سفر
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۸  کلمات کلیدی: متفرقه

سلام دوستای گلم.

تو این پست میخواییم با هم راجع به سفر و امکانش گپ بزنیم.توی نوشته قبلی شاید من نتونستم منظورمو خوب بیان کنم.حالا میخوام تو این پست هممون با هم حرف بزنیم.بحث سودمندی داشته باشیم و راهکار پیدا کنیم.من شروع میکنم شما ها ادامه بدید.

ببینید من خیلی خوب میدونم که برای سفر رفتن نیاز به یک حداقل امکاناتی است.مثل داشتن زمان که مهمترین پارامتره و بعدش یک حداقل پولی که بشه آدم باهاش جمع و جور بره سفر.من منکر این نیستم.

اما بحث پست قبلی من چیز دیگه ای بود.بعضی آدمها عاشق سفرند.اونها هیچ چیزی از زندگی نمیخوان.نه ماشین نه خونه نه پول....این آدمها سالی چند ماه کار میکنند و بعد با درامدشون چند ماه رو با کمترین امکانات میزنن به دل جاده.اینکه این روش خوبه یا بد قانون کلی نیست.برمیگرده به اینکه شما از زندگی چی میخواهید و هدفتون توی این روزای عمر چیه.من چون اهل  سفرم آدمهای زیادی رو دوروبرم میشناسم که زندگیشون اینطوری میگذره.از نظر خیلی از ماها اونها آدمای منطقی نیستند که اصلا به آینده فکرنمیکنند.شاید!!! نمیدونم! اما مساله اینه که از نظر خودشون دارن با خوشبختی نفس میکشن و زندگی میکنن.هرکسی یک دیدگاهی و یک نقشه خاصی برای زندگیش داره.از نظر من تا جاییکه اون آدم از راه راست کج نشه دیگه بقیش به خودش مربوطه. اگه داره از لحظه هاش لذت میبره چه اشکالی داره  که کار ثابت و خونه و ماشین نداشته باشه.مهم اینه که به اون چیزی که هدف زندگیشه دست پیدا کرده...

حالا اینجور آدمها رو میذاریم کنار.میریم سراغ کسانی که نه تا اون حد عاشقند که قید همه چیز رو برای دیدن یک موزه در قلب اروپا به خطر بندازن.نه اونقدر بیپولند که نتونند به قول معروف تا همین شاه عبدالعظیم خودمان هم بروند!!!!

باور میکنید یا نه اما از نظر من رفتن به شاه عبدالعظیم خودمان میتواند یک سفر باشد. یک سفر یک روزه با دوربینی بر پشت و لفمه نان و کتلت و قمقمه آبی در کوله پشتی... چرا که؟ بحث من همینجاست.اگر اهل سفر باشید میتوانید با همان کمترین درآمد و وقت یک روزه آخر هفته تان سفرهای یک روزه به اطراف تهران داشته باشید میتوانم لیست بلندبالایی از جاذبه های دیدنی اطراف شهرمان را بگویم که برای دیدن آنها نه نیازی به مرخصی هست و نه نیازی به پول و پله آنچنانی....

مساله انجاست که چون من در سفرنامه هایم جاهایی گران قیمت هم وجود دارد شما فکر میکنید که منظور من از سفر تنها برزیل و آفریقاست.

نه دوستای گلم...هدف من از ایجاد این وبلاگ دو چیز بود.١- آشنا کردن کسانی که عاشق سفرند اما به دلایلی امکانش را ندارند.٢- اینکه بگویم سفر شامل لندن و آفریقا و برزیل است و شامل دربندسر و کویر مرنجاب و ماسوله و دریاچه گهر(یه نگاه به سفرنامه هام بندازین)....

همه اینها یعنی سفر.اینکه ما لندن میرویم و یاا همدان در اصل سفر فرقی ندارد.هرکدام از ما که واقعا عاشق سفرباشیم مهم نیست کجا میرویم مهم این است که میرویم.

میرویم تا بیشتر و بیشتر با دنیا با مردم با فرهنگها و از همه مهمتر با خودمان آشنا بشویم..سفر چیزهایی به ما یاد میدهد که با سالهای سال زندگی هم نمیتوان آنها را آموخت.

میدانید در هر سفری که به خارج از ایران میکنم اولین چیزی که با دیدن سایتها به ذهنم میرسد چیست؟اینکه ما در ایران از این هم قشنگترش را داریم....

حرف من یک چیز است اگر میتوانیم -تواناییش را داریم .!!!! باید بگردیم و با جهان بیرونمان آشناتر بشویم. مهم نیست کجا و چند روز....مهم این است که یا علی گفته و دنیا را- ایران رابه یاری خدابگردیم.همین.