جوابیه
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٧  کلمات کلیدی: متفرقه

سلام

30 خرداد 88 بعد از اینکه پدرم از بیمارستان مرخص شد و به خانه آمد من مطلبی را در وبلاگم نوشتم تحت عنوان "مرگ وجدان" و در آن مطلب بخشی از مشکلاتی که  در دوران بستری شدن پدر در بیمارستانها داشتم بازگو کردم.اینها بخش کوچکی بود از کل ماجرایی که ما نزدیک به 4 سال است درگیر آن هستیم.اگر میخواستم تمام مشکلات دوران بیماری پدر را بازگو کنم کتاب بزرگی میشد که در این وبلاگ جای آن نیست.به هرحال من در آن مطلب ذکر کردم که چه تجربه تلخی از آخرین بستری پدرم داشته ام.در آن مطلب من شرح وقایعی که بر من رفته بود را به طور خلاصه بیان کردم...

لینک مطلب را هم در اینجا گذاشتم تا اگر خواستید دوباره آن را مرور کنید

در همان زمان سایت الف به من ایمیلی زد و ازم اجازه گرفت که مطلبم را در سایتشان درج کند.من هم قبول کردم.دیگر هیچ خبری از آن سایت نشد. تا اینکه به طور اتفاقی فهمیدم در روز پزشک این مطلب را در سایت الف قرار داده اند.

به دنبال آن سیل کامنتهای معترض از سوی پزشکان به من جاری شد.من هم که از همه جا بیخبر بودم نمیفهمیدم چرا مورد اینهمه تهاجم قرار گرفته ام.تا اینکه با پبگیری معلوم شد روز پزشک مطلب من در سایت الف قرار گرفته و باعث آزرده شدن پزشکان محترم شده است.

اول از همه باید بگم که من در این مطلب اصلا توهینی به جامعه پزشکی نکرده ام و تنها بخشی از آنچه در واقعیت بر من رفته بود را بیان کردم.اینکه مرا به انواع و اقسام دروغ پردازیها متهم کرده اند بماند.اما جالب اینجاست که یکی از مقامهای ارشد وزارت بهداشت من را متهم به داشتن ذهن ناپاک کرده است!!!!!

این تنها یک بخش از درد بیماران این جامعه بود که باعث جنجال به این بزرگی شد.اگر تمام بیماران جمع شوند و دردهایشان را بازگو کنند شاید آقایان از خواب غفلت بیدار بشوند و دیگر فکر نکنند که ایران بهشت بیماران است.جای تاسف داشت که مقام مسوول کشور ما به جای اینکه در ابتدا راستی و درستی این مطلب را جویا شود یک راست نویسنده را به دروغگویی متهم کرده است.

شاید منعکس کردن این مطلب در روز پزشک خوشایند نباشد اما این دلیلی نمیشود که نویسنده مطلب را که کاملا از این ماجرا بی اطلاع بوده است مورد توهین قرار داد.

به هرحال به حال من فرقی ندارد.من تنها دردی را که بر من و خانواده ام رفته بود را گفتم.چه بسا  کسان دیگری هم باشند که مشکلاتی بدتر از اینها برایشان پیش آمده اما مجالی برای بازگوی آن نداشته اند.

و حرف آخرم با جامعه پزشکان است.آقایان و خانمهای محترم پزشک -من نه به قشر پزشک توهین کرده ام و نه معتقدم که تمام پزشکان جامعه بی وجدانند.هستند پزشکان زحمت کشی که با کمترین درآمد زحمات زیادی را در دورافتاده ترین شهر های ایران متحمل میشوند.

اما هیچ کدام اینها نباید مانعی باشد که ما چشم بر حقیقت ببندیم.این حقیقت تلخ که در جامعه آماری نمونه پزشکان دلسوز که بتوانند رابطه خوبی با بیمار برقرار کنند بسیار اندک است.

پزشکان عزیز- من به عنوان یک فرد از این جامعه از بعضی شماها گله دارم.گله اینکه با بیمارهایتان همدردی نمیکنید.آنها را پایین تر از خود میبینید.شرایط روحی بد خانواده بیمار را درک نمیکنید و خود را در جایگاهی فراتر از دسترس قرار میدهید.بیایید کمی منصف تر و مهربان تر با ما باشید.

با تشکر

لینک بعضی سایتها را که در برابر این مطلب موضع گیری کرده اند را قرار میدهم.

 سایت الف

سایت فانگار

سایت شرح حال

سایت آقا اجازه

سایت مدلاگ