خانه تیزنو
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به لرستان -خوزستان

 بهمن 87-دزفول - خانه تیزنو

در محله "قلعه" شهر دزفول یکی از خانه های قدیمی به نام خانه "تیزنو" قرار دارد که تاریخ ساخت آن به دوره صفویه و تجدید بنای آن به دوره قاجار برمیگردد.از قرار ساکنین این خانه جزو متمولین و سرشناسان شهر بوده اند.در ابتدای ورود به خانه وارد هشتی آن میشویم.

سبک بیشتر خانه های قدیم ایرانی به این شکل بوده که خانه شامل هشتی-حیاط مرکزی-اطاقهای ایوانی-غلام گردش و شوادان میشده است.هشتی فضایی چند ضلعی بوده که کل خانه را از دیدرس غریبه ها مخفی نگه میداشته است به طوریکه اگر در خانه باز میماند  داخل خانه از خیابان قابل رویت نبوده. همچنین وقتی یک مرد غریبه وارد خانه میشده چند ثانیه ای در هشتی توقف میکرده تا ساکنان خانه حجاب در بر کنند و سپس "یا الله" گویان وارد حریم خانه میشده است.

بعد از هشتی حیاط مرکزی خانه قرار داشته که معمولا وسط آن حوضی پر از آب و دورتادور باغچه و درخت بوده.محیط حیاط های مرکزی هم شامل ایوان خانه میشده که در یک فضای مربع شکل و به اندازه چند پله بالاتر از سطح زمین قرار داشتند.دور تا دور ایوان اطاقهای خانه با پنجره های وسیع و نورگیر ساخته میشده که به فراخور میزان ثروت خانواده وسعت و تجمل آنها تعیین میگشته.در کنار این ایوانها هم "غلام گردش" قرار داشته.راهروهای باریکی که برای رفت و آمد خدمتکاران منازل ساخته شده بودند.

معمولا در دیواره های آجری بناهای قدیمی سوراخهای کبوتر تعبیه میشده.که این پرنده های آرام بق بقو کنان با جفتهایشان درون آنها زندگی میکردند و همانجا لانه میساختند و تخم میگذاشتند.نگران خوردو خوراک هم نبودند زیرا در خانه های قدیم ایرانی همیشه دستهای مهربانی بوده که بعد از هر وعده غذا باقیمانده سفره و نانها را برای آنها در حیاط بریزد...

علاوه بر اینها در خانه های مناطق گرمسیری زیرزمینهایی ساخته میشده که سقف آنها یک متر بالاتر از کف حیاط قرار داشته است و به آنها "شوادان" میگفتند.این فضاها معمولا بسیار خنک بودند و برای نگهداری مواد غذایی از آنها استفاده میشده.گاهی هیم برای فرار از گرمای تابستان در روز ساکنان خانه به آنجا پناه میبردند.

و از همه قشنگتر پشت بام خانه است و که وقتی از پلکان تنگ و باریک و آجری بنا بالا رفتیم روی آن قرار گرفتیم.کل شهر دزفول و رود دز زیر پایمان قرار داشت.خانه های کوچکتر شهر با نماهای کاهگل و آجر هم دور تا دور ما قرار داشت.روی یکی از پشت بامها مردی با سبیلهای بلند و بدون بلوز!!  در حال کفترپرانی بود....سنتی که دیگر این روزها در حال از بین رفتن است.دیگر کمتر "عشق کفتر" پیدا میشود.عشق یاکریم و طوقی و کفتر چاهی.....

 دور تا دور پشت بام حفاظهای آجری مشبکی ساخته شده بود که از لابلای آنها تماشای رود دز و پلهای روی آن منظره قشنگی برای عکاسی ما ایجاد میکرد.

در کنار خانه تیز نو روی دیوار یک سقاخانه کوچک و قدیمی قرار داشت که شمع های سوخته دیواره اش را سیاه کرده بودند و رد شمع های آب شده مثل اشکی روی دیوار سرازیر بود.در زمان قدیم معمولا در جایی از کوچه ها فضایی داخل دیوار میکندند و چند ظرف آب و  شمع روشن در آن قرار میدادند تا چشم تشنه لبان شب هنگام خوب ببیند و سیراب گردند و این معمولا به یاد شهیدان تشنه لب کربلا ساخته میشد.بعد ها مردمان ساده دل آنجا را مثل یک زیارتگاه متبرک میدانستند و در آنجا دخیل میبستند و حتی حاجت هم میگرفتند(به صفای نیت پاکشان)

در دزفول یک بنای فرهنگی جدید هم ساخته شده که خانه سینمای شهر دزفول نام دارد.این بنا توسط "فرهاد احمدی" یکی از معماران خوش ذوق ایرانی ساخته شده که کاملا با حال و هوای این شهر همخوانی دارد.در این بنا علاوه بر سینما-رستوران-کافی شاپ-حیاط نقلی و باصفایی هم برای گشت و گزار هست که دیدنش میرزد.