کافه پیانو
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۸  کلمات کلیدی: معرفی کتاب ، دل نوشته

یاد قدیمها بخیر...هنوز جوان بودیم.جوان به معنی شوری که در ما بود.به رفتن و چشیدن و تجربه کردن.یاد تمام کافه هایی که میرفتیم بخیر.عصرهای خستگی کار را تنها ساعتی در کافه نشستن و با دوست قهوه خوردن سر میکرد.طعم تلخی که دهانمان را شیرین میکرد و به تمام سلولهای اعصاب خسته مان کش و قوس میداد.

کافه "ونک" را یادش میکنی هنوز؟با تمام شکلات گلاسه هایی که در آنجا با هم خوردیم و خندیدیم.کافه "آفتاب" را چه؟همان که در آنجا مینشستیم و گذشت زمان را نمیفهمیدیم.

یاد کافه "شیس" بخیر که اولین بار درآنجا روبروی هم نشستیم و به چشمهای هم چشم دوختیم.یاد آن فنجان کف کرده تو و چشمهای گرد من بخیر که تا به آن روز چیزی به نام کاپوچینو ندیده بود و متعجب از آن بود که کفها را هم میتوان خورد و یا نه؟

کافه "آرین" را به یاد داری؟که آن شب تو سفارش چیزی جدید دادی تا تست کنیم و بفهمیم چیست...و دقایقی بعد در اوج شیطنت و خنده های ما پیشخدمت ظرف بستنی را آورد که رویش فشفشه روشن بود با چترهای رنگی و دلقکی خوش خنده که به جوانی ما میخندید...

یاد همه آن روزها بخیر...شبی از تو پرسیدم آیا ما باز هم سالهای بعد شبی دست در دست هم به کافه ای میرویم؟یا همه اینها تمام میشود و دیگر هیچ وقت کاپوچینوی کف کرده نخواهیم خورد و نخواهیم خندید....و تو گفتی:فکر کنم شکلش عوض شود...

این شبها سرم را روی پاهایت میگذارم و روی کاناپه دراز میکشم و فیلم میبینم.در حالیکه بخار از فنجان های کاپوچینویی که با عشق برایت آماده کرده ام بلند است. من  کاناپه سبزمان را با صندلی هیچ کافه ای عوض نخواهم کرد.حتی اگر قهوه هایش خیلی مال باشد.!

این روزها سرگرم خواندن کتابی بودم به نام "کافه پیانو" که در طی یک سال به 9 چاپ رسیده است.کتابی که قصه های روزانه یک مرد کافه دار را تعریف میکند.قصه های زندگی او و تمام کسانی که به نحوی در کافه او لحظه هایی را ثبت کرده اند.نویسنده آقای فرهاد جعفری است که در دنیای واقعی کافه ای به همین نام دارد و طبق گفته های خودش. اینها قصه های واقعی زندگیش هستند که قبلا به عنوان روزنوشتهایی در وبلاگش ثبت بوده.نمیگویم این کتاب یک شاهکار هنری است اما به شدت ساده و به دل نزدیک است.شما را آرام میکند و برای ساعتهایی میبردتان به دنیای دیگر.دنیایی آرام در بخار قهوه ترک و صدای آهنگ فرنگیس و بارش برفی که از پشت شیشه پیداست.