آسیابها و بازار دزفول
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به لرستان -خوزستان

 دیشب خیلی دیر وقت بود که رسیدیم دزفول و یک راست رفتیم مهمانسرای جهانگردی. رمقی برایمان نبود که دوری توی شهر بزنیم.پس ترجیح دادیم استراحتی کرده و فردا به دیدن شهر دزفول بریم.

دِزفول از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است و در کنار رودخانه دز واقع شده‌است. این شهر در دامنه های زاگرس مرکزی قرار دارد و سابقه تاریخی آن به دوره عیلامیها برمی گردد.

«دزپل» یا «دژپل» را در اصطلاح محلی دزفیل و دسفیل گویند و مُعرب آن دزفول است. دزفول در زمان ساسانیان همزمان با ساختن پل در کنار آن بر روی دز به منظور برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی شاپور و شوشتر بنا شده‌است. دز به معنی قلعه می‌باشد و احتمالا نام دزفول یا دزیل از نام همان پل مشتق شده‌است.

شهر دزفول در روی تپه‌ای به ارتفاع ۲۱۰ متر از رودخانه بنا شده و سرداب‌های عمیق دارد. مردم ساکن جندیشاپور پس از ویرانی این شهر توسط الوار به کناره رود دز مهاجرت کردند و بنای شهر دزفول کنونی را پایه ریزی کردند. دزفول از هجوم مغول محفوظ ماند . در طول تاریخ بعد از اسلام دزفول گاهی آباد و گاهی ویران گردید اما پیشرفت واقعی آن همزمان با بنای سد دز (سد محمد رضا شاه سابق) توسط ایتالیایی‌ها در ۳۰ سال اخیر به وجود آمد. این شهرستان در طول جنگ ایران و عراق آسیب‌های زیادی دید اما پس از جنگ بازسازی شده‌است.

با اولین گشتمان به کنار رود دز رسیدیم.جایی که خرابه های باستانی و بناهای آجری چشممان را گرفت.فهمیدیم اینجا باقیمانده آسیابهای معروف دزفول است که به 14 آسیاب میرسد.در زمان ساسانیان در غرب شهر و در محله ای به نام "رعنا" این آسیابها بر روی رود دز ساخته شد تا به نیروی عظیم آب گندمهای طلایی مردم را آسیاب کند و آرد بسازد.هم اکنون از آن آسیابهای عظیم چیز زیادی برجا نمانده که همان اندک هم جایگاه فضولات انسانی و حیوانی شده است.اما هیچ چیز نمیتوانند از ارزش انها کم کند.

آنچه که در شهر دزفول خیلی باعث تعجب ما شد سرسبزی این شهر است که ناگاه شما را به یاد شهرهای شمالی ایران میندازد.آن روز هم هوا کمی ابری و نسبتا خنک بود که همین فضای شمال ایران را بیشتر تداعی میکرد.در کنار روز دز پلهای زیادی دیده میشود که قدیمی ترین آنها همان است که شاپور اول ساسانی با کمک اسیران رومی آن را ساخت و نیمی از آن هنوز باقیست.با تعمیر و مرمت آن نیمه بتونی در کنار آن قرار داده اند که رفت و آمد را امکان پذیر ساخته است.در زمان ساسانی این پل را برای ارتباط جندی شاپور (اولین مرکز دانشگاهی جهان) با شهر شوشتر بنا نهادند.تا قبل از آن دزفول زیر سایه شهر شوشتر بود اما بعد از احداث این پل این شهر ماهیت جداگانه و مستقلی یافت.

گویش مردم این شهرستان ترکیبی است از گویش های لری و بختیاری که به علت قرار گرفتن در سرزمین اصلی قوم لر این ترکیب در گویش دزفولی وجود دارد.اما در اصل زبان آنها پارسی است که از اقوام گذشته ایرانیها به آنها رسیده است.در میان رهگذران لباسهای لری و بختیاری بسیار دیده میشود.

برای دیدن بازار دزفول راه افتادیم به سمت مرکز شهر.از دور حجره هایی آجری بازار دیده میشد که در کنارشان بساط دست فروشها به راه بود.در کنار سبزی فروشی با تربچه های نقلی عکسی گرفتیم و سری به کلوچه فروشیهای معروف شهر زدیم...اینجا بیشتر شیرینیهایشان از خرمای له شده و یا شیره خرما تهیه میشود که بسیار لذیذ است.خصوصا اگر آن را داغ داغ میل نمایید.

سر بازار دزفول چشممان خورد به پرنده های کوچک به سیخ کشیده شده.بعد فهمیدیم که اینها گنجشکهای بینوا هستند که از قضا-غذای لذیذی برای دزفولیها محسوب میشوند.البته از قدیم شنیده بودم که گنجشک با همه کوچکی جثه اش سرشار از انرژی میباشد.

درکنار رود دز و در حاشیه آسیابهای قدیمی چشممان افتاد به سوراخهایی تودرتو در دل خاک  که سایه شان در آب تصویر زیبایی ایجاد کرده بود.بعدا دوست عزیزم محمد امین عابدین اشاره کرد که اینها در زبان محلی معروف به "کت" هستند.این کتها حفره های غارمانندی هستند که توسط انسانها با بیل و کلنگ برای فرار از گرمای 50 درجه تابستان دزفول ایجاد گشته اند به علت اینکه درون این خانه های غارمانند مثل یخچال خنک است در تابستانها کسانی که برای آبتنی به کناره رود میایند برای خود استراحتگاه های خنکی درست کرده اند.حتی بعضی از آنها در هم دارد تا از ورود غریبه ها به داخلشان جلوگیری کنند.