لونرا
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱  کلمات کلیدی: دل نوشته ، معرفی فیلم

از زهدان مادر

به در آمدم

به شوق آزادی

ندانستم

به زندانی

 تیره تر از زهدان

پا گذاشته ام

قصه این بار قصه تلخ کودکانی است که تاریخ تولدشان با تاریخ اسارت مادرانشان درآویخته است.کودکان زندان و چهاردیواری.که تا سالها میندیشند دنیا خلاصه میشود در همین دیوارهای بلند تودرتو با سیمهای خاردار و یک عالمه خاله های افسرده که دور مادر پرسه میزنند.برای کودکان زندان رنگها در طیف محدودی از تیرگی تعریف میشود و آزادی لابلای حیاط مربعی شکل بیمحتوایی با یک عالمه سرباز!

لونرا قصه بسیار تلخ دختری دانشجو و اهل آرژانتین است که در 2 هفتگی از بارداری به جرم قتل ناکرده مردی که پدر بچه محسوب میشود به 10 سال زندان محکوم میگردد. کودک در رحم مادری اسیر پرورش میابد و لابلای ملافه های کثیف بدنیا میاید.مادر قصه تلخ زندگیش تنها به شوق کودکش شیرین میشود .4 سال میگذرد و کودک معصومیت خود را لابلای کثافت و فحش و ناسزا و تحقیر رشد میدهد.مادر و کودک در دنیای دیگری که خود ساخته اند زندگی میکنند و عشق میورزند.اما زمانی میرسد که باید دیگر از هم جدا شوند.و اینجاست که تمامیت مادری خود را آشکار میسازد.مادر به پا میخیزد و میجنگد تا از کودکش جدا نشود و سرانجام.......

*فیلم لونرا(leonera) یکی از فیلمهای تاثیر گزار است که تا روزها ذهن را به خود مشغول میکند.کارگردان فیلم "pablo trapero" توانسته در جشنواره های بسیار زیاد از جمله جشنواره کن جوایز زیادی را بدست آورد.فیلم محصول 2008 است که دیدنش را به شما توصیه میکنم.ببینید و لذت ببرید.