رمان دریا
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۸  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

نمیدونم چقدر به خوندن رمانهایی که خیلی هم سرراست نیستند عادت دارید.رمانهایی که شما را به دالانهای ذهن نویسنده میکشانند.از پستوی خاطره ها عبورتان میدهند و جاهایی شما را به امان خدا رها میکنند تا خودتان گلیمتان را از آب بیرون بکشید.به هرحال رمان "دریا" یکی از همانهاست که برنده جایزه بوکر در سال ٢٠٠۵ هم شده است.

این رمان داستان مردی است که به تازگی همسرش را از دست داده است و هنوز در گیرودار مرگ اوست.اما در همان حال درگیر بخشی از خاطره های کودکیش هم هست. بخش کوتاهی که داستان یک تابستان را شامل میشود.در کنار دریا و ساحل و آشنایی با یک خانواده مرفه ساکن یکی از خانه های ساحلی.مرد هنوز بعد از گذشت سالها درگیر رابطه پیچیده ای است که با آن خانواده داشت.در ذهن آشفته مرد بخشهای رابطه اش با کودکان آن خانواده و بعد با همسر و فرزندش در هم تنیده شده  است.مرد انگار هنوز در گذشته زندگی میکند.

تمام داستان در چند خط خلاصه میشود اما هنر نویسنده آن را به جایی رسانده که شما کتابی دویست و خورده ای صفحه از همان چند خط میخوانید بدون اینکه جذابیت خط داستان از بین برود."جان بلوبل" نویسنده ماهر این رمان لحظه لحظه عبور از دریا را به وضوح به تصویر کشیده است انگار که خودتان در کنار ساحل شاهد تمام ماجرا هستید.

رمان دریا توسط مترجم نام آشنا ،آقای اسدلله امرایی ترجمه و توسط نشر افق چاپ شده است.پیشنهاد من این است که اگر میانه خوبی با کتاب دارید خواندن این رمان را از دست ندهید.

جنازه‌ای از خاطره دیگران درون خودمان حمل می‌کنیم تا زمانی که، جان از تنمان برود، بعد نوبت ماست که مدتی در ذهن دیگران بمانیم و بعد تا نوبت آنها برسد که بیفتند و بمیرند و تا نسل‌ها همین چرخه ادامه یاید.