عمارت خورشیدی
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به خراسان مرکزی(کلات نادری-قره سو- روستای کنگ)

بخش اول-سفر به کلات نادری

نمیدونم شما هم با من موافق هستید یا نه که ما ایرانیها عادت داریم وقتی میگیم مشهد یعنی فقط حرم امام رضا؟خدا وکیلی تا حالا شده وقتی میریم اون ورا یه سر بریم کلات نادری؟آبشار قره سو؟روستای کنگ؟و.....این بار من و محمد امین تصمیم گرفتیم بزن بریم جاهای جدید رو کشف کنیم.

چند وقت پیش قرار شد من و محمد امین بزرگترامون رو ببریم واسه زیارت به مشهد.من تا اون موقع سوار قطار نشده بودم و عین بچه های کوچولو هیجان تجربه اون رو داشتم. از اینجا قطار سیمرغ رو رزرو کردیم که ساعت ۷صبح حرکت میکنه و ۳ بعدازظهر میرسه...تقریبا یک قطار سریع السیره.فردای روزی که به مشهد رسیدیم از روی کتاب ایرانگردی شهری رو پیدا کردیم به نام کلات نادری که چند سایت دیدنی در آنجا قرار داشت.این شهر که در شمال مشهد قرار داشت تقریبا ۲ الی ۳ ساعتی را برای رسیدن به آن٬ به خود میگرفت .اولش یه کم نگران بودیم که با وجود مامان و بابای محمدامین و مامان و مادربزرگ من رفتن این راه طولانی مناسب هست یا نه اما بالاخره دو ماشین کرایه کردیم و صبح زود راه افتادیم.

تمام راه تقریبا خشک و کویریه که کوه هایی به تمام معنا زیبا و بینظیر دارد که مانند انها را تا کنون ندیده بودیم.به طور مثال کوهی که در عکس بالا میبینید انگار با قیچی دالبری بریده شده است...ببینید چقدر صاف و مرتب مدل داده شده است.

شهر کلات نادری در فاصله 145 کیلومتری شمال شهر مشهد در مرز ایران و ترکمنستان قرار دارد.علت نامگذاری آن به کلات(دژ) به خاطر این است که دورتادور آن را رشته کوه های هزارمسجد فراگرفته است.کوه هایی بلند و تسخیرناپذیر که شهر را همانند دژی محکم ساخته اند که در زمان نادرشاه از آن به عنوان پناهگاهی دربرابر تاخت و تاز دشمن استفاده میشده است.هیچ کس به راحتی نمیتوانسته از این کوه ها بگذرد و آنجا را فتح کند.

تنها راه ارتباطی کلات از طریق تونلی است که احداث آن پیش از انقلاب آغاز شده و بعد از انقلاب به پایان رسیده است. نکته عجیب درباره این تونل این است که ابتدای آن فراخ تر است و هر چه به انتهای آن نزدیک می‌شوید تنگ تر می‌شود.بعد از تونل شهر کلات نادری به شکلی مستطیلی در کنار رود کلات ساخته شده است. همان رودی که در ادامه به دشت خاوران - قره قوم - میرسد و پس از طی مسافتی به آمودریا می‌ریزد.

نادرشاه

اما اینجا برخلاف نامش که متعلق به نادر شاه است در زمانهایی قبل از او هم مورد استفاده قرار میگرفته است.به طورمثال تیمور لنگ در کشورگشاییهای خود فلات مرکزی ایران را محاصره و این کلات را تسخیر میکند.سلطان محمد خوارزمشاه نیز در نظر داشت در این فلات مقابل مغولها بایستد. اما در عوض به سمت غرب فراری شد.

قبر نادرشاه

نادر در اطراف کلات به دنیا آمد و بعد از به قدرت رسیدن آنجا را پایگاه نظامی و محل اصلی فرماندهی خود قرارداد.هر گاه مصلحت سیاسی ایجاب می کرد او ادعا می کرد که هیچگونه جاه طلبی سیاسی ندارد و تنها قصدش برقراری ثبات است تا بدین ترتیب بتواند مدتی در کلات آرام بگیرد.

 نادرشاه مرتب از خراسان دیدن می کرد و در هر سفر از کلات می گذشت تا از پیشرفت ساخت و ساز در آنجا که خود دستورش را داده بود آگاه شود. بنا به تاریخچه ای که از او مانده، این ساخت و سازها شامل بود بر باغها، میدانها، حمامها و مسجدها،  قصر، خزانه،  و همچنین آرامگاهی که برای خواب ابدی خود در نظر گرفته بود.او همچنین دستور داده بود تا دیوارها و دروازه هایی که برای تقویت استحکامات طبیعی ساخته شده بودند تکمیل شوند.  خزانه ای که نادر ساخته بود با غنائم و ثروتهایی که  از  هند غارت شده بود پر شد.

اما هیچیک از اینها در آخرین بحران دوران سلطنت نادرشاه  هنگامی که برادرزاده و بسیاری از نزدیکترین پیروانش علیه  بی رحمی ها و زیاده جویی دیوانه وارش شوریدند بکارش نیامد. او برای حفظ جان زنان و فرزندانش آنها را به کلات فرستاد. اما پس از آنکه به قتل رسید برادرزاده اش نیرویی از بختیاری ها را به کلات روانه کرد.  آنها با استفاده از نردبانی که یک نفر بطور اتفاقی و یا عمدی در کنار برجی جا گذاشته بود به داخل کلات راه یافتند.  همه مردان خانواده سلطنتی و حتی زنان حامله را بقتل رساندند. تنها یکی از نوه های نادرشاه به اسم شاهرخ زنده ماند که بعنوان فرمانروایی دست نشانده مدتی کوتاه حکومت کرد

معروفترین جاذبه دیدنی کلات نادری قصر خورشید است. این قصر آجری دارای سه طبقه زیرزمین همکف و بالا است. ارتفاع این بنا ۲۵ متر است و در قسمت تحتانی آن سردابه ای وجود دارد که در گذشته به عنوان زندان از آن استفاده میشده است.بر روی سرداب نیز فضایی ۸ ضلعی با ایوانهایی در دورش ساخته شده است که در وسطش برجی از ۶۶ برش سنگی ساخته شده که محور عمارت را تشکیل میدهد .

در محوطه آن نیز نمایی کامل از یک باغ ایرانی قرار دارد.آبنماهایی سنگی با ۱۵۶ فواره و ۸ حوضچه ٬باغ را به ۴ قسمت مجزا تقسیم کرده اند که همگی المانهای ساخت یک باغ ایرانی را تشکیل میدهند.

  

یکی از عجایب ساخت این برج لوله کشی دوازده هزار متری آن است که بوسیله آن استادکاران ایرانی با تراشیدن دل سنگها با قطر یک متر و قرار دادن لوله های سفالینه با طولی در حدود ۳۰ تا ۶۰ سانت در کنار هم  آب را از آبشار قره سو به قصر خورشید می‌آوردند.همچنین سیصد و شصت حوض سنگی در ارتفاعات اطراف آن که گویا نادرهر روز از یکی از آنها برای آب  لشگریانش استفاده می کرده است.

نادرشاه این عمارت را به عنوان مقبره خود درنظر گرفته بود که با کشته شدنش ساخت آن نیمه کار رها شد.بعدها جسد بدون سر اورا ابتدا در مشهد و سپس تهران و مجددا در آرامگاه فعلیش٬ مشهد به خاک سپردند.

علت نامگذاری بنا به عمارت خورشیدی وجود گنبد وسط آن است که با ۶۶ ستون دورتادور خود از بالا مانند گوی خورشید دیده میشود.سوراخهایی که در سقف وجود دارند پرتوهای خورشید را به گونه ای در وسط بنا منعکس میکنند که با دیدنشان ساعت دقیق و همچنین تاریخ روز مشخص میشود.

  نکته جالب دیگر در معماری این بنا نقش پرندگانی مانند طوطی و میوه‌هایی گرمسیری مانند موز و آناناس است که حکایت ازهندی بودن معماران قصر می‌کند که نادر شاه آن هارا باید از هند آورده باشد.نقاشیهای نیمه ای هم در دیوارها دیده میشود که حکایت از ناتمام ماندن ساخت این بنا دارند.گچبریها و طلاکاریهای فراوانی در درون قصر دیده می‌شود و دیوارهای آن بارها برای یافتن گنجهای نادر شکافته شده‌اند.

در زیر بنا و محوطه سرداب آن به ابتکار سازمان میراث فرهنگی یک موزه مردم شناسی ساخته شده است که تعدادی از آثار باستانی بدست آمده کلات را در آن قرار داده اند.همچنین عروسکها و مجسمه های مردم کلات با پوششهای محلی برای بازدید ساخته شده اند که بسیار طبیعی و زیبا هستند.فضای روستایی و قدیمی زندگی مردم نیز در قالب چادرهای عشایری٬تنورهای نان پزی٬دکانهای آهنگری و نجاری و عطاری٬ نشان داده شده است.همچنین یک مراسم عروسی محلی هم با آدمکها و ساز و دهل و سفره عقد دیده میشود که در آن فضای نمور و نیمه تاریک با سقفهای گنبدین و آجری شما را به درون فضا میبرد.

بعد از دیدن موزه و عمارت خورشیدی به چلوکبابی بهرام واقع در شهر رفتیم و کباب کوبیده بسیار لذیذ به همراه پلویی که محصول کشتزارهای کلات بود خوردیم.باورتان میشود شالیزار در دل سرزمین خشک کلات!!! اما باور کنید چه بسا خوشمزه تر از برنج شمال است.فقط چون در زمینهای محدودی کشت میشود مقدار آن آنقدر نیست که به مناطق دیگر فرستاده شود و تنها پاسخگوی نیاز مردم ساکن در کلات نادری است...آشپز هم خانمی محلی با لباس زیبای رنگارنگش بود که برای ما غذای خوشمزه کلاتی را پخت. 

*برخی اطلاعات گرفته شده از لینک زیر است.

http://www.jadidonline.com/story/02032007/fq/kalat_naderi