میم میم با تخلص ژولیده
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۳  کلمات کلیدی: دل نوشته

یادم میاید

آن جمعه تلخ را

که تنت برای همیشه

سنجاق شد به رختخواب

و دیگر نخندیدی

و دیگر نخواندی ترانه نیلوفریت را

و دیگر ننوشتی شعرهای عاشقانه ات را

میم میم ،با تخلص "ژولیده"!

و دیگر هیچ پروانه ای عاشقت نشد*

حالا ۴ سال گذشت

و تو دیگر با رختخواب

برای همیشه همبستر شدی

رختخواب شاهدی است بر مدعا

که اشکهایت را به آبیاری باغچه گلهای ملافه روان کردی

و ملافه جوانه زد

از تن تنهاییت گلی رویید

باییز، فصل جاودانه تنت شد

و تو  خود خزان شدی

حالا ۴ سال گذشته

اطاق قدیمیت بوی خاک میدهد

و بوی فراموش کردن یک آدم

و بوی خاطره های قاب گرفته ات

گرچه قابها پوسیده اند

گرچه زمان در آن جمعه تلخ یخ زده است

گرچه تو دیگر تنها پیکره ای هستی

بر تخت

گرچه مدادهایت خاموش نشسته اند

گرچه دفتر شعرت

بر تاریخ ۴ سال پیش

مسخ شده است

اما

میم میم با تخلص ژولیده

از دل من پاک نخواهد شد

کسی چه میداند شاید هنوز

رد پایی از تو بر حاشیه دل مادر هم باقی مانده است

***

*تقدیم به پدر بیمارم  که سالها تنها بود و ۴ سال است که با بدن بیمارش از مرز تنهایی هم فراتررفته است و تقدیم به تمام پدرهای غمگین و تنهای دنیا!