استانبول(4)
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به استانبول

 ١٨/٧/٨٨ - استانبول-جزیره بیوک آدا

Free Image Hosting 

حوالی ظهر اومدیم پایین سمت ساحل بیوک آدا برای خوردن نهار.کنار ساحل زیبای مرمره ردیف رستورانهای دریایی قرار داره که با انواع و اقسام غذاهای سنتی ترکیه و ماهیهای تازه از شما پذیرایی میکنه.از نظر خورد و خوراک اینجا آدم هیچ مشکلی پیدا نمیکنه چون ذائقه ترکها بسیار به ما نزدیکه.

بعد از خوردن ماهی سرخ شده به همراه بشقاب مزه های ترکی راه افتادیم تا توی جزیره گشت بزنیم و همه جا را ببینیم.کوچه های جزیره بیوک آدا تمیز و آسفالت شده اند که با شیبهای تندی به سمت دریا کشیده شده و با کوچه باغهایی پر از گل کاغذی به دریا راه دارند.ساکنین این جزیره دو دسته اند یا افراد محلی و قدیمی ترک که در خانه های سنتی تر یا شکل و شمایل روستایی ساکنند یا کسانی که در اینجا ویلاهای گران قیمت ساخته اند و تنها فصول گرم را به عنوان تفریح به اینجا میایند.

 Free Image Hosting

به غیر از بخش خانه های مسکونی- شهر تشکیل شده از یک میدان ساعت و ردیف مغازه های خواربار فروشی و لباس فروشی و زیورآلات فروشی البته به غیر از ردیف رستورانهای زنجیره ای کنار ساحل.

Free Image Hosting

آقا بعضی از این ویلاها بدجور نفس گیر است آدم ویرش میگیرد یواشکی سرکی به داخل آنها بکشد.خیلی از این ویلاها مال خواننده ها و هنرپیشه های معروف ترکیه هستند که با قیمتهای گزاف به فروش میرسند.جالب است بدانید که به شما هم به عنوان یک خارجی اگر پول خوبی در جیب دارید حق خرید املاک جزیره داده میشود.

گاهی لابلای این ویلاهای شیک و پیک چشممان میخورد به فسیلهایی از خانه های قدیمی که به طرز مرموز و وهم گونه ای خالی از سکنه هستند و با پنجره های مشبک و بسته و دیوارهایی سراسر چوب که روی آنها پیچک بالا رفته است در ذهن خیال پرداز ما داستان سرایی میکنند.

Free Image Hosting

جزیره افسانه زیاد دارد.یکی از قصه های آن به این ترتیب است که زمانهای قدیم که ساکنان جزیره مسیحی بودند یک پادشاهی در اینجا حکومت میکرده که اجازه ساخت کلیسا را به مردم نمیداده به جاش مردم رو مجبور کرده بوده یک درخت رو بپرستند.

.همچنین در اینجا یک غول! هم زندگی میکرده که هرروز یکی از دختران جزیره را به عنوان غذا میخورده تا اینکه نوبت به دختر پادشاه میرسه.شاه از مردم دعوت میکنه که به جنگ غول برن.هیچ کس از پس این کار بر نمیاد الا یک مرد.او غول را شکست میده.شاه به عنوان پاداش به او میگه هرچی دلش میخواد بگه تا براش فراهم شه.مرد هم میگه که میخواد درخت مقدس رو قطع کنند و جاش کلیسا بسازن.شاه هم قبول میکنه.حالا سالهاست که این کلیسا همینجا قرار داره و هزسال ٢۶ آوریل در آن را به روی مردم باز میکنند تا به زیارتش برن.

Free Image Hosting

آنچه در جزیره خیلی زیاده دوچرخه و دوچرخه سواره.هر توریستی که به بیوک آدا میاد یک دوچرخه کرایه میکنه و به همراه یک نقشه از جزیره راه میفته تا بگرده و جزیره بیوک آدا رو کشفش کنه.ما هم از این قائده مستثنی نبودیم...

حوالی غروب جزیره را به مقصد استانبول ترک کردیم سر راهمان از کنار قلعه "Kiz Kulesi" رد شدیم.همین قلعه ای که در این عکس مشاهده میکنید.این قلعه روی یک جزیره کوچیک ساخته شده  که شنیدن داستانش خالی از لطف نیست: سلطانی بود که دخترش رو خیلی دوست داشت و چون از پیشگویی شنیده بود که در تولد ۱۸ سالگی دخترش کشته می‌شه، این قصر رو وسط تنگه بسفر ساخته که این اتفاق نیفته و دختر هم که توی برج این قصر زندگی می‌کرد، فقط می‌تونست پدرش رو ببینه. روز تولد ۱۸ سالگی سلطان یک سبد میوه رو به عنوان هدیه به دخترش می‌ده و ماری که توی اون سبد قایم شده بوده، دختر رو می‌گزه و اون رو می‌کشه.

و بدین ترتیب به ما گوشزد میکنه که انسان از تقدیر فرارناپذیره.....

ادامه سفر استانبول را با من باشید تا بعد