فریدا کالو
ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

فریدا کالو نقاش و هنرمند شهیر مکزیکی است.او که در مکزیک متولد شد از پدری یهودی-آلمانی و مادری مکزیکی-مسیحی بود.در زمانی که به تحصیل در رشته پزشکی مشغول بود بر اثر حادثه تصادفی وحشتناک آسیب جدی نخایی دید.از آن پس همیشه با درد و بیماری و ناتوانی دست به گریبان بود اما از آنجاییکه زنی به شدت مقاوم و توانا  بود در برابر ناملایمات تسلیم نمیشد.بعد از این حادثه تلخ بود که رشته پزشکی را رها کرده و به کار نقاشی پرداخت.در همه آثار او رد پای درد و رنج زن دیده میشود.بیشتر تابلوهایش نیز سلف پرتره های خودش هستند که عموما در بستر بیماری کشیده شده اند.

هنگامی که ٢٢ سال سن داشت نقاشیهایش توجه "دیگو ریورا" نقاش معروف مکزیکی را  به خود جلب کرد.در آن زمان ریورا ۴٢ سال داشت و مردی مشهور-عشرت طلب-طرفدار ٢ آتیشه کمونیست شوروی و نقاش دیواری بود که از دوستان نزدیک پاپلو پیکاسو محسوب میشد.دیگو در آن دوره که هنر مدرن تازه پا به عرصه نهاده بود کارهای نیمه انتزاعی خود را با ابعاد بزرگ دیواری انجام میداد که تمامی آنها وجوه سیاسی پررنگی داشتند.

تابلوی دیواری مشهور "صنعت" اثر دیگو ریورا

آن دو پس از مدتی دوستی با یکدیگر ازدواج کردند.اما متاسفانه از زندگی آنها با وجود عشقی که بهم داشتند دوام نداشت زیرا دیگو همچنان به بیبندو باریهایش ادامه میداد.در این میان فریدا هم به گرداب بیبندو باریهای هنرمندانه مدرنیسم آن دوره گرفتار شد.

یکی از بدترین ضربه های روحی فریدا سقط ناخواسته جنینش بود که آلام روحی خود را پس از آن حادثه در تابلویی به تصویر کشید.جایی که خودش در بستر خون آلودی افتاده و جنینش با بند نافی که هنوز به بدن فریدا متصل است به بالا کشیده میشود.

فریدا همواره شخصیتی نیمه مردانه نیمه زنانه داشت.در زندگی جنسی نیز تمایلات دوگانه اش سردرگمی خاصی به او داده بود.در زندگی کوتاهش روابط جنسی دیگری به غیر ار دیگو هم داشت.زمانی با همسر چارلی چاپلین ارتباط برقرار کرد.که نشات گرفته از ذات دوگانه اش بود.در مدتی کوتاه هم با "تروتسکی" رهبر معروف چپ گراها و مخالف استالین رابطه برقرار کرد.!!

جدای از زندگی بی بندوبار فریدا-از منظر سیاسی و هنری او زنی به شدت موفق و آرمانی بود.کسی که سالها با بیماری و مریضی جنگید و از هنر دست برنداشت.آخرین آرزوی او هم برگزاری نمایشگاهی از آثارش در مکزیک بود که متاسفانه در دوران اوج ناتوانیش شکل گرفت.تا جاییکه او را خوابیده بر تختش به محل نمایشگاه منتقل کردند تا در میان طرفدارانش قرار گیرد.

آخرین جمله ای که او قبل از مرگ در دفتر خاطراتش نوشته این است:"امیدوارم رهایی لذت بخش باشد و امیدوارم که هرگز باز نگردم."

سال 2002 بود که فیلمی بر اساس زندگینامه فریدا کالو  و به کارگردانی "جولی تیمور" و بازی شاهکار "سلما هلیک" ساخته شد که در آن دوران توانست جوایزی را از آن خود سازد.همان سالها بود که این فیلم را دیدم اما نتوانستم با آن ارتباط زیادی برقرار کنم.گذشت و گذشت تا من اتفاقی سر از کلاسهایی درآوردم که دیگر شدند از نان شب برایم واجب تر.کلاسهای "تاریخ هنر" دکتر "سمیعی آذر" که هم نگاهم را عوض کرد و هم مرا با دنیای هنرمدرن آشنا تر کرد.امشب که دوباره فیلم را دیدم تازه فهمیدمش. به عنوان یک فیلم دلچسب بهتان پیشنهادش میکنم.