استانبول(6)
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به استانبول

ISTANBUL2 098

اینجا بخش حرم کاخ توپکاپی است.حرم یا همان حرمسرای قصر که شامل ۴٠٠ اطاق تودرتو و در دالان درازی شبیه راهرو است.البته باید بدانید که حرم به آن معنای ایرانیش که تنها زنان شاه در آن سکونت داشتند نیست.بیشتر انگار شبیه اندرونی خانه ها و جای بیشیله و پیله قصر و محل استراحت و خلاصه خانه نشینی درباریان میباشد. 

ISTANBUL2 103

اینجا مادر-خواهران-برادران-همسران-فرزندان و دیگر اقوام شاه عثمانی سکونت داشتند. در کنار آنها هم پیشخدمتهای خاص دربارشان بودندکه با آنها زندگی میکردند.لابلای این دالانها قصه های زیاد و عجیبی از توطئه ها و دسیسه های زنانه تا قهوه های مسموم و فنجانهای چای آغشته به زهر هلاهل و هزار کوفت و زهرمار دیگر وجود دارد.اینجا در لابلای نقاشی های ظریف زنانه و کاشی های رنگارنگ دیوارها و اطاقها و حریرهای رخت خواب خونهای زیادی ریخته شده است.

ISTANBUL2 105

جایی که من در کنارش ایستاده ام شومینه است.نوعی بخاری قدیمی که در معماری  عثمانی و کاخهایشان زیاد میبینید.کاشی کاری این کاخها را شبیه مساجد صفویه اصفهان کرده است.رنگ های درخشانی که در طی سالها هنوز بر پیکره دیوارها نمایانند و چشم را به دنبال خود میکشانند لابلای اسطوره ها.

ISTANBUL2 110

دخترانی که به حرم میامدند از سنین کودکی به سلطان هدیه شده بودند.و تا پایان عمر سیاهشان باید در این ۴ دیواریهایی که حکم "تشت طلا پر از خون" را داشت روزگار میگذراندند.در سالهای جوانی تحت نظارت و دیسیپلین بسیار شدید آموزش اشرافیت را میدیدند.تا کم کم به سن بلوغ و پختگی جوانی میرسیدند.وقتی که کاملا با قوانین و سنتهای دربار عثمانی آشنا میشند آنگاه به خدمت شاه عرضه میگشتند.مثل دربار قاجار ما نبود که شاه قاجار هر دختر داهاتی را میدید آب از لب و لوچه اش آویزان میشد و تا او را سه سوته به اطاق خوابش نمیکشید دست از سرش برنمیداشت.... گرچه اینجا هم زنان حال و روزی بهتر از زنان حرمسرای ایران نداشتند.

ISTANBUL2 117

این دیگر زبر و زرنگی آن دختر بود که با هزار جادو و جمبل و دعا بتواند در دل شاه جایی باز کند تا بلکه به عنوان همسر قانونی شاه درآید.لابلای این دیوارهای سرد و تهی دخترکان سیه چشم و آبی چشم ترک باید چه فتنه ها میریختند و طنازیها میفروختند تا بلکه عمری را با عزت نام همسر قانونی سپری کنند.

ISTANBUL2 131

در دربار عثمانی قدرتی به عنوان همسر اول و یا سوگلی وجود نداشت.قدرت سیاسی در دست زنان شاه قرار نمیگرفت بلکه شخص اول پس از خود شاه ملکه مادر بود.حالا حسابش را بکنید که این زنان بدبخت به امید اینکه روزی این عنوان را یدک بکشند باید چه دسیسه ها میکردند تا فرزند خودشان به عنوان ولیعهد جانشین شاه شود.چه بسا کمر به قتل فرزندان یکدیگر میبستند.برای به دنیا آوردن یک پسر دست به دامان هر حکیم و طبیبی میشدند.و با چه دلهره و وسواسی سالها از پسرشان مواظبت میکردند تا روزی سرانجام به ولیعهدی برسد تا بعد از مرگ شاه مادر خود را به مقام ملکه کشور برساند.

ISTANBUL2 130

وقتی یک شاه از دنیا میرفت و یا  به هردلیلی از سلطنت برکنار میشد حرم او با تمام خدم و حشم به جای دیگری منتقل میگشت.دیگر معلوم نمیشد که به مرور چه بلایی سر زنان فراموش شده حرم قبلی میاید.آنها چه سرنوشت تلخی خواهند داشت.بعضی از آنها در سالهای جوانی بیوه شاه میشدند و دیگر تا پایان عمر حق ازدواج با هیچ کس دیگری را نمیافتند.انقدر در تنهایی میماندند تا رنگ موهایشان به سپیدی دندانهایشان گردد...

ISTANBUL2 114

از این حرفهای تلخ بگذریم میرسیم به بخش توالتها و حمامهای حرم که واقعا دیدنی و جالب بودند.مخصوصا اینکه توالتها شبیه آن چیزی بود که امروزه به عنوان توالت ایرانی شناخته میشود اما جالب است بدانید که این نوع فرم توالت از فرانسه به بقیه جاها امد و درواقع در ابتدا اروپاییان از همین چاله ها برای دفع فضولات استفاده میکردند تا بعدها توالت فرنگی جای آن را گرفت.....

*هنوز کاخ توپکاپی تمام نشده باز هم با من باشید تا بعد