"یاد"
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱  کلمات کلیدی: دل نوشته

در فاصله دو چشمم

طناب رختی آویختم

و عکسهایت را بر آن

هی مرور کردم یادت را

شب که چشمها را بستم

یاد تو پاورچین پاورچین

لای خوابم آمد

بعد

 من بودم و تو بودی و رویای ممنوعه

صبح

چشم که گشودم

طناب رخت باز آویزان بود

گلاویز با باد

دستی به بیخیالی تکان دادم و رفتم

آخر دیشب عکسها را گیره زده بودم

****

تقدیم به میم ح میم