برزیل(1)
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به برزیل

سائوپائولو-اسفند ٨٧

نیمه شب ٢٧ اسفند بود که با پرواز امارات به سوی دبی رفتیم و ساعت ١٠ به وقت دبی یکی از بلندترین مسیرهای هوایی را شروع کردیم.برزیل! این اولین بار بود که در یک پرواز ١۵ ساعته با هواپیما بودم و تجربه بسیار خسته کننده ای برایم محسوب شد.البته نباید کتمان کرد که پذیرایی هوایی عالی و بدون نقص بود و میتوانست در کم کردن خستگی سفر بسیار مفید واقع شود.بدترین چیز قاطی شدن زمانها بود.چون برزیل حدود ٧:٣٠ ساعت عقب تر از مااست.بدین ترتیب هرچه جلوتر میرفتیم خبری از شب نمیشد و این موضوع ساعت بیولوژیک بدن را کاملا به هم میریخت.خلاصه به وقت محلی حدود ٧ شب به شهر سائوپائولو رسیدیم و با خستگی تمام فهمیدیم که چمدان محمد امین گم شده !!!! و این شروع ماجرا بود.متاسفانه تمام وسایل ما همیشه در دو چمدان جدا بسته بندی میشه و همین یکی از ناشی گری های ما بود.چون با گم شدن چمدان محمد امین عملا او هیچ وسیله ای نداشت و این برای یک سفر ٢ هفته ای یعنی یک فاجعه.بعد از پر کردن فرمهای لازم هواپیمایی امارات و قول گرفتن از مسوولین مبنی بر پیدا شدن چمدان در روز بعد با خستگی به سوی هتل "بوربن" رفتیم و شب مثل جنازه بیهوش و بیهواس روی تخت هایمان خوابیدیم.

بنای یادبود دموکراسی در برزیل

٢٨/12/87 -سائوپائولو اولین گشت نیمروزی.

بعد از خوردن صبحانه سوار اتوبوس شدیم و با ١۶ مسافر دیگر سفرمان آغاز شد. سائوپائولو شهری سرسبز و خوش آب و هواست و ما هم سفرمان در شروع فصل خنک بود.چون برزیل در نیمکره جنوبی واقع شده از نظر فصلی متضاد ما هستند.یعنی وقتی ما در شروع بهار هستیم آنها در شروع پاییز به سر میبرند.بنابراین هوا رو به خنکی رفته ولی سرسبزی درختان هنوز باقیست.

پایتخت برزیل شهر برزیلیا است که شهری صنعتی محسوب شده و عموما محل گردش توریستها نیست.کشور برزیل مرکز اقتصادی آمریکای جنوبی است و سائوپائولو بزرگترین بندر آن محسوب میشود و جمعیتی حدود ١٨٠٠٠٠٠٠ نفر دارد که از نظر اقتصادی و تجاری رقیب شهر ریو محسوب میگردد.

مجسمه یادبود آزاد سازی بزریل

اول از همه در کنار یک بنای یادبود ایستادیم تا به یادگار عکسی بگیریم وشرح کوچکی هم بر تاریخ برزیل داشته باشیم.برزیل کشوری کاملا بومی بود که سرخ پوستها در آن سکونت داشتند.در سال ١۵٠٠ میلادی پرتغالیها از طریق دریا اینجا را کشف و ضمیمه امپراطوری خود ساختند.تا سال ١٨٢٢ این کشور مستعمره پرتغال بود تا سرانجام با مبارزات مردمی و توسط شخصی به نام "گابرائو" آزاد و کشوری مستقل شد که این بنا به یادبود همان استقلال ساخته شده است.

نمای نزدیک مجسمه

یکی از نکات جالب شهر اختلاط نژادهای مختلف است.در گوشه و کنار افرادی با رنگهای مختلف پوست از نژادهای گوناگون دیده میشوند.از ازمنی تا سوریه ای و اروپایی و لبنانی و ژاپنی و سیاه پوستان آفریقا و سرخ پوستان آمریکا همه در کنار همند.به همین دلیل سخت است که یک توریست را از یک بومی تشخیص دهیم.

فضای سبز در تمام شهر پراکنده است و انگار در هر گوشه و کنار پارکی وجود دارد باانواع گلها و درختان استوایی که تاکنون چشم من به آنها نخورده بود و همگی برایم تازگی داشت.گل چیزی است که در برزیل زیر دست و پا ریخته است از هر رنگ و نژادی که بگویید حتی ارکیده گران اینجا سر هر کوچه و برزنی دیده میشود و همین چهره شهر را رنگین و خرم کرده است.

به سراغ بزرگترین پارک شهر رفتیم و ساعتی در آن پیاده روی کردیم.اینجا انگار همه مردم ورزشکارند.به هر طرف رو میکنی کسانی را میبینی که در لباس ورزش میدوند-راه میروند-دوچرخه سواری میکنند و با حتی لخت روی چمنهای پارک دراز کشیده اند و حمام آفتاب میگیرند.اینجا شهر شادی است.با من همراه باشید تا برزیل رویایی را بگردیم.

عکسهای برزیل(١)