من & آفریقا (1)
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٠  کلمات کلیدی: متفرقه ، جهانگردی ، سفر به آفریقای جنوبی

سلام.من تازه ۱ روزه از تعطیلاتم برگشتم.جای همتون خالی یه سفر بسیار جالب به آفریقای جنوبی داشتم که فوق العاده بود اگه دوست داشته باشید میتونید روزنوشته های سفرم رو تو وبلاگ مشاهده کنید.شاید شما هم به سرتون زد و یه سفر اون ورا رفتید کسی چه میدونه؟

۲۸/۱۲/۸۵- فرودگاه بین المللی امام خمینی(IKIA)

صبح کله سحر طبق معمول مملی ما رو 4 ساعت زودتر راه انداخت.جونم براتون بگه بلبشویی بود بیا و ببین.دو سه تا پرواز به چندرغاز پروازای قبلی اضافه شده بود اما فرودگاه قروقاطی بود.اصلا تو بگو هرکی هرکی!اول از همه تابلوی اعلانات کامپیوتری قاط زده بود.برای گرفتن بوردینگ پاس گیت اشتباه رو نشون میداد.بعد از کلی دردسر وقتی گیت پیدا شد مسوول گیت نیومده بود کلی علاف شدیم تا آقا اومد.حالا جعبه کارتها نرسیده بود.بعد از چند دقیقه ای یکی با دمپایی حموم هن هن کنان با یه جعبه کارت رسید.مسوول گیت کاغذها رو گذاشت تو دستگاه حالا دستگاه گیر کرده بود.خلاصه با بدبختی و دلشوره درست شد.بارهای ما قرار بود از اینجا یکراست به دبی و بعدهم به ژوهانسبورگ بره.بعد از گذشتن از گیت نشستیم تو سالن ترانزیت اما اینجا هم همه تابلوها قروقاطی نشون میداد.یک آقایی که مقصدش دوسلدورف بود تو مسیر دوبی رفت.یک آقای سپاهی دنبالش فریاد میزد آقا اون ور نرو اشتباهه و این مسافر از همه جا بیخبر هم با عصبانیت فریاد میزد : یعنی چشمای من نمیبینه؟...این وضعیت برای خلبانها و مهماندارها هم تکرار شد و همه جابه جا میرفتند.آخرش یکی اومد و مثل تاکسی فریاد زد:دوسلدورف از این طرف!!!حالا شما فکر کنید اگه یکی زبان فارسی نمیدونست چه وضعی داشت؟....یک صدای زنانه داشت شماره پروازها را پیج میکرد که وسط صحبتش یک صدای کلفت در بلندگو آقای عباسی نامی را صدا کرد.پیج تو پیج!!!! اینها رو داشته باشید از وضعیت توالتها بگم...چشمتون روز بد نبینه انقدر این توالتها کوچک و باریکه که وقتی میری توش پات میفته تو چاله توالت.پله های برقی هم مخصوص آدمهای اسلیم ساخته شده...عوضش تا دلت بخواد فضای هدر رفته وجود دارد.اصلا کولاک مهندسیه این فرودگاه! خلاصه رفتیم تو صف واسه رفتن به کابین اما اینجا هم دستگاه خواندن بردینگها خراب بود و باز کلی معطل شدیم.حالا اینها رو داشته باشید پرواز ما بعد از دبی سریع به ژوهانسبرگ بود و ما باید بدون تاخیر میرسیدیم.دل توی دلمان نبود.وقتی به کابین رفتیم دریغ از یک جفت صندلی که ۲ تا آشنا کنار هم باشند.هرکس با خویشاوندش جدا افتاده بود.همه فریاد میزدند و اعتراض میکردند.بالاخره پرواز با ۵۰ دقیقه تاخیر بلند شد.وقتی به دبی رسیدیم فقط ۳۰ دقیقه وقت داشتیم با چه سرعتی خود را به هواپیمای در حال بلند شدن رساندیم.از آنجایی که مملی عشق پنجره است با تصور اینکه پرواز امارات هم به بلبشویی خودمان است بوردینگها را عوض کرد و دوباره مشکل از پی مشکل....دیگر رمقی باقی نمانده بود که هواپیما بلند شد و ما به آرامش رسیدیم.پذیرایی عالی برخورد مهمانداران عالی کیفیت پرواز عالی ...۸ ساعت پرواز به ژوهانسبورگ بسیار راحت گذشت.اما وقتی به مقصد رسیدیم فهمیدیم ایران ایر به عنوان آخرین شاهکار چمدانهای ۲ تا از مسافرها را به دبی فرستاده و دیگر به ژوهانسبورگ ترانزیت نکرده است!!!و ما ماندیم و این بهت عظیم که وقتی ما حتی نمیتوانیم چند پرواز ناقابل به دبی را هندل کنیم چگونه میخواهیم از پس پروازهای بین المللی آن هم پشت سرهم برآییم!