من & آفریقا (۶)
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٦  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به آفریقای جنوبی

۱/۱/۸۶-suncity

اینجا سان سیتی است...

حدود ۲ ساعت فاصله از پروتوریا تا سان سیتی است.اینجا سان سیتی است.شهر رویا.شهر خواب و خیال.شهر بازی و سرخوشی و فارغ بودن از این جهان.انگار در دنیای دیگری هستی. دنیای کودکی دنیای افسانه های خیالی دنیای بازی های کودکانه.غش غش خندیدنها.باورت نمیشود چها میبینم.محمد میگوید:این شهر مانند همان شهر اسباب بازیها در کارتون پینوکیو است...خدا کند ما به آخروعاقبت پینوکیو در آن شهر دچار نشویم...

اینجا هتل ماست .ساعت ۳:۳۰ بعد از ظهر بود که به هتل رسیدیم.palace hotel...دنیایی از عجایب و دیدنیها.در کمال صداقت می گویم مانند دیوانه ها مبهوت مانده ام.نمی دانم خوابم یا بیدار...و اینجا کجاست...و اینها کجای این دنیا ایستاده اند که از کمترین امکانات بالاترین جذابیتها را ایجاد میکنند و باز هم طبق معمول دلم گرفت از این همه زیبایی کشورم و از نبودن صنعت توریسم...

بگذریم.سان سیتی در واقع یک شهر نیست بلکه مجتمع بسیار بزرگ توریستی مانند نمک آبرود خودمان است که در یک پروژه عظیم به صورت یک شهرک تفریحی در آمده است.تا حدودی آدم را به یاد رامسر عزیز خودمان میندازد.باور کنید اگر این خرجها و سلیقه ها و پروژه ها بر روی رامسر و یا نمک آبرودمان ایجاد میشد سان سیتی باید جلو رفته بوق میزد!!!!در محدوده خارجی سایت به هیچ عنوان سان سیتی قابل رویت نیست.شهری بسیار امن که ۲۴ ساعت شبانه روز فعال و پراز سروصدای توریستهاست و در دل درختان انبوه پنهان شده است.محوطه آن مشتمل بر یک بولوار بسیار طولانی است که یاد و خیال بلوار کازینوی رامسر قدیم را زنده میکند.در تمام طول این بلوار ایستگاه های اتوبوس و مونوریل وجود دارد که به صورت رایگان شما را در هر موقع از شبانه روز به هر نقطه دلخواه سانسیتی منتقل میکند.

یکی از مکانهای تفریحی آن entertainment center است که در واقع محلی سرپوشیده و شامل امکانات مختلف تفریحی از جمله:کازینو-شهربازی کودکان-سالن کنسرت-سینما- انواع  رستورانهای بین المللی-مراکز خرید صنایع دستی-و سالنهای بازیهای گروهی مانند :بینگو میباشد.بینگو همان دبلنای خودمان است که شما در یک سالن ۱۰۰ نفره نشسته و گروهی دبلنا بازی میکنید.خلاصه مدام سرتان گرم است و حوصله تان سر نمیرود.

شب یک پیاده روی عالی در محوطه و بازدید از چند هتل و سپس رفتن به اطاق ....و بامزه تر از همه سیستم تخت خواب بود که روی آن را گلبرگهای گل سرخ ریخته بودند و انواع شکلاتها را اطراف تخت گذاشته بودند.ادم یاد تخت خواب دزیره در اولین شب ازدواجش با ژنرال برنادوت میفتاد.خلاصه کرکر خنده ای بودها....