برزیل(8)
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به برزیل

١/١/٨٨-ایگواسو-بر فراز آبشارها

به عنوان آخرین برنامه آن روز تصمیم گرفتیم سوار هلی کوپتر شده و از بالا منظره زیبای آبشارهای ایگواسو را بنگریم.راستش این اولین بار بود که داشتم سوار هلی کوپتر میشدم و همین برایم جذابیت داشت و هیجان...

تو هلی کوپتر ۴ نفر به غیر از خلبان جا میشدیم.من کنار شیشه نشستم و موقعیت خوبی برای عکاسی پیدا کردم.محمد امین جلو ،کنار خلبان نشست . دید بسیار خوبی را از جلوی کابین بدست آورد.به خاطر همین بسیاری از عکسها را او برایم گرفت.وقتی هلی کوپتر اوج گرفت دیدن زمین شگفت آور بود. هیچ ترس و دلهره ای هم در کار نبود.فقط کمی تکان میخوردیم و صدای زیادی هم در گوشمان بود.نمیشد با بغل دستی حرف بزنیم.البته وقتی هم برای حرف نبود.فقط دیدن بود و عکاسی و لذت از طبیعت.

هزینه سوار شدن نفری ۶٠ دلار برای ١٠ دقیقه پرواز شد که در ابتدا گران به نظر میرسید اما واقعا این قیمت میرزیدبه دیدن تمام مناظر از بالا و گرفتن عکسهای بینظیر که شاید در هیچ موقعیت دیگری امکانش برایتان فراهم نشود.

مسیر حرکت هلی کوپتر بر فراز آبشارهای ایگواسو ، رودخانه "پارانا" است.در طی مسیر حرکت مارپیچ رودخانه را میبینیم که بین کشورهای برزیل-آرژانتین و پاراگویه در حرکت است و از لابلای چنگلهای انبوه استوایی میگذرد و در مسیرش جزایر کوچکی به شکل تکه های سبزی از درختان ایجاد کرده است.انگار به قول یکی از دوستان "قلمبه،قلبمه، طبیعت" زمین را فرا گرفته است.

تبارک الله احسن الخالقین...میشود این زیبایی را دید و به خالق درود نفرستاد؟.از این بالا حس ترس بهت دست میدهد وقتی میبینی تن نرم آب اینگونه خشمگین نعره میکشد و طبیعت را به مبارزه میطلبد.آدم ناخودآگاه یاد قهر خداوند میفتد.وقتی میبینی حجمی از درخت و آب در تقارنی شگفت به مناظره با هم ایستاده اند و هریک دیگری را به مبارزه میطلبند،دلت میخواهد آغوش باز کنی و از آسمان خود را به روی اینهمه زیبایی بیفکنی.تنت را در دل این طبیعت قهار دفن کنی تا ابد....

یک چیز جالب دیدن لبه های آبشارهاست.همانجایی که خروش آب به اوج خود میرسد.جایی که آبشار با نهایت شهوت خود را به روی رودخانه میندازد در یک عشق بازی زیبا و رخوت آلود تو را دیوانه و مست میکند.همانجاست که انگار زندگی زاده میشود در خشونتی عاشقانه.دلت میخواهد فریاد بزنی از شور از عشق از شادی و لذت!

از اینجا تا بینهایت...میروی آرام...چون مادری نظاره گر فرزندانش...چشم دوخته ای به آبشارهایت...تنها لبخند میزنی و نگاه میکنی....و میخرامی تا دورها...مغرور از داشتن آبشارها...ای بزرگ...ای رود...ای بوده و بوده از ازل...ای مادر این آبها...سلام...و درود بر عظمت اسطوره ایت...نسلها تورا به ستایش نشسته اند و نسلها در آینده تورا خواهند ستود.

در کنار این مناظر شگرف،هتلی بزرگ و لوکس ساخته شده است که پذیرای مهمانان سطح بالاست.این هتل لب آبشار و کنار جنگل روی بلندی ساخته شده است.پنجره هایش رو به آبهاست و زمینش کنار جنگل سیاه تودرتو....شبها مهمانانش کنار پنجره ها نظاره گر ده ها حیوان وحشی هستند که از دل جنگل بیرون میایند و صبح گاه دوباره به ارتفاعات جنگل میروند.

تجربه بسیار جالبی را گذراندیم.به هتل برمیگردیم تا استراحتی کرده و خود را برای روزهای بعد آماده کنیم.

عکسهای برزیل ٨