همدان(2)
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٤  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به همدان

مرداد ٨٨- سفر به همدان- گنبد علویان

یکی از جاهای دیدنی شهر کهن همدان گنبد علویان آن است که در میدان چهارباغ علویان قرار دارد.به آنجا که میرسیم از بر خیابان خانه خاکستری باشکوه خود را به ما مینمایاند که در گذشته دارای گنبد بلندی بوده و به مرور از بین رفته است.حیاطی مربع شکل و خالی و کفپوشی سنگفرش آن را در بر گرفته اند.آنچه میبینیم یک خانه قدیمی و پر رمز و راز است که که با چند پله سنگی از سطح زمین جدا شده .دیوارها بوی عجیب قدمت میدهند و بلندی گنبد سرت را به دورترها میکشاند و نگاهت که به دنبال رمز و راز آن پر میکشد به قدیم قدیمها.

گنبد علویان یکی از شاهکارهای معماری بعد از اسلام است که در اواخر دوران سلجوقی ساخته شده است.در بدو ورود در سنگین چوبی آن با قفلی قدیمی خیر مقدمت میگوید. روی سنگفرش آن که گام میگذاریم قدم به قرنهای قبل مینهیم و سراسر وجودمان شعف میشود.درمیگشاییم و وارد میشویم.

گنبدی بلند آسمانه و خاکستری با تنی سرد و سکوتی مرموز مارا در برمیگیرد.پا به درون تاریخ میگذاریم.احساس میکنیم دور و بر ما را ارواح گذشتگانمان در بر گرفته است.اینجا جان میدهد برای ساعتها نشستن و نشستن و اندیشیدن و دست بر سردی دیوارها کشیدن و رویا دیدن.

نقش و نگارهای دیوارهای خاکستری عجیب غوغا در دلت میندازند.باور دستهایی هنرمند که قرنها پیش با استادی تمام تیشه بر سنگ کشیده اند و عشق را اینگونه در دل خاک حکاکی کرده اند.

در انتهای چهاردیواری پله هایی است که تو را به سمت سردابه ای در زیر زمین راهنمایی میکنند.جایی که خاندان علویان در آنجا به خواب ابدی فرو رفته اند.این گنبد در ابتدا توسط آنها و به رسم مسجد بنا نهاده شد که بعد از مرگ این خاندان به مقبره خانوادگی آنها تبدیل شد.

به سردابه وارد میشویم.هوای خنکی با بوی نم و کهنگی بر تنمان مینشیند و حسی هیجان آور مور مورمان میکند.قبر خانوادگی با کاشیهای فیروزه ای پوشیده شده و پارچه ای بر روی آن قرار گرفته است.نور کم است و چشم کم کم به آن عادت میکند.سکوت غوغا میکند تا جاییکه صدا در صدا هم آغوش میگردد.

روی پله ها مینشینیم و به گذشته ها فکر میکنیم.به آنهایی که در قرنها قبل به اینجا آمده اند.نماز گزارده اند و رفته اند.به آنهایی که این دیوارها را با دستهای پینه بسته خود ساخته اند. و به آن روح هایی که قرنهاست در این سردابه میایند و میروند و نظاره گر مایند.

اینجا دو رکعت نماز خواندن انقدر میچسبد که به وصف نمیاید.