استاکر
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

از سینمای تارکوفسکی حرف زدن از من برنمیاد.آنقدر سواد سینمایی ندارم که بشینم و براتون نقد کارهای کسی رو بکنم که با دیدن فیلمهاش خودم هم گاهی سرگردان میشم.درک فیلمهای آندره تارکوفسکی برای من حسی است و نه عقلانی.با وجود اینکه عاشق کارهاش هستم اما حتی نمیتونم با اطمینان خاطر دیدن اونها رو به شما سفارش کنم.چراشو خودم هم دقیق نمیدونم اما انگار میترسم شما رو هم با خودم بکشونم تو دنیای عجیب و ماورایی این فیلمساز بزرگ.اون وقت شما هم مثل من یک نیمه شب مثل آدمای خواب زده بیدار بشید و فیلم "stalker" رو بذارید تو دستگاه و 3 ساعت میخکوب بشید به جهان پر از راز و رمز و عجیب و معجزه وار تارکوفسکی...بعد تا 3 روز فکر کنید به جمله های عجیب و غریب و سرزمین تخیلی آن.

"استاکر" قصه ایمان است و معجزه در عصر ماده و اتم.قصه ما آدمهای سرگشته و بیمار دنیای سیاه ماشینی است که به دنبال خوشبختی بال بال میزنیم....

منطقه جایی است بی نام که استاکر به عنوان راهنمای محلی 2 مرد را به آنجا میبرد.هر 3 آنها گرفتار جاذبه منطقه هستند.جایی که افسانه ها میگوید اگر توانستی به آنجا برسی از ته قلبت هر آرزویی کنی برآورده میشود.

و مردها دست آخر میرسند اما نمیدانند باید چه آرزویی بکنند آنها بی ایمان تر از قبل برمیگردند با دستها و دلهایی خالی و آخر هم معلوم نمیشود که آیا منطقه افسونگر معجزه میکند و یا نه....

انتهای فیلم همسر استاکر میگوید:داشتن یک زندگی خوشبخت با یک دنیا غم و غصه بهتر از داشتن یک زندگی ملال آور و کسالت بار بدون هیچ غم و غصه ای است...."

شما چه فکر میکنید؟

راستی اگر شما هم هوس 3 ساعت دیدن تصاویر شاعرانه تارکوفسکی به سرتان زد دیدن فیلم "استاکر" را از دست ندهید.