر محسوب میشود.درآنجا ظروف شیشه ای به قیمت بسیار بالا به فروش میرسد.جالب است بدانید که این صنعت از ایران و دمشق به آنجا رفته است.یعنی پدران ما تولیدگر اصلی اینها بودند.بعدها با شروع جنگ بین کشورها و کشورگشایی رومیها و یونانیها و ایرانیها این صنعت به اروپا میرود تا جاییکه امروزه ونیز خودش را مهد شیشه گری دانسته و درآمد زیادی را از این راه کسب میکند.درحالیکه این شیشه ها که ما در این ویترین میبینیم همه کار دست ایرانیان و در دوره های بسیار قدیمی تر ونیزی ها صورت گرفته است.

abgine 034  

قدیمی ترین سرامیک جهان مال پدران ماست که به منطقه ای از کرمانشاه برمیگردد که قدمی بالغ بر ٩٠٠٠ سال دارد.همچنین سرامیکهای یافت شده در تپه سیلک کاشان هم بازگوکننده این است که صنعت ساخت ظروف سرامیکی و سفالین در ایران قدمتی چندهزارساله دارد.از سرامیکهای سیلک ۵٠٠٠ سال عمر میگذرد.

abgine 040

افسانه گیلگمش را شنیده اید یا نه....این کوزه سفالین قصه این افسانه را بر پیکر خود به یادگار دارد.افسانه میگوید که گیلگمش موجودی نیمه آدم نیمه حیوان بود که خدایان آن را به عنوان مظهری از شهر نشینی ساختند و در کنار آن نیز انکیدو را بوجود میاورند که مظهر روستا نشینی است.خدایان این دو را به جان هم میندازند اما آنها با هم دوست میشوند و درکنارهم با رفاقت روزگار میگذرانند.خدایان انکیدو را از بین میبرند.گیلگش اندوهگین شده و هراس مرگ به جانش میفتد پس بدنبال گیاه جاودانگی راه میفتد و به سفرهای دور و دراز میرود.

این قصه نسخه های گوناگونی دارد و قدمتی ۶٠٠٠ ساله اینها را خانم متصدی موزه برایم تعریف میکند اما اگر میخواهید این افسانه را به شکلی جامع تر بخواندید به لینک دوست عزیز آقای آرش نورآقایی مراجعه کنید که مفصل درباره آن تحقیق کرده است....

abgine 005

بعد از دیدن موزه آبگینه در خیابان سی تیر به پاتوق همیشگیمان در خیابان فردوسی میرویم.هتل بزرگ فردوسی که برای نهارخوردن بدجور چشمک میزنداین هتل سال ١٣٢٨ و به نام هتل گیلان ساخته شد بعدها به مرور بازسازی شد و امروز یک هتل ۴ ستاره تروتمیز است.این هتل قدیمی در خیابان کوشک مصری یکی از قدیمیترین خیابانهای تهران قرار دارد.نزدیک میدان فردوسی و کنار کوچه پس کوچه های قدیمی شهر که هنوز هم اگر شانس بزند در لابلای ساختمانهای بیقواره اش میتوانید نشانه ای از آن چهره زیبا و قدیمی ساختمانها بیابید.اینجا نزدیک چند موزه قدیمی تهران است و پاتوق کسانی که دلشان بهم میخورد از این مدرنیته شلخته شهر تهران....            

abgine 002

 هتل فردوسی ٢ رستوران دارد.یکی از آنها چایخانه سنتی با موسیقی زنده ایرانی است و دیگری همانکه پاتوق  ماست یک رستوران قدیمی با کارکنان مهربان و بسیار آداب دان و یک سالاد بار خوشمزه و عذاهای لذیذ....پیشنهاد ما یعنی سرآشپز این است...یک روز سفر به خیابانهای جنوب تهران و بعد یک  پرس غذای خوشمزه در این هتل گرم و صمیمی....

abgine 001

خوش بگذرد....