برزیل(12)
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به برزیل

ادامه سفرنامه برزیل-۵/١/٨٨

 brezil88_012697

صبح زود بعد از صرف صبحانه اتوبوسی به دنبالمان آمد تا مارا به یکی از جزایر دیدنی نردیک به ریودوژانیرو ببرد.این جزیره که در تملکی خصوصی بود تورهای یک روزه ای برپاکرده و افراد را به هزینه یک روز گشت کامل به جزیره میبرد و شب هنگام برمیگرداند.کلیه امکانات با همان هزینه و بر عهده مالکان جزیره بود. 

brezil88_008467

 سفر یک روزه ما ابتدا با اتوبوس به سمت بندرگاه شروع شد.سر راهمان از مزارع انبه- موز-باغهای نارگیل و میوه های استوایی زیادی عبور کردیم.چهره راههای عبوری چیزی شبیه جاده های شمال خودمان میماند.همه جا سبز و انبوه از درخت است.لابلای جنگلها کلبه های رنگارنگ روستاییان دیده میشود.

 brezil88_021199

بعد از جدود ۶۵ مایل به دهکده ماهیگیری "Itacuru" میرسیم جاییکه از آن به بعد سفر کروز ما در خلیج "Sepetiba" آغاز میگردد.یک راهنمای محلی انگلیسی زبان از طرف آژانس برزیلی برای ما فرستاده شده که پیرزنی بسیار سرزنده و شاد است که اطلاعات بسیار خوبی در اختیار ما قرار میدهد. 

brezil88_031184

کنار اسکله قایقهای زیادی دیده میشوند که گروه های توریست را برای دیدن جزایر مختلف سوار کرده اند.اینجا دورتادور ما تماما از جزایر کوچک و بزرگ استوایی جنگلی پوشیده شده است.مناظر زیبایی که نفس را در سینه حبس میکنند.در کنار گروه ما چند سیاه پوست برزیلی هم سوار شدند که در تمام طول راه با آوازهای و سازهای محلی مارا همراهی میکردند.تعدادی از مسافرها هم از آغاز سفر دریایی شروع به بزن و بکوب اساسی کردند.من و محمد امین ترجیح دادیم روی عرشه در جلوی کشتی بنشینیم و در آرامش تنها به دیدن طبیعت بپردازیم.عکس بگیریم و کیف کنیم.

brezil88_032916

دور و بر ما با ٣٠٠ جزیره پوشیده شده بود.جزایری که گاه مالکین خصوصی داشتند که اجازه ورود به آنها به کسی داده نمیشد.مثل جزیره ای زیبا که متعلق به "تام کروز" بود. اما در عین حال بودند جزایری که مالکینش آن ها را برای توریستها کرایه میدادند مثل همین جزیره ای که امروز در اختیار گروه ما قرار گرفته بود.

brezil88_051201

باور میکنید یا نه اما اینجا عجیب شبیه به جزیره ای است که در کارتون سرنته پیتی وقتی بچه بودیم میدیدیم.انگار هرلحظه قراره از پشت این درختا یه حیوون مهربون صورتی با چشمای درشت و آبی و یه طوطی رنگارنگ بزنه بیرون.

brezil88_058230

در وسطای خلیج کشتی ما نگه داشت تا هرکی دوست داره بپره تو آب و شنا کنه. محمد امین با چند نفر دیگه زدن به آب و نیم ساعتی شنا کردن.آب خیلی سنگین بود و شنا کردن به راحتی انجام نمیشد تا جاییکه بعد از مدتی اونها که دور شده بودن با سختی و تلاش تونستن خودشونو به ما برسونن در حالیکه به نفس نفس افتاده بودند.بالاخره بعد از ٢ ساعت به جزیره "san bernardo" رسیدیم.

brezil88_048297

عکسهای برزیل ١٢