پل شاپوری-پل دختر
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به لرستان -خوزستان

 بهمن 87

  

خدا وکیلی این منظره شما رو دیوونه نمیکنه؟من که میتونم بگم چشم کم آورده بودم واسه دیدن همه شگفتیهای این جاده افسون گر.از خرم آباد که راه افتادیم سمت شهر اندیمشک از جاده ای رد شدیم که هر پیچش دنیای شگرفی پشت خود داشت.دنیایی پر از رازهای زیبایی که وقت کم میاوردم همه اونا رو با چشم دنبال کنم.اگه ولم میکردن تو اون جاده شاید هزار تا عکس میگرفتم.حیف که وقت نبود و باید سریع به راهمون ادامه میدادیم تا قبل از پایین اومدن شب به دزفول برسیم.

استان لرستان یکی از قدیمی ترین زیستگاه های بشری ایران است.طبیعت زیبا و تمدن باشکوه این منطقه را به جایگاهی خاص از گردشگری تبدیل کرده که متاسفانه باز هم مثل همیشه از دید ایرانیان به دور مانده است.به هر طرف که رو میکنی رشته کوه های زاگرس مملو از درختان بلوط را میبینی که در دل آنها رد رودهایی باریک و بلند دیده میشود که در حاشیه آنها هم زمین سبز با گلهای رنگارنگ پوشیده شده است

لرستان را می توان سرزمین پلهای تاریخی نامید به طوری که در این استان بیش از 63 پل تاریخی وجود دارد که بر روی رودهای پرخروش و زیبایی از زمانهای کهن ساخته شده اند. پلهای تاریخی لرستان که در مسیر راه شاهی هگمتانه به شوش واقع شده اند ، از شاهکارهای معماری پل سازی ایران در زمان ساسانیان و دوران اسلامی به حساب می آیند .

اینجا تونلی سنگی در میان جاده است که از دل کوه رد شده است.درواقع تنها سوراخ بزرگی درون سنگهای خاراست که جلوه ای بدیع و بکر بوجود آورده است.در کنار این تونل سنگی یکی از همین پلهای باستانی قرار دارد.

متاسفانه پل براثر گذشت روزگار خراب شده است.بخشی از آن این سوی رود و بخشی آن سوی رود در کنار بدنه کوه قرار گرفته است.دیواره های آجری در هر گوشه و کنار دیده میشود.هیچ تابلویی در کنار آن وجود ندارد که نام این پل و داستان ساخت آن را حکایت کند.تقریبا یک ساعت در نت جستجو کردم اما نتوانستم نام این پل را پیدا کنم.اگه کسی بتونه کمک کنه ممنون میشم!

و اما پل دختر که در ورودیه شهر پل دختر واقع شده است یکی از معروفترین این پلهاست.همانکه در عکس زیر نمای کامل آن را مشاهده میکنید و تنها گذرگاه محور شمال به جنوب کشور و بدرقه کننده مسافران جنوب است.

این پل از آثار ارزنده معماری پیش از اسلام در لرستان محسوب می شود در ورودی شهر پلدختر  و روی رودخانه کشکان واقع شده است و بنام پل "کر و دت" یا پل "دختر" مشهور است.متاسفانه عوامل طبیعی بویژه طغیان رودخانه کشکان به مرور زمان همه پایه‌ها و دهانه پل را تخریب کرده و اکنون بقایایی از مخروبه‌های آن سر از آب بیرون آورده اند.

اما پشت نام این پل یک قصه عاشقانه نهفته است.در روزگاران کهن دختر خان این منطقه عاشق پسر چوپانی میشود.خان وقتی قضیه را میفهمد به بهانه‌ای دختر عاشق پیشه را به میهمانی خاله یا عمه خود در نزدیکی‌ها می‌فرستند و پسر چوبان را تا حد مرگ کتک می‌زنند که فلان فلان شده از این روستا برای همیشه برو والا کشته خواهی شد. پسرک چوپان نیز از بیم جان و به‌ناچار از دیار خود به جایی نامعلوم و دور کوچ می‌کند.دختر پس از مراجعت و یکی دو روز جستجو و حیران بودن از قضیه آگاه شده و به تلافی اقدام مردان اقوام خویش بر سر ورودی روستای خود که همان پل معروف رودخانه بوده به انتظار پسر چوپان بسط می‌نشیند و روزها کارش این بوده که بیاید و به انتظار بنشیند تا بلکه پسرک چوپان برگردد. ولی امان از انتظار و انتظار آن هم بی‌نتیجه...

اینگونه می‌شود که سالهای سال کار این دختر همین بوده تا پیر می‌شود و این پل هم به پلِ دختر معروف می‌گردد.