مودیگیلیانی
ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

زمانی چشمهای تو را نقاشی خواهم کرد که با روح تو آشنا شده باشم!

<ژان >به خاطر عشق به نقاش جوان و فقیر از همه چیز گذشت.نقاش جوان اما گم کرده بود و سرگردان.زمان گذشت تا معنی فداکاری برای عشق را فهمید.نقاش هنرش را در معرض نابودی اعتیاد گذاشته بود.قلمش و دستهای پرارزشش هدف نداشتند.تنها عشق بود که هنوز او را سرپا نگه داشته بود.فقر از سویی و بیماری از سویی دیگر او را تحلیل میبرد.ژان اما با همه چیز کنار آمد تنها به شوق در کنار او ماندن.

سرانجام روزی نقاش تصویر دختر جوان را با چشمهایی خاکستری بر بوم سفید نقاشی کرد.زملنی که سرانجام معنی عشق او را درک کرد.زمانی که سرانجام دختر را فهمید و با روحش آمیزش کرد...و مرد!!!

مودیگیلیانی نقاش و مجسمه ساز ایتالیایی اوایل قرن بیستم بود.آرتیستی بسیار با استعداد و آنارشیست که تحت تاثیر عقاید نیچه در آن زمان به شدت درگیر آشوب طلبی و بی بندوباری میگردد.با همه خلاقیت زیادی که داشت تا آخر عمر کوتاهش نتوانست آنچنان که باید و شاید به موفقیت برسد.بسیاری از کارهایش نابود شدند و تنها آثار کم اما بسیار با ارزشی از او به جا ماند.او همه عمر هنریش را در فرانسه گذراند که هم دوره با نقاشان بزرگی چون پابلو پیکاسو شد.به خاطر روحیه جنجالیش هیچ گاه نخواست زیر پروبال هنرمندان بزرگ قرار گیرد به همین دلیل تا زنده بود آنچنان که باید و شاید دیده نشد.او که در کودکی به بیماری سل مبتلا بود براثر استعمال زیاد سیگار و الکل سرانجام در سن 35 سالگی در حالیکه با دختری زیبا هم خانه بود درگذشت.همان دختری که مویگیلیانی تابلوهای بالا را متاثر از او کشید.همان دختری که با عشق با او زیست و با عشق با او مرد!

*این فیلم یکی از تاثیرگزارترین فیلمهایی بود که دیده ام.ببینیدش و از سکانسهای زیبای شبهای پاریس و کافه های قدیمیش لذت ببرید.ببینیدش و عشق را لمس کنید.شاید هم کمی چشمهایتان بارانی شود....

*نقش مودیگیلیانی را <اندی گارسیا> ی کوبایی تبار و نقش پیکاسو را <امید جلالی> ایرانی تبار ایفا کرده اند.