کفر گفتن
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳  کلمات کلیدی: دل نوشته

نیمه مرداد و

تفته آتش داغ آفتاب و

ظهر بی سایه در کشاکش خیابان و

سقاخانه کوچک بدون آب و

شره عرق بر تن تبدار ما و

له له زبان سگ ولگرد در کوچه ها و

شیوع آنفولانزای خوکی در خیابان و ...

وادارمان کرد در بیخردی بگوییم :

تف برویت ای آفتاب! و

لعنت بر تو و آتشت

که اینگونه میتابی بر ما و....

گفتن ما همان و

قهر کردن آفتاب با ما و

فرو رفتن شهر در سیاهی شب و

قهر خداوندی هم قوز بالای قوز ما و

دلهای گرفته و غمین ما و

منت کشی از آفتاب و

به انتظار نشستن برای طلوع دیگر و

گرمای دیگر و

نور دیگر و

زنده کردن

زندگی دوباره همه ما ها رو!

 ----------------

*برای آهنگین شدن نوشته "واو" های آخر هر خط را "O" تلفظ کنید.