قطعه سکوت
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱  کلمات کلیدی: متفرقه

مرد روی صحنه میرود.آرام چهار پایه پیانو را عقب میکشد.روی آن مینشیند.و در پیانو را باز میکند.

چهار دقیقه و سی و سه ثانیه بعد از گشودن در پیانو آرام در را میبندد و بلند میشود.در این دقایق هیچ نتی نواخته نمیشود.تنها چیزی که تماشاگران میشنوند سکوت است. و این میشود معروفترین قطعه موسیقی "جان کیج" هنرمند داداییسم دهه ۵٠ آمریکا!

مردم منتظر شنیدند وقتی به طور عادی به یک کنسرت میروند.آنها سکوت میکنند تا صدای آلات موسیقی را بشنوند اما در قطعه سکوت جان کیج هیچ چیزی نواخته نمیشود.بلکه نوازندگان خود همان تماشاچیان هستند.

او معتقد بود ما آدمها از صداهای اطرافمان غافل شده ایم.بدن ما مثل یک کارخانه تولید اصوات عمل میکند اما گوشهای ما ناتوان از شنیدنش هستند.محیط اطراف ما پر از  انواع صداهاست که هریک میتواند مثل یک قطعه موسیقی جاری باشد.هنر چیزی جدای از خود زندگی نیست.این اشتباه ما آدمهاست که هنر را فراتر از زندگی قرار میدهیم.درواقع هنر در لحظه جاری است.

در قطعه سکوت نوازنده چیزی نمینوازد.آنچه شنیده میشود صداهای محیط است. صداهایی مثل سرفه کردن-حرکت دست و پای فرد تماشاچی-تکان دادن سر-برخورد بالهای مگس-صداهای چوب صندلیها وقتی تماشاچی روی آنها جابجا میشود.... در تمام این ۴:٣٣ دقیقه ما صداهای طبیعت را میشنویم.

وقتی دورتادور ما را سکوت احاطه کند گوشهایمان خود به خود تیز تر میشوند تا کوچکترین جابجایی هوا را ردیابی کنند و این میشود درک همان هنری که جان کیج به دنبالش بود.

ما آدمها باید بپذیریم که در دنیای ماشینی امروز داریم از محیط دور و دورتر میشویم و این یعنی از دست دادن قدرت تبادلمان با طبیعت....

***

جان کیج هنرمند آوانگاردی بود که رشته تحصیلیش به موسیقی مربوط میشد اما بیشتر از موسیقی او به هنر پرفورمنس میپرداخت.قطعه سکوت ۴ دقیقه و سی و سه ثانیه به طول انجامید یعنی ٢٧٣ ثانیه.اما چون ٢٧٣ ثانیه عملا سکوت محض حکمفرماست یعنی  منفی ٢٧٣ ثانیه موسیقی!

٢٧٣- !این عدد ما را به یاد صفر کلوین میندازد که درجه انجماد تمام اجسام است . جان کیج این استعاره را بدین جهت بکار میبرد تا به ما بگوید در ٢٧٣ ثانیه سکوت فضا منجمد میشود تا ما به درونمان برگردیم و به صداهای طبیعت گوش فرا دهیم و یک بار دیگر به خودمان برسیم.زیرا هنر چیزی از ما جدا نیست و هریک از ما خود یک هنرمند است.