آبشارهای شوشتر
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به لرستان -خوزستان

شوشتر-اسفند87

قبل از اینکه هوا تاریک شود تصمیم گرفتیم به آبشارهای شوشتر هم سری بزنیم که میگفتند یکی از شاهکارهای جاذبه گردشگری خوزستان است.در جنوب رود گرگر در دو طرف رودخانه ساختمانهایی وجود دارد که آب رودخانه را از بالا به دورن چاه هایی عمیق روانه میسازند .این عمل چرخهای بزگ آسیاب ها را به گردش درمیاورده  و بدین ترتیب به  خرد کردن گندم و تهیه آرد میپرداختند.از این ساختمانها در هر طرف 16 تا وجود دارد که به سیکا معروفنددر زمانهای قدیم سیکاها محل تفریح و استراحتگاه های مردمی بودند. که در زمان ساسانیان و خصوصا شاپور دوم و حدود 1700 سال پیش ساخته شده اند.

شاپور پادشاه ساسانی در نبرد با والرین امپراتور رم بر او پیروز شد و تعداد زیادی از سربازان رمی را اسیر کرد و آنها را به کار احداث بندها و سدهای شوشتر واداشت. از این رو بسیاری نام این بند را «قیصر» هم ذکر کرده‌اند.

مجموعه آسیابها و آبشارهای شوشتر را می توان اولین شهرک صنعتی دانست که پیش از انقلاب صنعتی در جهان ایجاد شده است.مهندسی آب یا هیدرولیک ساسانیان و همچنین ساز و کار نظارت بر آن بسیار دقیق و جالب توجه است. برای نظارت بر نحوه تقسیم آب و جلوگیری از بروز هرج و مرج، سازمان یا دیوانی ویژه وجود داشته است و این ساختار بزرگ تحت مدیریت یک مرکز بوده است. (مثلا وزارت نیرو!!!!!!)

رودخانه کارون پس از عبور از مناطق بالادست، در هنگام ورود به شهر شوشتر، در شمال آن توسط بندی به نام میزان به دو شاخه تقسیم می شود (شاخه گرگر و شاخه شطیط).
شاخه گرگر از سمت جنوب پل بند میزان حرکت کرده،به پشت پل بند گرگر رسیده و از طریق سه تونل حفر شده به مجموعه آسیابها و آبشارها وارد می شود. جریان آب از طریق کانالها باعث حرکت پره های آسیابها می گردد و پس از سرازیر شدن به سمت پایین، باعث خلق آبشارهای زیبایی می شود.

نشستن کنار این آبشارها و تنها نگاه کردن به سازه های خاکی و اندیشیدن به قدرت و علم اجدادمان ما را از خود بی خود کرده بود.اصلا سیر نمیشدیم که بلند شویم و به سراغ کار و زندگی برویم.هیچ گردشگری جز ما آنجا نبود تنها سر در ورودی آن چند راهنمای محلی وجود داشتند که اطلاعات جامع و کاملی به ما دادند.یکی از آنها که کل تاریخ ایران رابرای ما تشریح کرد تا جاییکه بجه ها به چرت زدن افتادند.فکر کردم که اگر اینجا کنار این بنای زیبا یک قهوه خانه سنتی با چند تخت و پشتی و قالی برای نشستن ایجاد میشد چقدر میتوانست در جذب گردشگر موفق باشد.در همه جای دنیا در کنار سایتهای دیدنی یک کافه تریا و یک مغازه صنایع دستی وجود داره که جیب توریستها رو خالی میکنه.ما با وجود مکانهایی به این زیبایی هیچگونه استفاده اقتصادی از اونها نمیکنیم حیف! 

بعد راه افتادیم کنار رود و سفره رو پهن کردیم و جای شما خالی نشستیم به گپ زدن و کباب کردن  جوجه و خوردن.....یه کمی هم به یاد قدیم مدیما بازیهای گروهی کردیم و خلاصه کلی خوش گذروندیم.دور تا دورمون رو صداهای قورباغه ها پر کرده بود و به هر طرف که رو میکردیم 2 تا 2 تا قورباغه ها رو سرگرم.....میدیدیم.عکس هم گرفتم اما ترسیدم عکساشو بذارم رو وبلاگم فیلتر شم!!!!!!!!!!!!

خلاصه خیلی خوش گذشت.