| استانبول(3) |
| ساعت ۱٢:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۸ |
|
١٨/٧/٨٨ - دریای مرمره - خلیج شاخ طلایی - جزیره بیوک آدا
استانبول شهر دریاهای آبی است.شهر مرغان دریایی و امواج نیلگون .شهر برخورد قاره ها و دریاهاست.استانبول نیمی در اروپا و نیمی در آسیاست.بخشی از آن کنار دریای سیاه و بخشی دیگر در ساحل زیبای دریای مرمره است.استانبول شهر آب است و آفتاب.
صبح روز دوم سفر به کنار دریای مرمره آمدیم تا سوار کشتی "تورناتور" شده و به قصد دیدن جزیره بیوک آدا استانبول را ترک کنیم.اینجا را خلیج "شاخ طلایی" مینامند.تکه خشکی که در آب های مرمره به شکل یک شاخ پیشروی کرده است.سر دیگر این خلیج به تنگه بسفر میرسد جایی که قاره های آسیا و اروپا با یکدیگر تلاقی میکنند.
به خاطر موقعیت دریایی این شهر از قدیم بندرگاه کشتی های تجاری و مسافرتی بود. چه در دوره بیزانس و چه در زمان امپراطوری عثمانی استانبول محل رفت و آمد کشتیهای زیادی بوده امروز هم در تمام طول سواحل زیبایش میتوانید کشتی های باری و تفریحی زیادی را ببینید که لنگر انداخته اند.در آبهای نیلگونش میتوان کروزهای عظیم و مجللی را دید که به تنهایی مثل شهری شناور روانند.با مجللترین امکانات اقامتی و تفریحی مثل هتلی ۵ ستاره میمانند در دل شهری کوچک.
در کناره ساحلی بخش آسیایی ٧ جزیره زیبای "پرنس" قرار دارند که چون نگینهای فیروزه ای بر تارک مرمره میدرخشند.جزایر مسکونی با جنگلهای طبیعی کاج و دره های پوشیده از گل.پلاژهای رنگارنگ و درشکه های اسب.
٢ ساعت با کشتی طول کشید تا به بزرگترین جزیره پرنس یعنی جزیره "بیوک آدا" رسیدیم.همان لحظه اول نگاهمان جلب شد به سنگفرش خیابان و صدای پای اسبها روی آنها.اینجا هیچ وسیله نقلی موتوری حق عبور و مرور ندارد.وسیله حمل نقل مردم یا دوچرخه است و یا درشکه.رفتیم تا در صف سوار شدن درشکه قرار بگیریم.سر راهمان چشمم خورد به این بانوی ترک که در کنار مغازه نقلیش نشسته بود و تند و تند شال پشمی برای فروش میبافت.
سوار درشکه شدیم و کوچه پس کوچه های بیوک آدا(جزیره بزرگ) را به بالا پیمودیم. کوچه هایی به رنگ گلهای کاغذی.تمیز و پاک بدون کوچکترین آلودگی شهری... بر پشت اسبها کیسه هایی وصل بود تا مدفوع آنها بر خیابانها نریزد.همه جا برق میزد از تمیزی. گوشه و کنار توریستها در جال پیاده روی و دوچرخه سواری بودند.هوا ملس بود و جان میداد برای عکس گرفتن و راه رفتن.
اینکه چرا به این جزایر پرنس میگویند بر میگردد به دوران بیزانس.در آن زمان اگر کسی از خاندان امپراطوری گناهی مرتکب میشد به این جزایر تبعید میگشت.به مرور زمان آنهایی که ساکن جزیره شده بودند در اینجا کلیسا و صومعه ساختند.بعدها که عثمانیها استامبول را فتح کردند این جزایر را هم به تسخیر خود درآوردند.از آن به بعد این جزایر نه به خاطر تبعیدگاه بودنشان بلکه به خاطر زیباییشان معروف شدند.به مرور اینجا به شکل ییلاق استامبولیها درآمد.ویلاها و پلاژهای بسار شیک و زیبا در آن ساخته شد و سیل توریست به سویشان سرازیر....
با درشکه به بالای جزیره میرویم.جایی که منظره دریا را روبرو داریم و جنگل کاج را پشت سر....قدمی میزنیم و عکسی به یادگار میگیریم .دوباره سوار درشکه هایمان شده و به پایین سرازیر میشویم. میرویم تا صفایی به شکمهای گرسنه مان بدهیم....
کلمات کلیدی:
جهانگردی ،
سفر به استانبول
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : اینجا خانه دوم من است.از شعر تا قصه - از کتاب تا فیلم واز همه مهمتر از سفر مینویسم. مهمان خانه من شوید.قدمتان بر سر چشم.تنها یک چیز میماند: هرگونه برداشت از نوشته های این وبلاگ فقط با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ امکان پذیر است.ممنونم از شما. پروفایل مدیر : سمیرا منفرد |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |











